![]() |
![]() |
|
| سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي |
|
سایت NHS (که معادل وزارت بهداشت بریتانیا است) با انتشار یک مقاله علمی منافع متعدد فعالیت جنسی بر سلامت انسان را تشریح نموده است.بر اسا این مقاله آزاد شدن اندورفین در زمان ارگاسم باعث تحریک سلولهای ایمنی بدن، افزایش طول عمر، بهبود سلامت روانی و کاهش حملات قلبی می گردد. همچنین فعالیت جنسی با سوزاندن 300کالری در ساعت باعث تناسب اندام و ظاهر جوان تر می گردد. کاهش چین و چروک پوست، افزایش درخشندگی مو، تقویت عضلات و استخوانها و اعتلای احساسات درونی از دیگر اثرات سودمند فعالیت جنسی است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:26 توسط |
|
|
عرفان را در یکی از پارکهای شمال شهر تهران میبینم. پسر 28 سالهای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه میدهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه میدهد خوشبختتر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان میدهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمییابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی میداند. وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده میگوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفهای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسیهای مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود. شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند میشود. او میگوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم. او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمیآمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر میکردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت میبرم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف میزنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که میشناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم. عرفان با وجود اینکه سالها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچگاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت میکند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرفهایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. میگوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل میپذیرند. در حاشیه همین حرفها همکاران زن خود را سرزنش میکند و میگوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبتبار میکنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن میزند. این یک شغل است مثل همه شغلها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل میشود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمیتواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه! عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمیکنند. در منطقهای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه میکند بین 300 تا 600 هزار تومان پول میگیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گرانقیمت و منزل شخصیاش حدس زد. عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بیهیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند". این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبختترین تنفروش جهانم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:2 توسط |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:38 توسط |
|
|||||
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:13 توسط |
|
|
به گزارش فصل یاد صفارهرندي كه در برنامه شنبه شب نگاه يك سيماي جمهوري اسلامي ايران شركت كرده بود، در پاسخ به سئوال خبرنگار جوان اين برنامه كه پرسيد، هنرپيشههايي كه با سينماي هاليود همكاري ميكنند آيا امكان فعاليت در سينماهاي ايران را هم ميتوانند داشته باشند؟ ، گفت:قيدي كه در كار ما حاكم است، اين است كه از مرزهاي قانوني كسي پا را فرا نگذارد اما اگر كسي قانون را زير پا بگذارد خود بخود او هم زيرپا گذاشته خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:1 توسط |
|
|
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي دو پيش شرط خود را براي ورود به عرصه انتخابات «تفاهم با ملت بر سر خواستههايشان» و «امكان عملي شدن برنامههايش» اعلام كرد. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) خاتمي تاکيد کرد: آنچه بيش از نتيجه انتخابات مهم و حساس است، فراهم بودن زمينههاي لازم براي برگزاري انتخاباتي آزاد است. وي گفت: نگراني خاصي از نتيجه انتخابات ندارم. بعضا مطرح شده است که خاتمي به شرط پيروزي به ميدان انتخابات وارد ميشود، در حاليکه با تجربه دو بار حضور در انتخابات و با توجه به امواج و بازخوردهايي که از جامعه دريافت ميکنم و محبتي که به من در سطح وسيع ابراز مي شود، نگراني از اين بابت ندارم، اما قصد ندارم به هر قيمتي به قدرت دست يابم. رييس بنياد باران افزود: دو پيش شرط من براي شرکت در انتخابات اين است؛ بتوانم با ملت بر سر خواستههايشان تفاهم کنم. به اعتقاد من خواست قلبي و تاريخي مردم ايران آزادي، پيشرفت و عدالت است در عين سازگاري اين امور با دين و ارزشهاي معنوي و فرهنگي و اين همان گفتمان اصيل اصلاحطلبي است که در آينده تلاش ميکنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمايم. اگر بر سر اين موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمي روشن دست يابم و اين خواستهها در ميان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهي يابد به پيش شرط نخست خود دست يافتهام. خاتمي در بيان پيش شرط دوم خود نيز گفت: با سازوکارهاي موجود تا چه حد امکان عملي کردن برنامهها براي رييسجمهوري فراهم است؟ اگر واقعاً امکان اجراي برنامهها وجود نداشته باشد و موانعي بر سر راه قرار گيرند، ارائه بهترين و کاملترين برنامه به مردم نيز به منزله اغوا و فريب مردم است. وي اظهار كرد: دولت اصلاحات با وجود تمام تلاشي که براي تصويب نهايي لوايح دوگانه اختيارات رييس جمهوري مصروف داشت موفق به دستيابي به نتيجه مطلوب نشد. مردم هنوز هم موج تخريب عليه دولت از طريق تريبونهاي رسمي و رسانه ملي را به ياد دارند. قطعاً اگر شرايط بر همان منوال باشد، بسياري از برنامهها فرصت و مجال اجرايي شدن نخواهند يافت. وي افزود: جامعه ايراني داراي تعلقات عميق ديني است که مظاهر آن را در جاي جاي زندگي مردم از تولد تا مراسم ازدواج و عزاداري و ... ميتوان به روشني ديد. در کنار اين امر، مردم ايران قريب يکصد و پنجاه سال است که به جد خواهان آزادي، استقلال، پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواستهها به همراه تعلقات ديني، منشاء تاسيس نظامي شد که بايد هم تعلق ديني و هم خواستههاي تاريخي ايرانيان را تامين کند. رييس موسسه بين المللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با بيان اين اعتقاد که " امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است" ادامه داد: ظاهرپرستي، تمايل به خرافات، گرايش به جنبههاي منفي نوعي صوفيگري و معنويتگرايي کاذب، بياعتبار شدن لبّ ديني و در حاشيه قرار گرفتن اخلاق در جامعهاي که مدعاي استقرار نظام ديني دارد، موجب نگراني است. خاتمي خاطرنشان کرد: در برخي از اظهار نظرها و نوشتهها جنبههاي منفي عرفان و تصوف و معناگرايي آميخته با مشتي خرافات ديده ميشود. اين در حالي است که حقايق بلند معنوي و اخلاق مورد غفلت واقع شده است. درحالي که نه امام(ره) اين را ميخواست و نه رهبري و چهرههاي اصيل انقلاب اين را ميخواهند، اما متاسفانه شاهد بروز اين مسائل هستيم و بدتر از همه اينکه محوريت مردم کمرنگ شده است. وي گفت: روح دين تقرب به خدا، معنويت و اخلاق است. بداخلاقيهاي نهادي و بياخلاقيهايي که گاه رنگ و بوي دين ميگيرد، حتي در جوامعي با کمترين پايگاه و گرايش ديني نيز به چشم نميخورد و متاسفانه دروغ گويي گفتمان اصلي بخشهايي از جامعه شده است که از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت. وي افزود: يکي ديگر از جنبههاي منفي جامعه امروز ما اين است که اين روزها شاهد ارائه برخي وعدهها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم و متاسفانه در مقابل هرکس که حقايق را بر زبان آورد عامل و مرعوب بيگانه معرفي ميشود و افترا زدن و تخريب افراد به رويهاي معمول بدل شده است. حال آنکه روح انقلاب و توصيههاي امام(ره) بر پايه دعوت به معنويت، اخلاق، رعايت حق و حقوق و آزاديهاي جامعه براي دستيابي به جامعهاي متدين، پيشرفته، عادلانه و آزاد بود. رييسجمهور سابق كشورمان با اشاره به اينکه " ايران ظرف خاطرات مشترک تمامي ساکنان اين سرزمين و تمامي ايرانيان دنياست" افزود: موقعيت ايران در سطح بينالملل و تلاشهايي که براي بالا بردن اعتبار و حيثيت ايران و ايراني صورت ميگيرد براي ايرانيان سراسر دنيا اهميت دارد. وي گفت: انقلاب اسلامي زمينهساز اعتلاي بيسابقه نام ايران در جهان شد. وجهه مردمي انقلاب و پايداري و مقاومت در مقابل زورگويان و سلطهجويان سبب شد تا ايران به الگويي در منطقه بدل شود. ايرانيان به حق خواستار اعتلاي هر روزه نام ايران هستند. وي در ادامه با انتقاد از آنچه " عدم رعايت موضوع هزينه و فايده در سياستها و شيوه اداره کشور" خواند، گفت: در تمام مسائل مادي و معنوي بايد ميزان هزينهها و عوايد آن را در نظر داشت. ضعيف شدن جنبه کارشناسي در سياستگذاريها سبب ميشود که علي رغم پرداخت هزينههاي گزاف، فوايد کافي عايد کشور نشود. متاسفانه امروز شاهديم که اين تصميم گيريهاي غلط و هزينههاي بيهوده فايده معرفي ميشوند. به گزارش دفتر خاتمي، وي كه در ديدار با مديرعامل و دبيران ايلنا، سخن ميگفت؛ در ابتداي اين ديدار فعاليت مجدد ايلنا را به دست اندرکاران اين رسانه تبريک گفت و افزود: ايلنا هم يکي از دستاوردهاي دوران اصلاحات براي جامعه مدني بود که در حال حاضر، ارزشي بيش از پيش يافته است. اين روزها شاهد بروز بد اخلاقيها و توهينهايي هستيم که دربرخي روزنامهها ، سايتهاي خبري و حتي خبرگزاريهاي رسمي روي ميدهد. در اين ميانه رسالت مسوولان خبرگزاري کار ايران در حفظ هويت انتقادي اين رسانه و انصاف در انتشار اخبار و تحليلها نقشي کليدي است و اميدواريم برخي از مسوولان حکومتي نيز به اين سطح از درک برسند که تضمين امنيت جامعه مرهون فعاليت چنين رسانههايي است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 18:11 توسط |
|
یك خروس عجیب الخلقه كه در نیشابور تخم می گذارد،در موزه حیات وحش این شهردر معرض دید عموم قرار گرفته است.به گزارش شبکه خبر، به نقل از ایرنا ،رییس این موزه گفت:این خروس به طور مرتب روزانه در سه وقت حوالی اذان صبح و دو ساعت مانده به اذان های ظهر و مغرب، آواز سرداده و روزانه یك عددتخم مرغ با پوسته آجری رنگ می گذارد. حسین حصاری با اشاره به اینكه این حیوان متعلق به خانواده ای در یكی از روستاهای سرولایت است ،خاطر نشان كرد:بنا به نظر كارشناسان دامپزشكی این حیوان دچار عارضه دو جنسیتی است و هر دو هویت مرغ و خروس بودن را دارد. وی گفت : در مناطق مختلف ، این گونه حیوانات را با این عقیده كه بد یمن هستند می كشند یا می سوزانند. حصاری گفت :اکنون موزه حیات وحش نیشابور با 450 نوع و گونه حیوان تاكسیدرمی شده در گروه های خشك زی ، آبزی ، پرندگان ، عجیب الخلقه و ناقص الخلقه به عنوان یكی از مراكز بزرگ فرهنگی و گردشگری شناخته می شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:8 توسط |
|
|
در طول سال گذشته پرونده 100 اثر تاريخي در استان مرکزي تهيه شده که از اين تعداد 79 اثر در فهرست آثار ملي ثبت و پرونده 21 اثر در دست بررسي قرار گرفته است.
"محسن کريمي"، دبير شوراي ثبت آثار تاريخي سازمان استان مرکزي با بيان اين مطلب افزود:« با پيگيريهاي بهعمل آمده پرونده 100 اثر تاريخي و 40 اثر معنوي طي امسال در دست تهيه به منظور ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
کريمي در ادامه افزود:« از جمله آثار ثبت شده در سال گذشته ميتوان خانه ميرزا هدايت اله وزير دفتري مربوط به پدر مصدق و منزل معتمدالاياله مربوط به محمد رفيع خان از رجال سياسي دوران قاجاريه در شهرستان آشتيان، مسجد شيخ ابوالحسن در شهرستان اراک، محوطه پيش از تاريخ شهرياري خورهه در شهرستان محلات و آرامگاه شاهزاده احمد کوهين در شهرستان تفرش را نام برد.»
وي همچنين گفت: «محوطه تاريخي زلف آباد در منطقه فراهان نيز از جمله محوطههاي مهمي است که در دست ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
دبير شوراي ثبت تاريخي استان مرکزي همچنين از تهيه فهرست 20 اثر طبيعي جهت ثبت در آثار ملي خبر داد و گفت:« تا پايان سال 86 مجموعا 402 اثر از آثار استان مرکزي در فهرست آثار ملي قرار گرفته است.» |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:7 توسط |
|
|
دیروز مردم مشهد ساعت 11 صبح در حالی شروع به شعار دادن بر علیه مافیای اقتصادی کردند که نیروهای یگان ویژه از ساعاتی پیش در اطراف پارک ملت در آماده باش کامل به سر می بردند. به گزارش شاهدان عینی این تجمع در حالی آغاز شد که گویا از چند روز پیش شبکه های فارسی زبان خارج از کشور اقدام به دعوت از مردم برای تجمع بر ضد مافیای اقتصادی در مقابل پارک ملت در شهرهای بزرگ نموده بودند. این گزارش حاکیست این تجمع که در ابتدا با صدای بوق ممتد ماشینهای حاضر بر روی پل میدان آزادی و خیابانهای اطراف آغاز شد با فریادهای مردم بر علیه مافیای اقتصادی ادامه یافت. مردم كه در ابتدا با سردادن شعارهايي بر عليه مافياي اقتصادي اعتراض خود را اعلام و ابراز نمودند با واكنش شديد نيروهاي يگان ويژه به خشم آمدند. به عقيده نگارنده نيروهاي يگان ويژه با بي تدبيري محض خود اعتراض مردم بر عليه مافياي اقتصادي را تبديل به اعتراضي سياسي نمودند. اين همه در حاليست كه نخستين بار شعار مبارزه با مافياي اقتصادي توسط شخص رييس جمهور مطرح شده بود و در حقيقت مردم ديروز دقيقاً همان حرفي را مي زدند كه پيش از اين محمود احمدي نژاد بارها آن را از تريبون هاي مختلف بيان نموده بود اما هيچگاه در اين زمينه اقدامي ننموده بود. نيروهاي يگان ويژه كه همگي مجهز به زره و وسايل و تجهيزات كامل بودند با دستور مقامات ارشد به صورت پياده و با موتور به مردم يورش برده و آنان را با باتو هاي فلزي و برقي مورد تهديد و ضرب و شتم قرار مي دادند. اما با وخامت اوضاع در حدود ساعت 12 و نيم بعد از ظهر بود كه ماشين هاي مهمات از راه رسيده و نيروهاي ويژه با پياده نمودن اين مهمات از ماشين هاي حامل در جعبه هاي چوبي سبز رنگي كه همه بارها نمونه آن را در تلويزيون در دست سربازان آمريكايي و غيره ديده اند سعي در به وجود آوردن فضاي رعب و وحشت داشتند اما اين اقدام آنان باعث ايجاد خشم شديد مردم و سر دادن شعارهايي كه كمكم ميرفت تا رنگ و بوي سياسي بگيرد گرفت. مردم با شعارهايي نظير "ما گرسنه هستيم پس گراني تا به كي" "ما هستيم" و آزادي آزادي اعتراض خود را بيا مينمودند. در اين زمان بود كه نيروهاي لباس شخصي حاضر در محل كه از نيروهاي وزارت اطلاعات بودند اقدام به دستگيري چند تن نمودند كه با يورش مردم به سمت آنان دستور به استفاده نيروهاي انتظامي از باتوم هاي برقي دادند. در اين اوصاف بود كه نيروهاي ويژه موتور سوار نيز با سرعت به سمت مردم رفته و با باتوم و بعضاً زدن موتور به آنان سعي در برخورد و متفرق كردن آنان داشتند. در ساعت 1 نيز با اوج گرفتن شعارهاي مردمي نيروهاي يگان ويژه اقدام به تير اندازي هوايي نمودند و از اين پس بود كه تفنگ هاي تك تير اندازي كه كاليبر بسياربالايي داشت نيز به لجستيك نيروهاي ويژه اضافه شد. حدود ساعت 13 و 15 دقيقه بود كه عده اي از نيروهاي جوانتر از جمعيت 5 الي 6 هزار نفري داخل پارك شدند و با سر دادن شعارهايي كه عمدتاً سياسي بود مانند "دانشجوي سياسي آزاد بايد گردد" و .... به سمت دانشگاه فردوسي حركت نمودند. اين تعداد در خيابان مقابل دانشگاه اقدام به مسدود كردن خيابان و ايجاد ترافيك نمودند. در اين زمان نيروهاي اطلاعات نيز از فرصت به وجود آمده استفاده كردند و اقدام به دستگيري تعدادي از مردم كردند . اين نيروها به نيروي انتظامي دستور دادند كه آنان بغل هر كسي كه قرار گرفتند نيروي انتظامي نسبت به دستگيري آن فرد اقدام نمايند و زمانيكه با اين جمله نيروي انتظامي مبني بر اينكه ما دستور چنين كاري را نداريم گفتند: ما به شما دستور مي دهيم. در اين اوصاف بود كه مردم يكي از نيروهاي نفوذي بين خود را شناسايي كردند و زماني كه سمت وي رفتند ، وي با در آوردن كلت كمري خود و آماده شليك كردن آن اقدام به فرار كرد. اما در اين بين چند نكته واقعاً براي من جالب بود كه براي خوانندگان گرامي بازگو مينمايم. اولين نكته برخورد عاقلانه و به دور از خشونت رييس پليس مشهد بود كه تنها فرد حاضر بود كه با خونسردي مردم را به ارامش دعوت مي نمود. سرهنگ محمد كاظم تقوي در اكثر مواقع از برخورد نيروهاي خود با مردم جلوگيري مي نمود. دومين نكته جالب زماني بود كه يك پيرمرد از سرهنگ 2 حاضر در صحنه خواست كه از ضرب و شتم مردم دست برداشته و با مردم اينگونه رفتار نكنند كه آن سرهنگ تحت تاثير قرار گرفته و اشكهايش سرازير شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:18 توسط |
|
|
رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با اشاره به اينكه فردي مظنون در ارتباط با تخريب كتيبهي هخامنشي خارك شناسايي شده است، گفت: بهدليل مسايل امنيتي، دربارهي فرد مظنون و قصد او از تخريب عمدي اثر نميتوان چيزي گفت؛ ولي با همكاري دادگستري و يگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسايي كردهايم و با ارايهي اطلاعات، ممكن است كه او خود را مخفي كند. روز گذشته (دهم خردادماه) توسط دوستداران ميراث فرهنگي اعلام شد كه كتيبهي ميخي فارسي باستان كشفشده در جزيرهي خارک، بهدست اشخاص ناشناس با پتک و تيشه نابود و منهدم شده است. اين كتيبه، آبانماه سال گذشته در جريان عمليات احداث يك جاده پيدا شد و از آن بهعنوان سند هويتي خليج فارس و سندي دربارهي نام «خليج فارس» ياد ميشد. در مطالعهي اين كتيبه توسط كارشناسان اعلام شد كه متن اين اثر هخامنشي در پنج سطر و به زبان فارسي باستان نوشته شده است. احمد دشتي در گفتوگو با ايسنا، تخريب 10 تا 15 درصدي اين كتيبهي تاريخي را تأييد و بيان كرد: اين كتيبه با هماهنگي نيروي انتظامي، بخشداري خارك و مقامات محلي نگهداري ميشد. رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با اشاره به كشيدن فنس قفل و كليددار در اطراف اين كتيبه، اظهار داشت: روز گذشته به ما خبر رسيد كه فردي با ورود به محوطه، روي قسمتي از كتيبه خط كشيده است. وي دربارهي شيوهي حفاظت از كتيبهي تاريخي خارك، توضيح داد: آنجا كشيكي داريم كه به كتيبه سركشي و آنرا چك ميكند. او دربارهي اينكه عبور از فنس ايجادشده در اطراف كتيبه كاري آسان بوده است، گفت: در فاصلهي 50 تا 60 متري كتيبه، كيوسك حراست نفت قرار دارد كه نيروي انتظامي هم آنجا بهصورت شبانه روز كشيك ميدهد[!] وي در پاسخ به اين پرسش كه اگر كتيبه مراقب دايم داشته، چگونه تخريب شده است؟ بيان كرد: كشيك شبانهروز مراقب بوده، اما حالا ممكن است، يك زمان، جايي رفته باشد كه فرد مظنون هم از همان لحظه استفاده كرده است[!] دشتي بر بررسي براي شناسايي مظنون تأكيد كرد و افزود: روي قسمتهايي از كتيبه خط كشيده شده است و احتمال دارد، فرد مظنون با ميخ يا چيزي شبيه آن اين كار را كرده باشد. وي با تأييد عمدي بودن تخريب كتيبهي تاريخي خارك، ادامه داد: ما بهدنبال مظنون هستيم، ولي نبايد اطلاعات را بيرون دهيم، چون ممكن است كه مظنون از دست برود. رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر در پاسخ به اين پرسش كه انگيزهي تخريبكنندهي اثر از اين اقدام چه بوده است، توضيح داد: ما محكم بهدنبال كار هستيم و چون درحال پيگيري هستيم، نبايد اطلاعات را منتشر كنيم. البته ممكن است كه فرد مظنون فرصت نكرده باشد، همهي اثر را از بين ببرد. كسي كه اين كار را انجام داده، مترصد زمان بوده است. وي دربارهي انتقال اين كتيبه به موزه نيز اظهار كرد: كتيبه روي صخره قرار گرفته و همين ويژگي، نشانهي اصالت آن است و اين اثر را نميتوان منتقل كرد. او با اشاره به بازديدش از كتيبهي تاريخي خارك پس از تخريب آن، افزود: حدود 10 تا 15 درصد آن دچار تخريب شده و مشخص است كه كتيبهي تاريخي خارك خيلي متضرر نشده است و قسمتهاي اصلي آن مشكلي ندارند. دشتي در شرايطي اين سخنان را مطرح كرد كه معاون بخشدار جزيرهي خارک اعلام كرده است: هفتاد درصد نوشتههاي کتيبه بهشدت آسيب ديده و تنها يك خط از آن سالم مانده است. همچنين رضا مرادي غياثآبادي ـ دوستدار ميراث فرهنگي ـ گفته است كه اکنون نگراني ديگري نيز براي تخريب احتمالي ديگر آثار باستاني نويافته در جزيرهي خارك مانند سمتنماي جغرافيايي و نردهاي سنگي وجود دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:45 توسط |
|
|
آفتاب: يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:47 توسط |
|
|
با این حال، آنچه مسلم است اینکه اصلاح طلبان، سلسله شکست های خود را در جمعه گذشته ادامه دادند تا پیروزی آنها در انتخابات آینده ریاست جمهوری که بسیار هم سرنوشت ساز خواهد بود، در هاله ای از ابهام قرار گیرد. اصلاح طلبان، در دور نخست انتخابات مجلس هشتم در تهران نیز متحمل شکست مشابهی شده بودند.
با این حال در آن مقطع زمانی این تحلیل وجود داشت که چون در ایام منتهی به انتخابات، بخش عمده ای از انرژی و انسجام اصلاح طلبان مصروف رد صلاحیت ها، عدم فرصت مناسب برای تبلیغ و نیز مسایل درونی مانند ارائه فهرست موازی از سوی حزب اعتمادملی (جریان کروبی) و... شده است، آنها نتوانسته اند آنطور که باید و شاید در مقابل رقیب قدرتمند خود ظاهر شوند.
به علاوه، پس از اعلام نتایج انتخابات ، این دیدگاه وجود داشت که طرفداران اصلاح طلبان، با این گمان که کاندیدای اصلاحات رای خواهند آورد، شرکت خود در انتخابات را چندان ضروری نمی دانستند؛ در واقع با توجه به مشکلات اقتصادی کنونی، آنها از جانب کاندیداهای اصولگرایان، احساس خطر چندانی نمی کردند و بدین ترتیب، حامیان اصلاح طلبان، کمتر در پای صندوق های رای حاضر شدند و نتیجه نیز آن شد که شد. اما، این تحلیل ها در دور دوم انتخابات در نگاهی واقع گرایانه با بن بست مواجه می شود، چه آنکه نه ردصلاحیتی در فاصله دور اول و دوم وجود داشت و نه فهرست موازی اصلاح طلبان. به علاوه، با توجه به نتایج دور نخست که برای اصلاح طلبان و حامیان آنها فاجعه بار بود، می بایست حامیان خاموش آنها، زنگ خطر را می شنیدند و جمعه گذشته، جبران مافات می کردند ولی اینگونه نشد و اصولگرایان توانستند از 11 کرسی باقی مانده در تهران، 10 کرسی را از آن خود کنند. علیرضا محجوب نیز که از فهرست اصلاح طلبان به عنوان نفر آخر راهی مجلس شد، بیشترین آرای خود را، رهین جامعه کارگری تهران است نه وامدار وجهه اصلاح طلبی اش که اگر چنین بود، چهره های مطرح تری از وی در جمع اصلاح طلبان بودند که می شد بر روی آنها به عنوان نمادهای اصلاح طلبان حساب کرد، از جمله مجید انصاری و صدر و راستگو. البته می توان برای کاستن از رنج این نتایج، همه چیز را به گردن تقلب در انتخابات انداخت ولی قطعا چنین رویکردی نمی تواند دوای درد اصلاح طلبان باشد. در دور نخست همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان نیز در تهران برگزار شد که در آن نیز کاندیدای اصولگرایان (مهدوی کنی) با اختلاف آرای بسیار زیادی بر کاندیدای اصلاح طلبان (سجادی) غلبه کرد. این نتیجه نیز می تواند محکی باشد برای سنجیدن رای واقعی "رای دهندگان تهرانی" (و نه کل تهرانی ها) و از منظر همخوانی نتایج این دو انتخابات، پیروزی اصولگرایان را محصول فرایندی جدی تر از تقلب و دستکاری در آرا دانست. واقعیت این است که بسیاری از مردم تهران نه در دور اول انتخابات شرکت کردند و نه در دور دوم. اینها همان اکثریت خاموشی هستند که اصلاح طلبان امید زیادی به حضور آنها داشتند ولی اصرار آنها بر خانه نشینی در "جمعه سرنوشت"، اصلاح طلبان را ناکام گذاشت. این در حالی است که حامیان اصولگرایان، در هر دو جمعه، زمانی را برای ایستادن در صف های رای اختصاص دادند و بدین ترتیب پیروزی را به هم مسلکان سیاسی شان هدیه کردند. مشکل اصلاح طلبان نیز دقیقا همین است: آنها، "طرفدار پای کار" ندارند.
این امکان ، البته همیشه وجود دارد که در شرایط خاص سیاسی، به ناگاه دوم خردادی پدید آید یا رییس جمهور اصلاح طلبان در دور دوم ریاست جمهوری اش، خرق عادت کند و حتی بیش از دور اول رای بیاورد یا مجلس ششمی شکل بگیرد ولی آفرینندگان این صحنه ها، "رای دهنده دائمی" نیستند؛ یک روز می آیند و روزی دیگر غایب اند و از این رو، اصلاح طلبان هرگز نمی توانند روی آنها حساب کنند؛ دقیقا بر عکس اصولگرایان که همواره بر پایه ثابتی از پشتوانه مردمی در انتخابات حساب می کنند و پس از آن تمام تلاش خود را مصروف جذب آرای خاکستری می کنند و در این میان، بسیار اتفاق می افتد که بدون جذب آرای خاکستری نیز به اتکای همان آرای پایه، پیروز می شوند. اصلاح طلبان، در آسیب شناسی شکست های خود، ناگزیرند به این سوال پاسخ دهند که چرا از جمعیت قابل توجهی که "طرفدار حرفه ای" آنها باشند، محروم اند؟ چرا مجید انصاری، شاخص ترین چهره اصلاح طلبان که اکثر ناظران سیاسی، او را لیدر فراکسیون اصلاح طلبان مجلس هشتم می دانستند ،حتی موفق نمی شود در تهرانی که 5/5 میلیون واجد شرایط رای دادن دارد، 200 هزار رای بیاورد؟ قطعا اگر رای دهندگان اصلاح طلب شعبه های رای را پر می کردند، حتی اگر برگزار کنندگان می خواستند تقلبی هم انجام دهند، نمی توانستند.
در دوم خرداد، اگر فاصله آرای خاتمی و ناطق نوری مثلا 100 هزار یا 200 هزار رای بود، ای بسا، برگزار کنندگان انتخابات (که طرفدار ناطق نوری بودند) وسوسه می شدند که دستی به سر و روی صندوق ها بکشند ولی نمی شد فاصله 13 میلیونی را با تقلب و ابطال چند صندوق و جابه جایی آرا و ... پر کرد. اصلاح طلبان و کسانی که از نتیجه انتخابات تهران ناراضی اند، باید بیش از آن که از رای دهندگان به اصولگرایان گلایه مند باشند، از کسانی انتقاد کنند که صبح تا شب ، "دولت و مجلس اصولگرا" را به خاطر مشکلات کنونی جامعه نکوهش می کنند ولی هنگامی که پای رای دادن به میان می آید، حتی به خود زحمت نمی دهند ساعتی را برای تغییر - ولو نسبی- وضعیت اختصاص دهند و به جریانی که - نسبتاً - فاصله کمتری نسبت به دیدگاه هایشان دارد رای دهند! پس از دور اول انتخابات و نیز از روز گذشته تا کنون، این سوال بارها و بارها در محافل سیاسی و مردمی تکرار شده است: مردمی که اینقدر به وضعیت جامعه و سیاست های اصولگرایان انتقاد دارند، چرا دوباره به آنها رای دادند؟ پاسخ این پرسش، همان است که در سطرهای بالا بدان اشاره شد: آنها، مدام انتقاد می کنند و غر می زنند ولی رای نمی دهند و مغلوب رای دهندگان دائمی می شوند. درک این مطلب، البته چندان سخت نیست و جمعیت 15 درصدی شرکت کنندگان، در انتخابات دیروز، موید این مدعاست و تصور کنید اگر به جای این 15 درصد رأی دهنده همیشگی 50 یا 60 درصد به پای صندوق ها می آمدند، نتیجه آرا تا چه اندازه دگرگون می شد؟ این، نکته ای است که اگر اصلاح طلبان برای حل آن برنامه داشته باشند می توانند به انتخابات فوق العاده حساس ریاست جمهوری امیدوار باشند والا "بی تفاوتی به خانه نشینی" مردم و مدام دم از تقلب زدن، گره گشای کار آنها نخواهد بود. بهر حال اصلاح طلبان باید بپذیرند که در بازی دموکراسی، حتی با آرای اندک نیز می توان " قانوناً " پیروز شد و سرنوشت سیاسی جامعه را به دست گرفت، هر چند که در تحلیل های سیاسی، هزار سخن حق و ناحق گفته شود ولی باید واقعیت را نیز پذیرفت و به آن تن داد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:34 توسط |
|
|
رييسجمهور به دنبال انتشار گزارشهايي دال بر ارسال نامههاي تهديدآميز خطاب به خانم شيرين عبادي، به فرمانده نيروي انتظامي دستور داد تا به فوريت، اقدامات لازم را براي تامين امنيت و رفع نگراني اين شهروند ايراني معمول دارد . به گزارش فصل ياد دكتر محمود احمدينژاد با تاكيد بر اهميت صيانت از حرمت، حقوق و سلامت كليه شهروندان ايراني، از فرمانده نيروي انتظامي خواست تا درباره اين موضوع تحقيق كند و منشأ اين نامهها را كشف و عوامل آن را به دستگاه قضايي معرفي كند. شيرين عبادي پيشتر در نامهاي به فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به آنچه آن را دريافت نامههاي تهديدآميز خوانده بود، خواستار پيگيري اين مساله شده بود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:50 توسط |
|
|
استاد حسين ترمه چي هنرمند پيشکسوت خراساني صبح امروز دار فاني را وداع گفت. فرزاد ترمه چي، پسر حسين ترمه چي هنرمند پيشکسوت نقاشي با تاييد اين خبر گفت: استاد ترمه چي امروز ساعت 8 صبح دار فاني را وداع گفت. وي اظهار داشت: مرحوم ترمه چي پس از 4 ماه بيماري صبح امروز دار فاني را وداع گفت،پدرم از اول فروردين به علت بيماري ريوي و مشکلات پروستات در بيمارستان قائم بستري بود. پسر حسين ترمه چي با گلايه از اداره فرهنگ و ارشاد افزود: از طرف بابا مي توانم چيزهاي زيادي بگويم ولي فعلا نميتوانم؛ با وجود اين که بابا 4 ماه در بستر بود، مسوولين هيچ کاري برايش نکردند. وي گفت: پس از انجام کارهاي اداري، احتمالا فردا پيکر استاد حسين ترمه چي در مشهد تشييع ميشود. فصل ياد اين ضايعه را به تمامي هنردوستان مشهدي تسليت ميگويد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:44 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
اخبار ويژه گزارشهاي تحليلي سياسي اجتماعي عكس سايت قديم صفحه ويژه خاتمي |
|
RSS
|
|