تبليغاتX
فصل ياد
سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي
سایت NHS (که معادل وزارت بهداشت بریتانیا است) با انتشار یک مقاله علمی منافع متعدد فعالیت جنسی بر سلامت انسان را تشریح نموده است.بر اسا این مقاله آزاد شدن اندورفین در زمان ارگاسم باعث تحریک سلولهای ایمنی بدن، افزایش طول عمر، بهبود سلامت روانی و کاهش حملات قلبی می گردد. همچنین فعالیت جنسی با سوزاندن 300کالری در ساعت باعث تناسب اندام و ظاهر جوان تر می گردد. کاهش چین و چروک پوست، افزایش درخشندگی مو، تقویت عضلات و استخوانها و اعتلای احساسات درونی از دیگر اثرات سودمند فعالیت جنسی است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:26  توسط | 
عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند. 
وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود. 
شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم. 
او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم. 
عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند. 
در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه! 
عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند. 
در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد. 
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند". 
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم!

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:2  توسط | 

 

خبرگزاري فارس: شمس الواعظين گفت:‌ تفاوت خاتمي و احمدي‌نژاد در يك چيز است؛ خاتمي خود و نقش‌اش را جدي نگرفت، اما احمدي‌نژاد خودش و گفتمانش را هم بر فضاي سياسي داخلي و هم بر فضاي بين‌المللي تحميل كرد.

ماشاءالله شمس‌الواعظين روزنامه‌نگار، كارشناس مسائل سياسي و سردبير روزنامه‌هاي توقيف شده جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس تازه‌ترين ديدگاه‌هاي خود را در خصوص جريانات سياسي كشور، دولت سازندگي، دولت اصلاحات و دولت نهم اظهار داشت كه بخش پاياني اين مصاحبه در پي مي‌آيد:

*خبرگزاري فارس: شما زماني گفتيد يكي از دليل شكست اصلاح‌طلب‌ها اين بود كه عمق نفوذ سنت و نهادهاي سنتي در جامعه ايران را درك نكردند. اولا تعريف شما از نهادهاي سنتي چيست؟ ثانياً فكر مي‌كنيد اصلاح طلب ها چقدر در مقابل باورهاي سنتي مردم ايستادند؟ اين ايستادن چه تاثيري داشت؟
شمس‌الواعظين: بهتر است اين‌طور بگوييم كه دولت اصلاحات منبع تغذيه تئوري‌ها و انديشه‌هايش را از حوزه روشنفكري ديني مي‌گرفت. حوزه روشنفكري ديني اگر چه در زمينه توليد معرفت‌هاي‌ مدرن موفقيت‌هاي زيادي داشته است اما در يك مورد ناكام بوده و آن دست‌كم گرفتن نهادهاي سنت در ايران است. من در زندان به مدت 20 ماه فكر مي‌كردم كه چرا نهادهاي سنتي در شرق هميشه قوي‌تر از نهادهاي‌ سنتي غرب هستند؟ بررسي‌هاي من اين را نشان داد كه تمام كشورهاي داراي تمدن‌هاي كهن همزمان داراي نهادهاي قدرتمند سنتي هستند. نهادهاي سنت، نهادهايي هستند كه طيف وسيعي از گزارش‌ها و باورها را تا مرز خرافه در بر مي‌گيرد. ايران از جمله كشورهاي شرقي است كه 2 تمدن بزرگ را در دل خودش پرورش داده است، يكي تمدن آريايي و يكي هم تمدن اسلامي؛ هر دوي اين تمدن‌ها آئين و رسوم خاصي را از خودشان بر جاي گذاشته‌اند كه در نهايت منجر به شكل‌گيري يك تمدن تركيب شده است و تمدن‌هاي تركيبي از قدرت مضاعف براي تاثيرگذاري در جامعه برخوردار هستند. به عنوان مثال، ما بعد از انقلاب تصور مي‌كرديم كه با برخي گرايشات خرافي نهاد سنت در تمدن ايران مثل چهارشنبه سوري و نوروز را مي‌توانيم از بين ببريم و يا كاهش دهيم اما نهاد سنت آنچنان قدرتمند ظاهر شد كه نهاد مذهب هم نتوانست با آن مقابله كند.
همين نهاد مذهب قادر به چيره شدن بر برخي گرايش‌ها و آئين‌هاي مذهبي و سنتي مردم مثل قمه زني، زنجيرزني‌هاي خشن و غير معمول نبوده است. با وجود اين‌كه دولت احمدي‌نژاد، دولت خاتمي و دولت سازندگي هر ساله بيانيه صادر مي‌كنند كه با مظاهر عزاداري خشونت بار مقابله مي‌كنند، اما نتوانسته‌اند در اين زمينه توفيقي كسب كنند. دولت برخاسته از باورهاي مذهبي مردم توانايي رويارويي با برخي مظاهر و گرايش‌هاي خرافي مذهبي و سنتي مردم را ندارد و اينجاست كه سنت و نهادهاي سنتي قدرت‌نمايي مي‌كنند. پس تمدن‌هاي كهن از خودشان آئين‌هايي بر جا مي‌گذارند كه مقابله با آن آئين‌ها از عهده دولت‌هاي مدرن خارج است. دولت‌هاي مدرن بايد بتوانند ضمن تفسير جايگاه مشخصي براي اين آئين‌ها، آنها را در سيستم خودشان بپذيرند و از مقابله و مبارزه با آنها خودداري كنند. دولت‌هاي مدرن ضمن احترام به نهادهاي سنت، به جاي مقابله با آنها بايد سعي كنند چالش فكري با اين نهادها داشته باشند.

*فارس: آقاي شمس‌الواعظين فاصله كاملاً معنا داري بين شما و تيپ فكري آقاي صادق زيباكلام با حزب مشاركت وجود دارد؛ دليل اين فاصله شخصي است يا مبنايي و انديشه‌اي؟
شمس‌الواعظين: من روزنامه‌نگار حزبي نيستم؛ هر چند روزنامه‌نگاري حزبي در سراسر دنيا امري مرسوم و داراي جايگاه است اما شخصاً روزنامه‌نگار حزبي نيستم. به همين دليل هر چند احزاب را براي ساز و كارهاي سياسي در يك جامعه لازم مي‌دانم اما به هيچ حزبي وابسته نيستم. در مورد آقاي زيباكلام هم بايد از خودشان بپرسيد چرا اين فاصله را با حزب مشاركت دارد اما فاصله من با مشاركت و ساير احزاب يك فاصله حرفه‌اي است.

*فارس: از تيم تشكيل دهنده روزنامه جامعه، آقاي جلائي‌پور به حزب مشاركت پيوست و محسن سازگارا هم به اپوزيسيون خارج از كشور ملحق شد و با كاخ سفيد به همكاري پرداخت. خود شما به كجا پيوستيد؟ بعضي‌ها مي‌گويند شما به آقاي هاشمي و حزب كارگزاران نزديك شده‌ايد؟
شمس‌الواعظين: سوابق من كه اين را نشان نمي‌دهد ولي گاهي اوقات يك روزنامه‌نگار، مسئله‌اي را يك ضرورت ملي تلقي مي‌كند مثل خود من كه معتقد بودم به جاي انتخاب احمدي‌نژاد بايد بازگشت كنيم به الگوي مدرن توسعه‌گرايي و همه تفسيرشان اين بود كه منظور من از توسعه‌گرايي همان دولت آقاي هاشمي است. در حالي كه من همان فاصله‌اي را كه با مشاركت دارم به همان ميزان هم از حزب كارگزاران فاصله گرفته‌ام.

*فارس: در ايام انتخابات مجلس ششم شما به سمت آقاي هاشمي گرايش داشتيد در حالي كه مشاركتي‌‌ها از جمله آقاي عباس عبدي شديداً آقاي هاشمي را مورد انتقاد قرار مي‌دادند. مشاركتي‌ها معتقد بودند آقاي هاشمي يك «ديكتاتور توسعه‌گرا» است. تعريف شما از آقاي هاشمي چه بود؟ بالاخره اين وسط، آقاي هاشمي آن چيزي است كه مشاركتي‌ها مي‌گويند يا چيزي است كه شما مي‌گوييد؟
شمس‌الواعظين: صميمانه اين نكته را مي‌گويم كه من به مدل يك دولت و رويكردش كار دارم نه به خصلت‌ها و اشخاص آن. مدل دولت آقاي هاشمي رفسنجاني يك مدل توسعه‌گرايي است و توسعه‌گرايي به دموكراسي نزديك‌تر است تا توتاليتاريسم و اقتدارگرايي. يادمان نرود كه از رَحمِ دولت توسعه‌گراي هاشمي رفسنجاني، دولت شبه دموكراتيك آقاي خاتمي متولد شد و از رَحمِ دولت آقاي خاتمي، دولت شبه توتاليتر احمدي‌نژاد متولد شد. حال، خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل.

*فارس: بعضي احزاب در ايران مثل حزب مشاركت به يك باره تصميم حزبي مي‌گيرند كه با فلان رسانه خاص گفتگو و تعامل نكنند و به تمام اعضاي خودشان دستور مي‌دهند كه با اين رسانه يا خبرگزاري مصاحبه نداشته باشند. از طرفي، خود آنان در رسانه‌هاي خود افرادي مثل شما و آقاي زيباكلام را بايكوت مي‌كند و به خبرنگارانش اجازه نمي‌دهد با امثال شما گفتگو كنند. شما به عنوان يك صاحب نظر در عرصه رسانه تا چه اندازه اين تفكر و فعل حزب مشاركت را تائيد مي‌كنيد؟ به نظر شما اين رفتار با فضاي باز سياسي و رسانه‌اي و با روح دموكراسي در تضاد نيست؟

شمس‌الواعظين: اين رفتار حزب مشاركت كاملاً با روح دموكراسي و فضاي باز رسانه‌اي در تضاد است. حزب مشاركت با اين كار، خودش را از يك رسانه محروم مي‌كند و اين يك اشكال بزرگ است. من معتقدم با تمام رسانه‌ها بايد برخورد حرفه‌اي كرد؛ كار رسانه بسيار ارزشمند است و من كه فرزند اين حرفه هستم اين نكته را درك مي‌كنم. دوستان مشاركت اگر به چنين رويكردي معتقد هستند به آنها ياد آور مي‌شوم كه حقيقت در گيرندگان پيام است نه در توليدكنندگان و انتشار دهندگان پيام. بنابراين دوستان مشاركتي پيامشان را توليد كنند. مهم اين است كه گيرندگان پيام چه استنباطي از اين پيام داشته باشند. رسانه نهاد چهارم دموكراسي هستند اما يك وسيله‌اند دوستان مشاركت بايد به سمت گشودن فضا حركت كنند اگر مي‌خواهند پيامشان در جامعه ترويج پيدا كند.

*فارس: آقاي شمس‌الواعظين! دوستان علاوه بر تحريم برخي خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها، آن دسته از همفكران اصلاح‌طلب خود را كه با اين رسانه‌ها مصاحبه مي‌كنند «فريب خورده» مي‌نامند نگاه شما به اين امر چگونه است.
شمس‌الواعظين: البته مشاركت به من چنين نگاهي نداشته و حتي از ما براي سخنراني دعوت مي‌كنند، شايد نسبت به برخي نهادهاي رسانه‌اي حساسيت داشته باشند اما در نهايت بايد بدانند اشتباه مي‌كنند كه خودشان را از يك رسانه محروم مي‌كنند. عوامل رسانه و توليد پيام، احساسات و عواطف دارند و اين را دوستان مشاركت نبايد ناديده بگيرند. اينكه خبرنگار يك رسانه با شخصي تماس بگيرد و با احترام هر چه تمام از او درخواست مصاحبه كند اما آن شخص او را بايكوت نمايد، اصلاً از نظر اخلاق حرفه‌اي كار درستي نيست. از طرفي، ما نبايد به قطب بندي‌هاي حاد در جامعه كمك كنيم چرا كه اين خطرناك است.

*فارس: همانطور كه مطلع هستيد آقايان عبدالكريم سروش، عباس عبدي و محمد قوچاني بر اين باورند كه آقاي كروبي بهترين گزينه براي اصلاح‌طلب‌هاست. فكر مي‌كنيد آقاي كروبي بهتر از آقاي خاتمي مي‌تواند سكانداري اين جريان را بر عهده بگيرد و يك رئيس جمهور اصلاح‌طلب باشد.
شمس‌الواعظين: ما بايد بين ليدري يك حركت و عوامل اجرايي آن تفاوت قائل شويم. من معتقدم آقاي خاتمي بيشتر عامل اجرايي جريان اصلاحات بود تا ليدر و رهبر آن. جنبش اصلاحات محصول يك كشمكش درون اجتماعي ماست. بنابراين اينكه آقاي كروبي بتواند ليدري جنبش اصلاحات را بر عهده بگيرد از نظر من مورد ترديد است. زيرا آقاي كروبي در توليد جنبش اصلاحات چندان نقشي نداشته است. به عبارت ديگر آقاي كروبي و ساير شخصيت هاي محترم كشور در ايجاد و ترويج شكاف هاي اجتماعي موثر و مقصر هستند بنابراين نمي‌توانند خودشان را ناجي اين معضل بدانند. اما اينكه ايشان مي‌تواند در بخش اجرايي اصلاحات مورد اجماع باشد يا نه بايد توسط باسكول سنجش اجتماع مورد ارزيابي قرار گيرد شخصاً مخالف آمدن آقاي كروبي نيستم.

*فارس: سئوال من اين است كه آيا آقاي كروبي مي‌تواند گزينه اصلي و نهايي اصلاح طلبان باشد يا نه؟
شمس‌الواعظين: اين بسيار نكته مهمي است. اگر آقاي كروبي مي‌خواهد خودش را به عنوان نماينده يك اردوي فكري مثل اصلاح‌طلبي معرفي كند بايد حداقل «اجماع درون اردويي» خود را تضمين كرده باشد. آيا آقاي كروبي موفق شده است «اجماع درون اردويي» خودش را به دست بياورد؟ اگر موفق شده پس آمدنش به عنوان نماينده آن اردو يك ضرورت تلقي مي‌شود، اما اگر موفق نشده اين اجماع درون اردويي را به دست بياورد، آمدنش يك ساز غير همنوا با حركت آن اردو خواهد بود. لذا شايد هنوز هم فرصت مانده باشد تا ايشان بتواند اين اجماع را حول خودش شكل بدهد.

*فارس: آقاي شمس‌الواعظين! شما گزينه مطلوب اصلاح‌طلب‌ها را براي انتخابات آتي چه كسي مي‌دانيد؟
شمس‌الواعظين: من اگر مصداقي با شما صحبت كنم تمام تئوري خودم را نقض كرده‌ام. اينكه بعضي مرا نزديك به آقاي خاتمي مي‌دانند و بعضي هم نزديك به آقاي هاشمي، دليلش اين است كه هميشه تئوريك حرف زده‌ام نه مصداقي. فاصله من با تمام دولتمردان ايران به يك اندازه است. نگاه من يك نگاه الگويي و مدلي است. در شخصيت‌ها و سياستمداران دنيا ديگر مدل كاريزمايي وجود ندارد. اصلاح‌طلبان مرتكب اين اشتباه نشوند كه گمان كنند مي‌توانند يك شخصيت خاص را به خاطر داشتن برخي ويژگي‌ها بر حريف پيروز كرده و اقبال جامعه ايران را به سوي خود جلب كنند. اصلاح‌طلبان بايد بررسي كنند كه چه امري به خاتمي اين محبوبيت را داد كه با اقبال عمومي مواجه شود؛ دليل اصلي‌اش را بايد بررسي كرده و تدوين كنند و از آن به عنوان يك ميراث سياسي استفاده نمايند نه از شخص؛ چرا كه شخص در نهايت كم مي‌آورد و مثل آقاي خاتمي مي‌شود كه هنوز سه ماه از رياست جمهوري‌اش نگذشته بود اعلام مي‌كند اختيارات رياست جمهوري كم است و من يك تداركاتچي هستم. كسي كه در چنين مقامي اين شناخت را از خودش پيدا كند ديگر قادر به پمپاژ قدرت به خودش نيست و به فرد ديگري محتاج است تا به او مشروعيت بدهد. تفاوت آقاي خاتمي و احمدي‌نژاد در يك چيز است؛ آقاي خاتمي با وجود داشتن آن همه محبوبيت و اعتبار، خودش و نقش‌اش را جدي نگرفت، اما آقاي احمدي‌نژاد با وجود داشتن نكته منفي در بين نخبگان، خودش و گفتمانش را هم بر فضاي سياسي داخلي و هم بر فضاي بين‌المللي تحميل كرد.
من در يكي از سخنراني‌هايم در دانشگاه سواس لندن زماني كه از دولت احمدي‌نژاد انتقاد كردم، مورد تعرض بسياري از شنوندگان آنجا قرار گرفتم كه از احمدي‌نژاد حمايت مي‌كردند. من در كشورهاي عربي شاهد يك چالش بين طرفداران و مخالفان احمدي‌نژاد بودم. چرا؟ زيرا احمدي‌نژاد خودش و حوزه اختياراتش را جدي گرفت و نه تنها اختيارات رئيس‌جمهوري را كم ندانست بلكه زياد هم مي‌داند، اما آقاي خاتمي همين اختيارات را داشت اما مي‌گفت كم است و حتي از همان اختيارات خودش در راستاي پيشبرد بخشي از اهداف اعلام شده‌اش استفاده نكرد. تنها چيزي كه دولت احمدي‌نژاد و ساير دولت‌ها بايد به آن توجه كنند اين است كه نقش انبيايي براي خودشان قائل نشوند؛ اشكال بزرگ دولت احمدي‌نژاد همين است كه براي خودش رسالت انبيايي قائل است.

*گفتگو از: محمد صادق زماني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:38  توسط | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:13  توسط | 

حسين صفار هرندي وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي خطاب به هنرپيشه‌هايي كه در سينماي هاليود فعاليت مي‌كنند، توصيه كرد كه از مرزهاي قانوني پا را فراتر نگذارند.

به گزارش فصل یاد صفارهرندي كه در برنامه شنبه شب نگاه يك سيماي جمهوري اسلامي ايران شركت كرده بود، در پاسخ به سئوال خبرنگار جوان اين برنامه كه پرسيد، هنرپيشه‌هايي كه با سينماي هاليود همكاري مي‌كنند آيا امكان فعاليت در سينماهاي ايران را هم مي‌توانند داشته باشند؟ ، گفت:قيدي كه در كار ما حاكم است، اين است كه از مرزهاي قانوني كسي پا را فرا نگذارد اما اگر كسي قانون را زير پا بگذارد خود بخود او هم زيرپا گذاشته خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:1  توسط | 

حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي دو پيش شرط خود را براي ورود به عرصه انتخابات «تفاهم با ملت بر سر خواسته‌هايشان» و «امكان عملي شدن برنامه‌هايش» اعلام كرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) خاتمي تاکيد کرد: آن‌چه بيش از نتيجه انتخابات مهم و حساس است، فراهم بودن زمينه‌‏هاي لازم براي برگزاري انتخاباتي آزاد است.

وي گفت: نگراني خاصي از نتيجه انتخابات ندارم. بعضا مطرح شده است که خاتمي به شرط پيروزي به ميدان انتخابات وارد مي‌‏شود، در حالي‌‏که با تجربه دو بار حضور در انتخابات و با توجه به امواج و بازخوردهايي که از جامعه دريافت مي‌‏کنم و محبتي که به من در سطح وسيع ابراز مي شود، نگراني از اين بابت ندارم، اما قصد ندارم به هر قيمتي به قدرت دست يابم.

رييس بنياد باران افزود: دو پيش شرط من براي شرکت در انتخابات اين است؛ بتوانم با ملت بر سر خواسته‌‏هاي‌شان تفاهم کنم. به اعتقاد من خواست قلبي و تاريخي مردم ايران آزادي، پيشرفت و عدالت است در عين سازگاري اين امور با دين و ارزش‌هاي معنوي و فرهنگي و اين همان گفتمان اصيل اصلاح‌طلبي است که در آينده تلاش مي‌‏کنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمايم. اگر بر سر اين موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمي روشن دست يابم و اين خواسته‌‏ها در ميان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهي يابد به پيش شرط نخست خود دست يافته‌‏ام.

خاتمي در بيان پيش شرط دوم خود نيز گفت: با سازوکارهاي موجود تا چه حد امکان عملي کردن برنامه‌ها براي رييس‏جمهوري فراهم است؟ اگر واقعاً امکان اجراي برنامه‌ها وجود نداشته باشد و موانعي بر سر راه قرار گيرند، ارائه بهترين و کامل‌ترين برنامه‌ به مردم نيز به منزله اغوا و فريب مردم است.

وي اظهار كرد: دولت اصلاحات با وجود تمام تلاشي که براي تصويب نهايي لوايح دوگانه اختيارات رييس جمهوري مصروف داشت موفق به دستيابي به نتيجه مطلوب نشد. مردم هنوز هم موج تخريب عليه دولت از طريق تريبون‌‏هاي رسمي و رسانه ملي را به ياد دارند. قطعاً اگر شرايط بر همان منوال باشد، بسياري از برنامه‌‏ها فرصت و مجال اجرايي شدن نخواهند يافت.

وي افزود: جامعه ايراني داراي تعلقات عميق ديني است که مظاهر آن را در جاي جاي زندگي مردم از تولد تا مراسم ازدواج و عزاداري و ... مي‌‏توان به روشني ديد. در کنار اين امر، مردم ايران قريب يکصد و پنجاه سال است که به جد خواهان آزادي، استقلال، پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواسته‌‏ها به همراه تعلقات ديني، منشاء تاسيس نظامي شد که بايد هم تعلق ديني و هم خواسته‌‏هاي تاريخي ايرانيان را تامين کند.

رييس موسسه بين المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با بيان اين اعتقاد ‌که " امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است" ادامه داد: ظاهرپرستي، تمايل به خرافات، گرايش به جنبه‌هاي منفي نوعي صوفيگري و معنويت‌گرايي کاذب، بي‌اعتبار شدن لبّ ديني و در حاشيه قرار گرفتن اخلاق در جامعه‌اي که مدعاي استقرار نظام ديني دارد، موجب نگراني است.

خاتمي خاطرنشان کرد: در برخي از اظهار نظرها و نوشته‌‏ها جنبه‌‏هاي منفي عرفان و تصوف و معناگرايي آميخته با مشتي خرافات ديده مي‌‏شود. اين در حالي است که حقايق بلند معنوي و اخلاق مورد غفلت واقع شده است. درحالي که نه امام(ره) اين را مي‌خواست و نه رهبري و چهره‌هاي اصيل انقلاب اين را مي‌خواهند، اما متاسفانه شاهد بروز اين مسائل هستيم و بدتر از همه اين‌که محوريت مردم کمرنگ شده است.

وي گفت: روح دين تقرب به خدا، معنويت و اخلاق است. بداخلاقي‌‏هاي نهادي و بي‌‏اخلاقي‌‏هايي که گاه رنگ و بوي دين مي‌گيرد، حتي در جوامعي با کمترين پايگاه‌‏ و گرايش ديني نيز به چشم نمي‌‏خورد و متاسفانه دروغ گويي گفتمان اصلي بخش‌هايي از جامعه شده است که از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت.

وي افزود: يکي ديگر از جنبه‌‏هاي منفي جامعه امروز ما اين است که اين روزها شاهد ارائه برخي وعده‌‏ها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم و متاسفانه در مقابل هرکس که حقايق را بر زبان آورد عامل و مرعوب بيگانه معرفي مي‌‏شود و افترا زدن و تخريب افراد به رويه‌‏اي معمول بدل شده است. حال آن‌که روح انقلاب و توصيه‌‏هاي امام(ره) بر پايه دعوت به معنويت، اخلاق، رعايت حق و حقوق و آزادي‌‏هاي جامعه براي دستيابي به جامعه‌‏اي متدين، پيشرفته، عادلانه و آزاد بود.

رييس‌جمهور سابق كشورمان با اشاره به اين‌که " ايران ظرف خاطرات مشترک تمامي ساکنان اين سرزمين و تمامي ايرانيان دنياست" افزود: موقعيت ايران در سطح بين‌الملل و تلاش‌هايي که براي بالا بردن اعتبار و حيثيت ايران و ايراني صورت مي‌گيرد براي ايرانيان سراسر دنيا اهميت دارد.

وي گفت: انقلاب اسلامي زمينه‌ساز اعتلاي بي‌‏سابقه نام ايران در جهان شد. وجهه مردمي انقلاب و پايداري و مقاومت در مقابل زورگويان و سلطه‌‏جويان سبب شد تا ايران به الگويي در منطقه بدل شود. ايرانيان به حق خواستار اعتلاي هر روزه نام ايران هستند.

وي در ادامه با انتقاد از آن‌چه " عدم رعايت موضوع هزينه و فايده در سياست‌‏ها و شيوه اداره کشور" خواند، گفت: در تمام مسائل مادي و معنوي بايد ميزان هزينه‌‏ها و عوايد آن را در نظر داشت. ضعيف شدن جنبه کارشناسي در سياستگذاري‌‏ها سبب مي‌‏شود که علي رغم پرداخت هزينه‌هاي گزاف، فوايد کافي عايد کشور نشود. متاسفانه امروز شاهديم که اين تصميم گيري‌هاي غلط و هزينه‌هاي بيهوده فايده معرفي مي‌شوند.

به گزارش دفتر خاتمي، وي كه در ديدار با مديرعامل و دبيران ايلنا، سخن مي‌گفت؛ در ابتداي اين ديدار فعاليت مجدد ايلنا را به دست اندرکاران اين رسانه تبريک گفت و افزود: ايلنا هم يکي از دستاوردهاي دوران اصلاحات براي جامعه مدني بود که در حال حاضر، ارزشي بيش از پيش يافته است. اين روزها شاهد بروز بد اخلاقي‌‏ها و توهين‌‏هايي هستيم که دربرخي روزنامه‌‏ها ، سايت‌‏هاي خبري و حتي خبرگزاري‌‏هاي رسمي روي مي‌‏دهد. در اين ميانه رسالت مسوولان خبرگزاري کار ايران در حفظ هويت انتقادي اين رسانه و انصاف در انتشار اخبار و تحليل‌‏ها نقشي کليدي است و اميدواريم برخي از مسوولان حکومتي نيز به اين سطح از درک برسند که تضمين امنيت جامعه مرهون فعاليت چنين رسانه‌‏هايي است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 18:11  توسط | 
یك خروس عجیب الخلقه كه در نیشابور تخم می گذارد،در موزه حیات وحش این شهردر معرض دید عموم قرار گرفته است.

به گزارش شبکه خبر، به نقل از ایرنا ،رییس این موزه گفت:این خروس به طور مرتب روزانه در سه وقت حوالی اذان صبح و دو ساعت مانده به اذان های ظهر و مغرب، آواز سرداده و روزانه یك عددتخم مرغ با پوسته آجری رنگ می گذارد.

حسین حصاری با اشاره به اینكه این حیوان متعلق به خانواده ای در یكی از روستاهای سرولایت است ،خاطر نشان كرد:بنا به نظر كارشناسان دامپزشكی این حیوان دچار عارضه دو جنسیتی است و هر دو هویت مرغ و خروس بودن را دارد.

وی گفت : در مناطق مختلف ، این گونه حیوانات را با این عقیده كه بد یمن هستند می كشند یا می سوزانند.

حصاری گفت :اکنون موزه حیات وحش نیشابور با 450 نوع و گونه حیوان تاكسیدرمی شده در گروه های خشك زی ، آبزی ، پرندگان ، عجیب الخلقه و ناقص الخلقه به عنوان یكی از مراكز بزرگ فرهنگی و گردشگری شناخته می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:8  توسط | 
در طول سال گذشته پرونده 100 اثر تاريخي در استان مرکزي تهيه شده که از اين تعداد 79 اثر در فهرست آثار ملي ثبت و پرونده 21 اثر در دست بررسي قرار گرفته است.
 
"محسن کريمي"، دبير شوراي ثبت آثار تاريخي سازمان استان مرکزي با بيان اين مطلب افزود:« با پيگيري‌هاي به‌عمل آمده پرونده 100 اثر تاريخي و 40 اثر معنوي طي امسال در دست تهيه به منظور ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
 
کريمي در ادامه افزود:« از جمله آثار ثبت شده در سال گذشته مي‌توان خانه ميرزا هدايت اله وزير دفتري مربوط به پدر مصدق و منزل معتمدالاياله مربوط به محمد رفيع خان از رجال سياسي دوران قاجاريه در شهرستان آشتيان، مسجد شيخ ابوالحسن در شهرستان اراک، محوطه پيش از تاريخ شهرياري خورهه در شهرستان محلات و آرامگاه شاهزاده احمد کوهين در شهرستان تفرش را نام برد.»
 
وي همچنين گفت: «محوطه تاريخي زلف آباد در منطقه فراهان نيز از جمله محوطه‌هاي مهمي است که در دست ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
 
دبير شوراي ثبت تاريخي استان مرکزي همچنين از تهيه فهرست 20 اثر طبيعي جهت ثبت در آثار ملي خبر داد و گفت:« تا پايان سال 86 مجموعا 402 اثر از آثار استان مرکزي در فهرست آثار ملي قرار گرفته است.»
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:7  توسط | 

دیروز مردم مشهد ساعت 11 صبح در حالی شروع به شعار دادن بر علیه مافیای اقتصادی کردند که نیروهای یگان ویژه از ساعاتی پیش در اطراف پارک ملت در آماده باش کامل به سر می بردند.

 

به گزارش شاهدان عینی این تجمع در حالی آغاز شد که گویا از چند روز پیش شبکه های فارسی زبان خارج از کشور اقدام به دعوت از مردم برای تجمع بر ضد مافیای اقتصادی در مقابل پارک ملت در شهرهای بزرگ نموده بودند.

 

این گزارش حاکیست این تجمع که در ابتدا با صدای بوق ممتد ماشینهای حاضر بر روی پل میدان آزادی و خیابانهای اطراف آغاز شد با فریادهای مردم بر علیه مافیای اقتصادی ادامه یافت.

 

مردم كه در ابتدا با سردادن شعارهايي بر عليه مافياي اقتصادي اعتراض خود را اعلام و ابراز نمودند با واكنش شديد نيروهاي يگان ويژه به خشم آمدند.

 

به عقيده نگارنده نيروهاي يگان ويژه با بي تدبيري محض خود اعتراض مردم بر عليه مافياي اقتصادي را تبديل به اعتراضي سياسي نمودند.

 

اين همه در حاليست كه نخستين بار شعار مبارزه با مافياي اقتصادي توسط شخص رييس جمهور مطرح شده بود و در حقيقت مردم ديروز دقيقاً همان حرفي را مي زدند كه پيش از اين محمود احمدي نژاد بارها آن را از تريبون هاي مختلف بيان نموده بود اما هيچگاه در اين زمينه اقدامي ننموده بود.

 

نيروهاي يگان ويژه كه همگي مجهز به زره و وسايل و تجهيزات كامل بودند با دستور مقامات ارشد به صورت پياده و با موتور به مردم يورش برده و آنان را با باتو هاي فلزي و برقي مورد تهديد و ضرب و شتم قرار مي دادند.

 

اما با وخامت اوضاع در حدود ساعت 12 و نيم بعد از ظهر بود كه ماشين هاي مهمات از راه رسيده و نيروهاي ويژه با پياده نمودن اين مهمات از ماشين هاي حامل در جعبه هاي چوبي سبز رنگي كه همه بارها نمونه آن را در تلويزيون در دست سربازان آمريكايي و غيره ديده اند سعي در به وجود آوردن فضاي رعب و وحشت داشتند اما اين اقدام آنان باعث ايجاد خشم شديد مردم و سر دادن شعارهايي كه كم­كم ميرفت تا رنگ و بوي سياسي بگيرد گرفت.

 

مردم با شعارهايي نظير "ما گرسنه هستيم پس گراني تا به كي" "ما هستيم" و آزادي آزادي اعتراض خود را بيا مي­نمودند.

 

در اين زمان بود كه نيروهاي لباس شخصي حاضر در محل كه از نيروهاي وزارت اطلاعات بودند اقدام به دستگيري چند تن نمودند كه با يورش مردم به سمت آنان دستور به استفاده نيروهاي انتظامي از باتوم هاي برقي دادند.

 

در اين اوصاف بود كه نيروهاي ويژه موتور سوار نيز با سرعت به سمت مردم رفته و با باتوم و بعضاً زدن موتور به آنان سعي در برخورد و متفرق كردن آنان داشتند.

 

در ساعت 1 نيز با اوج گرفتن شعارهاي مردمي نيروهاي يگان ويژه اقدام به تير اندازي هوايي نمودند و از اين پس بود كه تفنگ هاي تك تير اندازي كه كاليبر بسياربالايي داشت نيز به لجستيك نيروهاي ويژه اضافه شد.

 

حدود ساعت 13 و 15 دقيقه بود كه عده اي از نيروهاي جوانتر از جمعيت 5 الي 6 هزار نفري داخل پارك شدند و با سر دادن شعارهايي كه عمدتاً سياسي بود مانند "دانشجوي سياسي آزاد بايد گردد" و .... به سمت دانشگاه فردوسي حركت نمودند.

 

اين تعداد در خيابان مقابل دانشگاه اقدام به مسدود كردن خيابان و ايجاد ترافيك نمودند.

 

در اين زمان نيروهاي اطلاعات نيز از فرصت به وجود آمده استفاده كردند و اقدام به دستگيري تعدادي از مردم كردند .

 

اين نيروها به نيروي انتظامي دستور دادند كه آنان بغل هر كسي كه قرار گرفتند نيروي انتظامي نسبت به دستگيري آن فرد اقدام نمايند و زمانيكه با اين جمله نيروي انتظامي مبني بر اينكه ما دستور چنين كاري را نداريم گفتند: ما به شما دستور مي دهيم.

 

در اين اوصاف بود كه مردم يكي از نيروهاي نفوذي بين خود را شناسايي كردند و زماني كه سمت وي رفتند ، وي با در آوردن كلت كمري خود و آماده شليك كردن آن اقدام به فرار كرد.

 

اما در اين بين چند نكته واقعاً براي من جالب بود كه براي خوانندگان گرامي بازگو مي­نمايم.

 

اولين نكته برخورد عاقلانه و به دور از خشونت رييس پليس مشهد بود كه تنها فرد حاضر بود كه با خونسردي مردم را به ارامش دعوت مي نمود. سرهنگ محمد كاظم تقوي در اكثر مواقع از برخورد نيروهاي خود با مردم جلوگيري مي نمود.

 

دومين نكته جالب زماني بود كه يك پيرمرد از سرهنگ 2 حاضر در صحنه خواست كه از ضرب و شتم مردم دست برداشته و با مردم اينگونه رفتار نكنند كه آن سرهنگ تحت تاثير قرار گرفته و اشكهايش سرازير شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:18  توسط | 

رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با اشاره به اين‌كه فردي مظنون در ارتباط با تخريب كتيبه‌ي هخامنشي خارك شناسايي شده است، گفت: به‌دليل مسايل امنيتي، درباره‌ي فرد مظنون و قصد او از تخريب عمدي اثر نمي‌توان چيزي گفت؛ ولي با همكاري دادگستري و يگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسايي كرده‌ايم و با ارايه‌ي اطلاعات، ممكن است كه او خود را مخفي كند.

روز گذشته (دهم خردادماه) توسط دوست‌داران ميراث فرهنگي اعلام شد كه كتيبه‌ي ميخي فارسي باستان كشف‌شده در جزيره‌ي خارک، به‌دست اشخاص ناشناس با پتک و تيشه نابود و منهدم شده است. اين كتيبه، آبان‌ماه سال گذشته در جريان عمليات احداث يك جاده پيدا شد و از آن به‌عنوان سند هويتي خليج فارس و سندي درباره‌ي نام «خليج فارس» ياد مي‌شد.

در مطالعه‌ي اين كتيبه توسط كارشناسان اعلام شد كه متن اين اثر هخامنشي در پنج سطر و به زبان فارسي باستان نوشته شده است.

احمد دشتي در گفت‌وگو با ايسنا، تخريب 10 تا 15 درصدي اين كتيبه‌ي تاريخي را تأييد و بيان كرد: اين كتيبه با هماهنگي نيروي انتظامي، بخشداري خارك و مقامات محلي نگهداري مي‌شد.

رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر با اشاره به كشيدن فنس قفل و كليددار در اطراف اين كتيبه، اظهار داشت: روز گذشته به ما خبر رسيد كه فردي با ورود به محوطه، روي قسمتي از كتيبه خط كشيده است.

وي درباره‌ي شيوه‌ي حفاظت از كتيبه‌ي تاريخي خارك، توضيح داد: آنجا كشيكي داريم كه به كتيبه سركشي و آن‌را چك مي‌كند.

او درباره‌ي اين‌كه عبور از فنس ايجادشده در اطراف كتيبه كاري آسان بوده است، گفت: در فاصله‌ي 50 تا 60 متري كتيبه، كيوسك حراست نفت قرار دارد كه نيروي انتظامي هم آنجا به‌صورت شبانه روز كشيك مي‌دهد[!]

وي در پاسخ به اين پرسش كه اگر كتيبه مراقب دايم داشته، چگونه تخريب شده است؟ بيان كرد: كشيك شبانه‌روز مراقب بوده، اما حالا ممكن است، يك زمان، جايي رفته باشد كه فرد مظنون هم از همان لحظه استفاده كرده است[!]

دشتي بر بررسي براي شناسايي مظنون تأكيد كرد و افزود: روي قسمت‌هايي از كتيبه خط‌ كشيده شده است و احتمال دارد، فرد مظنون با ميخ يا چيزي شبيه آن اين كار را كرده باشد.

وي با تأييد عمدي بودن تخريب كتيبه‌ي تاريخي خارك، ادامه داد: ما به‌دنبال مظنون هستيم، ولي نبايد اطلاعات را بيرون دهيم، چون ممكن است كه مظنون از دست برود.

رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر در پاسخ به اين پرسش كه انگيزه‌ي تخريب‌كننده‌ي اثر از اين اقدام چه بوده است، توضيح داد: ما محكم به‌دنبال كار هستيم و چون درحال پي‌گيري هستيم، نبايد اطلاعات را منتشر كنيم. البته ممكن است كه فرد مظنون فرصت نكرده باشد، همه‌ي اثر را از بين ببرد. كسي كه اين كار را انجام داده، مترصد زمان بوده است.

وي درباره‌ي انتقال اين كتيبه به موزه نيز اظهار كرد: كتيبه روي صخره قرار گرفته و همين ويژگي، نشانه‌ي اصالت آن است و اين اثر را نمي‌توان منتقل كرد.

او با اشاره به بازديدش از كتيبه‌ي تاريخي خارك پس از تخريب آن، افزود: حدود 10 تا 15 درصد آن دچار تخريب شده و مشخص است كه كتيبه‌ي تاريخي خارك خيلي متضرر نشده است و قسمت‌هاي اصلي آن مشكلي ندارند.

دشتي در شرايطي اين سخنان را مطرح كرد كه معاون بخشدار جزيره‌ي خارک اعلام كرده است: هفتاد درصد نوشته‌هاي کتيبه به‌شدت آسيب ديده و تنها يك خط از آن سالم مانده است.

همچنين رضا مرادي غياث‌آبادي ـ دوست‌دار ميراث فرهنگي ـ گفته است كه اکنون نگراني ديگري نيز براي تخريب احتمالي ديگر آثار باستاني نويافته در جزيره‌ي خارك مانند سمت‌نماي جغرافيايي و نردهاي سنگي وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:45  توسط | 

آفتاب: يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند

خبرنگار یک سایت كه اين خبر را از جلسه مذكور مخابره كرده مي نويسد: وي در سخنراني خود، جلوگيري از ايجاد معلوليت و بيماري را مقدم بر درمان دانست و گفت در صورت رعايت آيات و روايات در اين زمينه، درصد معلوليتها كاهش مي يابد.
وي در اين جلسه رسمي كه بانوان نيز شركت داشتند به روايتي اشاره كرد كه اعمال جنسي زن و مرد در چه ساعاتي از شب صورت پذيرد كه فرزندان سالمي حاصل شود.
گزارش مي افزايد برخي از حاضران با تعجب نگاه خود را به زير انداخته و برخي از خجالت، سرخ شده بودند. وي داراي ليسانس رياضيات و فوق ليسانس مهندسي صنايع است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:47  توسط | 

عصرایران - دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، در سیاسی ترین حوزه انتخابیه ایران (پایتخت) با شکست سنگین اصلاح طلبان به پایان رسید هر چند که پیروزی اصولگرایان نیز از نظر نسبت به کل آرای ماخوذه، چندان قاطع نبود.

با این حال، آنچه مسلم است اینکه اصلاح طلبان، سلسله شکست های خود را در جمعه گذشته ادامه دادند تا پیروزی آنها در انتخابات آینده ریاست جمهوری که بسیار هم سرنوشت ساز خواهد بود، در هاله ای از ابهام قرار گیرد.

اصلاح طلبان، در دور نخست انتخابات مجلس هشتم در تهران نیز متحمل شکست مشابهی شده بودند.
 با این حال در آن مقطع زمانی این تحلیل وجود داشت که چون در ایام منتهی به انتخابات، بخش عمده ای از انرژی و انسجام اصلاح طلبان مصروف رد صلاحیت ها، عدم فرصت مناسب برای تبلیغ و نیز مسایل درونی مانند ارائه فهرست موازی از سوی حزب اعتمادملی (جریان کروبی) و... شده است، آنها نتوانسته اند آنطور که باید و شاید در مقابل رقیب قدرتمند خود ظاهر شوند.

به علاوه، پس از اعلام نتایج انتخابات ، این دیدگاه وجود داشت که طرفداران اصلاح طلبان، با این گمان که کاندیدای اصلاحات رای خواهند آورد، شرکت خود در انتخابات را چندان ضروری نمی دانستند؛ در واقع با توجه به مشکلات اقتصادی کنونی، آنها از جانب کاندیداهای اصولگرایان، احساس خطر چندانی نمی کردند و بدین ترتیب، حامیان اصلاح طلبان، کمتر در پای صندوق های رای حاضر شدند و نتیجه نیز آن شد که شد.

اما، این تحلیل ها در دور دوم انتخابات در نگاهی واقع گرایانه با بن بست مواجه می شود، چه آنکه نه ردصلاحیتی در فاصله دور اول و دوم وجود داشت و نه فهرست موازی اصلاح طلبان. به علاوه، با توجه به نتایج دور نخست که برای اصلاح طلبان و حامیان آنها فاجعه بار بود، می بایست حامیان خاموش آنها، زنگ خطر را می شنیدند و جمعه گذشته، جبران مافات می کردند ولی اینگونه نشد و اصولگرایان توانستند از 11 کرسی باقی مانده در تهران، 10 کرسی را از آن خود کنند.

علیرضا محجوب نیز که از فهرست اصلاح طلبان به عنوان نفر آخر راهی مجلس شد، بیشترین آرای خود را، رهین جامعه کارگری تهران است نه وامدار وجهه اصلاح طلبی اش که اگر چنین بود، چهره های مطرح تری از وی در جمع اصلاح طلبان بودند که می شد بر روی آنها به عنوان نمادهای اصلاح طلبان حساب کرد، از جمله مجید انصاری و صدر و راستگو.

البته می توان برای کاستن از رنج این نتایج، همه چیز را به گردن تقلب در انتخابات انداخت ولی قطعا چنین رویکردی نمی تواند دوای درد اصلاح طلبان باشد.

در دور نخست همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان نیز در تهران برگزار شد که در آن نیز کاندیدای اصولگرایان (مهدوی کنی) با اختلاف آرای بسیار زیادی بر کاندیدای اصلاح طلبان (سجادی) غلبه کرد. این نتیجه نیز می تواند محکی باشد برای سنجیدن رای واقعی "رای دهندگان تهرانی"  (و نه کل تهرانی ها) و از منظر همخوانی نتایج این دو انتخابات، پیروزی اصولگرایان را محصول فرایندی جدی تر از تقلب و دستکاری در آرا دانست.

واقعیت این است که بسیاری از مردم تهران نه در دور اول انتخابات شرکت کردند و نه در دور دوم.

اینها همان اکثریت خاموشی هستند که اصلاح طلبان امید زیادی به حضور آنها داشتند ولی اصرار آنها بر خانه نشینی در "جمعه سرنوشت"، اصلاح طلبان را ناکام گذاشت.

این در حالی است که حامیان اصولگرایان، در هر دو جمعه، زمانی را برای ایستادن در صف های رای اختصاص دادند و بدین ترتیب پیروزی را به هم مسلکان سیاسی شان هدیه کردند.

مشکل اصلاح طلبان نیز دقیقا همین است: آنها، "طرفدار پای کار" ندارند.

این امکان ، البته همیشه وجود دارد که در شرایط خاص سیاسی، به ناگاه دوم خردادی پدید آید یا رییس جمهور اصلاح طلبان در دور دوم ریاست جمهوری اش، خرق عادت کند و حتی بیش از دور اول رای بیاورد یا مجلس ششمی شکل بگیرد ولی آفرینندگان این صحنه ها، "رای دهنده دائمی" نیستند؛ یک روز می آیند و روزی دیگر غایب اند و از این رو، اصلاح طلبان هرگز نمی توانند روی آنها حساب کنند؛ دقیقا بر عکس اصولگرایان که همواره بر پایه ثابتی از پشتوانه مردمی در انتخابات حساب می کنند و پس از آن تمام تلاش خود را مصروف جذب آرای خاکستری می کنند و در این میان، بسیار اتفاق می افتد که بدون جذب آرای خاکستری نیز به اتکای همان آرای پایه، پیروز می شوند.

اصلاح طلبان، در آسیب شناسی شکست های خود، ناگزیرند به این سوال پاسخ دهند که چرا از جمعیت قابل توجهی که "طرفدار حرفه ای" آنها باشند، محروم اند؟ چرا مجید انصاری، شاخص ترین چهره اصلاح طلبان که اکثر ناظران سیاسی، او را لیدر فراکسیون اصلاح طلبان مجلس هشتم می دانستند ،حتی موفق نمی شود در تهرانی که 5/5 میلیون واجد شرایط رای دادن دارد، 200 هزار رای بیاورد؟

قطعا اگر رای دهندگان اصلاح طلب شعبه های رای را پر می کردند، حتی اگر برگزار کنندگان می خواستند تقلبی هم انجام دهند، نمی توانستند.

در دوم خرداد، اگر فاصله آرای خاتمی و ناطق نوری مثلا 100 هزار یا 200 هزار رای بود، ای بسا، برگزار کنندگان انتخابات (که طرفدار ناطق نوری بودند) وسوسه می شدند که دستی به سر و روی صندوق ها بکشند ولی نمی شد فاصله 13 میلیونی را با تقلب و ابطال چند صندوق و جابه جایی آرا و ... پر کرد.
اصلاح طلبان و کسانی که از نتیجه انتخابات تهران ناراضی اند، باید بیش از آن که از رای دهندگان به اصولگرایان گلایه مند باشند، از کسانی انتقاد کنند که صبح تا شب ، "دولت و مجلس اصولگرا" را به خاطر مشکلات کنونی جامعه نکوهش می کنند ولی هنگامی که پای رای دادن به میان می آید، حتی به خود زحمت نمی دهند ساعتی را برای تغییر - ولو نسبی- وضعیت اختصاص دهند و به جریانی که - نسبتاً - فاصله کمتری نسبت به دیدگاه هایشان دارد رای دهند!

پس از دور اول انتخابات و نیز از روز گذشته تا کنون، این سوال بارها و بارها در محافل سیاسی و مردمی تکرار شده است: مردمی که اینقدر به وضعیت جامعه و سیاست های اصولگرایان انتقاد دارند، چرا دوباره به آنها رای دادند؟

پاسخ این پرسش، همان است که در سطرهای بالا بدان اشاره شد: آنها، مدام انتقاد می کنند و غر می زنند ولی رای نمی دهند و مغلوب رای دهندگان دائمی می شوند.

درک این مطلب، البته چندان سخت نیست و جمعیت 15 درصدی شرکت کنندگان، در انتخابات دیروز، موید این مدعاست و تصور کنید اگر به جای این 15 درصد رأی دهنده همیشگی 50 یا 60 درصد به پای صندوق ها می آمدند، نتیجه آرا تا چه اندازه دگرگون می شد؟

این، نکته ای است که اگر اصلاح طلبان برای حل آن برنامه داشته باشند می توانند به انتخابات فوق العاده حساس ریاست جمهوری امیدوار باشند والا "بی تفاوتی به خانه نشینی" مردم و مدام دم از تقلب زدن، گره گشای کار آنها نخواهد بود. 

بهر حال اصلاح طلبان باید بپذیرند که در بازی دموکراسی، حتی با آرای اندک نیز می توان " قانوناً " پیروز شد و سرنوشت سیاسی جامعه را به دست گرفت، هر چند که در تحلیل های سیاسی، هزار سخن حق و ناحق گفته شود ولی باید واقعیت را نیز پذیرفت و به آن تن داد. 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:34  توسط | 

رييس‌جمهور به دنبال انتشار گزارش‌هايي دال بر ارسال نامه‌هاي تهديدآميز خطاب به خانم شيرين عبادي، به فرمانده نيروي انتظامي دستور داد تا به فوريت، اقدامات لازم را براي تامين امنيت و رفع نگراني اين شهروند ايراني معمول دارد .

به گزارش فصل ياد دكتر محمود احمدي‌نژاد با تاكيد بر اهميت صيانت از حرمت، حقوق و سلامت كليه شهروندان ايراني، از فرمانده نيروي انتظامي خواست تا درباره اين موضوع تحقيق كند و منشأ اين نامه‌ها را كشف و عوامل آن را به دستگاه قضايي معرفي كند.

شيرين عبادي پيشتر در نامه‌اي به فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به آنچه آن را دريافت نامه‌هاي تهديدآميز خوانده بود، خواستار پي‌گيري اين مساله شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:50  توسط | 

استاد حسين ترمه چي هنرمند پيشکسوت خراساني صبح امروز دار فاني را وداع گفت.

فرزاد ترمه چي، پسر حسين ترمه چي هنرمند پيشکسوت نقاشي با تاييد اين خبر گفت: استاد ترمه چي امروز ساعت 8 صبح دار فاني را وداع گفت.

وي اظهار داشت: مرحوم ترمه چي پس از 4 ماه بيماري صبح امروز دار فاني را وداع گفت،پدرم از اول فروردين به علت بيماري ريوي و مشکلات پروستات در بيمارستان قائم بستري بود.

پسر حسين ترمه چي با گلايه از اداره فرهنگ و ارشاد افزود: از طرف بابا مي توانم چيزهاي زيادي بگويم ولي فعلا نمي‌توانم؛ با وجود اين که بابا 4 ماه در بستر بود، مسوولين هيچ کاري برايش نکردند.

وي گفت: پس از انجام کارهاي اداري، احتمالا فردا پيکر استاد حسين ترمه چي در مشهد تشييع مي‌شود.

فصل ياد اين ضايعه را به تمامي هنردوستان مشهدي تسليت مي‌گويد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:44  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
آخرین حرف - ترانس سکشوآل
شدن
موارد نقض قانون اساسی
علی جواهری
پایگاه اطلاع رسانی نوروز
پایگاه علمی کیمیا
سه‌شنبه نویسی‌ها
تخته سیاه
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب
مجله خبری لوتوس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
اخبار ويژه
گزارشهاي تحليلي
سياسي
اجتماعي
عكس
سايت قديم
صفحه‌ ويژه خاتمي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

وبلاگ را صفحه خانگي كنيد


New Page 5

mowj.ir
 


Javascripts