![]() |
![]() |
|
| سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي |
|
دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب گفت: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 12:20 توسط |
|
|
شرق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:38 توسط |
|
|
منجمان کشف کرده اند که اورانوس دارای حلقه ای آبی رنگ است. اين دومين سياره منظومه شمسی است که معلوم می شود حلقه ای به اين رنگ دارد. اين حلقه نيز مانند حلقه آبی کيوان، وجود خود را احتمالا مديون قمر کوچکی است که در آن جا خوش کرده است. دانشمندان گمان می کنند که نيروهای ظريف عمل کننده بر غبار موجود در حلقه باعث می شود که ذرات کوچکتر به مسير خود ادامه دهند درحالی که ذرات بزرگتر جذب قمر می شوند. تيم محققان آمريکايِی در گزارشی که در نشريه ساينس منتشر شده می گويد که ذرات کوچکتر رنگ آبی را منعکس می کنند و باعث می شوند حلقه به اين رنگ جلوه کند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:27 توسط |
|
![]()
دبير كل و اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت با همتايان خود در حزب مؤتلفه اسلامي ديدار كردند. اين ديدار در حالي انجام شد كه رييس كميتهي اطلاعرساني جبهه مشاركت اظهار كرده بود كه حزب متبوعش با همهي گروهها درخواست مذاكره دارد و داشته است.
وي همچنين گفته بود كه محتواي اين جلسه پس از برگزاري به صورت توافقي اعلام ميشود. محمدرضا خاتمي دبير كل جبهه مشاركت و حبيبالله عسكراولادي، دبير وقت حزب موتلفه اسلامي دوسال قبل مكاتباتي را درباره مواضع تشكلهاي متبوعشان داشتند. در همين حال يك منبع خبري نزديك به موتلفه از انجام اين ديدار به درخواست دبير کل جبهه مشارکت خبر داده و افزوده است كه برخي اين ديدار را در راستاي نزديکي گروههاي درون نظام در برابر تهديدات دشمن نيز ارزيابي مي کنند. مسائل مربوط به اوضاع داخلي و سياست خارجي به ويژه در حوزه هستهيي از مهمترين محورهاي مورد بحث در اين ديدار پيشبيني شده بود. اين ديدار در حالي انجام شد كه رييس كميتهي اطلاعرساني جبهه مشاركت اظهار كرده بود كه حزب متبوعش با همهي گروهها درخواست مذاكره دارد و داشته است.
وي همچنين گفته بود كه محتواي اين جلسه پس از برگزاري به صورت توافقي اعلام ميشود. محمدرضا خاتمي دبير كل جبهه مشاركت و حبيبالله عسكراولادي، دبير وقت حزب موتلفه اسلامي دوسال قبل مكاتباتي را درباره مواضع تشكلهاي متبوعشان داشتند. در همين حال يك منبع خبري نزديك به موتلفه از انجام اين ديدار به درخواست دبير کل جبهه مشارکت خبر داده و افزوده است كه برخي اين ديدار را در راستاي نزديکي گروههاي درون نظام در برابر تهديدات دشمن نيز ارزيابي مي کنند. مسائل مربوط به اوضاع داخلي و سياست خارجي به ويژه در حوزه هستهيي از مهمترين محورهاي مورد بحث در اين ديدار پيشبيني شده بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:23 توسط |
|
|
«محمدرضا تاجيك» ریيس سابق مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى با تشريح عوامل ![]() تاثيرگذار بر آرايش نيروهاى سياسى در سال ۸۵ ابراز اميدوارى كرد كه در سال جديد برخى از چهره هاى مقبول و مشهور باز وارد صحنه سياست شوند. اين امر خود مى تواند نقشى تعيين كننده در آرايش نيروها داشته باشد.وى از «سيدمحمد خاتمى»، «مهدى كروبى»، «ميرحسين موسوى»، «اكبر هاشمى رفسنجانى» و «مصطفى معين» به عنوان چهره هاى تاثيرگذار ياد كرد و گفت: «به نظر من در سال جديد برخى از اين چهره ها از حاشيه خارج مى شوند و در متن پا مى گذارند.»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 12:33 توسط |
|
|
از سال 1370 كه مشكلات كمبود توليد انرژي در كشور وجود داشت پروژههاي تحقيقاتي ب مهندس عليرضا شيراني ـ معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو ـ در مورد انجام پروژههاي تحقيقاتي درباره تاثير تغيير ساعت رسمي كشور بر ميزان مصرف انرژي، افزود: يكي از اين پروژهها اثر تغيير ساعت در مصرف انرژي الكتريكي بود كه با انجام پروژه تحقيقاتي در آن زمان كاهش دو هزار و 540 مگاوات انرژي را در طول شش ماه به همراه داشت. وي ادامه داد: در آن زمان (13 ارديبهشت 1370) با در نظر گرفتن قيمت برق با احتساب سوخت (40 تومان) و بدون احتساب سوخت (20 تومان) نزديك به 50 ميليارد تومان صرفهجويي ايجاد شد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 15:41 توسط |
|
|
ناصر آملي در مورد وي با تاکيد بر اينکه انديشه اصلاحطلبان با نقد غير منصفانه و انتقامگيري از روي خصومت در تضاد است، اظهار داشت: اصلاحطلبان اگر امروز ساكتند، منتظر نتايج عمكردها و فعاليتهاي چند ماهه دولت هستند تا بطور دقيق و كارشناسانه به نقد محتوايي دستاوردها، آثار و نتايج فعاليتهاي دولت نهم بپردازند. آملي با اشاره به آنچه سكون و سكوت فعلي گروهها و احزاب اصلاحطلب خواند، افزود: اكنون زماني فرا رسيده است تا مردم خود به قضاوت منصفانه عملكرد دولت نهم بنشينند و عملكردهاي دولت را با شعارهاي وعده داده شده مقايسه كنند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:30 توسط |
|
|
آزادي اكبر گنجي كه قرار بود با پايان دوره محكوميتش، دهم فروردين ماه از زندان آزاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:27 توسط |
|
![]() دكتر احسان شريعتي درعين آنكه نقد اصلاح طلبان را انجام ميداد بارها در حين گفتوگو تاكيد كرد: من به عنوان كسي كه در خارج کشور بودهام نميتوانم منصفانه به نقد آنچه در ايران گذشته بپردازيم.
سفر به ايران براي او كه هميشه رويدادهاي ايران را از طريق سايتهاي اينترنتي پيگيري مي كرد تجربه خوبي بود تا با واقعيتهاي جامعه ايران آشنا شود و خود نيز بر اين امر در صحبتهايش تاكيد داشت. وي معتقد است نهمين انتخابات رياست جمهوري در ايران به ظاهر ابطال كننده نتايج انتخابات دوم خرداد است چون اصلاح طلبان شكست خوردهاند و از صحنه حاكميت حذف شدند. وي با بيان اينكه در خارج كشور تحليلها اين بود كه در انتخابات سناريو اين است كه افرادي همچون احمدي نژاد و معين بيايند و فضا را گرم كنند تا هاشمي رفسجاني پيروز انتخابات شود در حاليكه عملا عملكرد اين شد و نه سناريويي در كار بود و نه تحليل درست بود. ***دموكراسي اجتماعي و عدالت اجتماعي از ياد اصلاح طلبان رفته بود دکتر احسان شريعتي با بيان اينکه من بعد از 2 دهه به ايران آمدهام و ميبينم كه يك بعد عظيمي از واقعيتهاي جامعه ايران ناديده گرفته شده است اذعان داشت: اصلاح طلبان آن طور كه من از طريق اخبار پيگيري ميكردم تحت گفتمان نئوليبرال واقع شدهاند و فقط در حوزه آزاديها و حقوق بشر متمركز و معطوف شدهاند در حاليكه يك بعد عظيمتري نيز وجود دارد و آن دموكراسي اجتماعي و عدالت اجتماعي است كه از يادها رفته بود و بايد مورد توجه نيروهاي آزاديخواه قرار ميگرفت. وي با انتقاد از اصلاح طلبان براي ناديده انگاشتن عدالت گفت: دكتر شريعتي هميشه آزادي، برابري و عرفان را در كنار هم طرح ميكرد و معتقد بود آزادي منهاي برابري آزادي نيست چون زمانيكه عدهاي سوارهاند و عدهاي پياده نميتوان مسابقه عادلانهاي را برپا كرد. همين مساله در شرايط امروز باعث شده وقتي محافظه كاران بحث عدالت راطرح كردندمردم از آن استقبال كنند. دكتر احسان شريعتي با بيان اينكه در مجموعه حاكميت در 2دهه گذشته هم محافظه كاران و هم احزاب مدرنتري همچون كارگزاران با هم مشتركاً سيستم فعلي را برپا كردهاند اين سوال را طرح كرد كه چطور بيتوجهي روشنفكران باعث شد حالا كه نيروهاي محافظه كار مدعي عدالت ميشوند نيروهاي اصلاح طلب خلع سلاح شوند. وي با اشاره به شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي رييس جمهور احمدي نژاد گفت: مگر بحث مافيايي اقتصادي، آقازادهها تنها از سوي تكنوكراتهاي مدرن انجام شده است كه حالا متهم اصلي باشد و انتخابات بگونهاي پيش رود كه جبههاي كه شعار عدالت را طرح ميكند و با صاحبان قدرت گذشته مخالفت ميكند براحتي پيروز انتخابات ميِشود. *** مردم در انتخابات رياست جمهوري خواستار حركت راديكالتر اصلاح طلبي شدند وي در تحليل انتخابات رياست جمهوري گفت: مردم در اين انتخابات در واقع خواستار حركت راديكالتر اصلاح طلبي شدند چون معتقدند اصلاح طلبان نتوانستهاند به نيازهايشان پاسخ دهند؛ اين را ميتوان در بخشي از جامعه كه در انتخابات شركت نكردند ببينيد. مثلاً اگر جبنش دانشجويي را در نظر بگيريم كه واسط جنبش اصلاحي و مردم بود و در 2 خرداد نقش اصلي را داشت دراين انتخابات مطالبات خود را عملاً در اصلاح طلبان فعلي نديد و راديكاليزه شد. وي با ابراز اين عقيده که 45 درصد راي دهندگان در انتخابات شركت نكردند اظهار داشت: پس راي اول با كساني است كه در انتخابات شركت نكردند و راي دوم از آن افرادي است به رييس جمهور احمدينژاد راي دادند كه اين هم در واقع رايي اعتراضي محسوب ميِشد چون ايشان هم به نفي گذشته پرداخته بود. شريعتي ادامه داد: نميتوان از اين انتخابات نتيجه گرفت كه مردم اصلاحات را نميخواستند، بلكه من معتقدم مردم اصلاحات را ميخواستند ولي خواستار يك تغييرات اساسيتر و بيناديتر بودند. وي خاطر نشان كرد: من خودم معتقدم اصلاح طلبي بايد عميقتر از آنچه تاكنون بوده باشد؛ عميق به اين معنا كه ما فقط از راه اصلاحي است كه ميتوانيم به تغييرات درجامعه برسيم نه از راههاي گسست و يا اقدامات قهرآميز. *** مشكل اساسي اصلاح طلبان نبود ساختارهاي حزبي است وي نبود ساختارهاي حزبي درايران را از مشكلات اساسي اصلاح طلبان برشمرد و گفت: از ابتدا كه خاتمي كار خود را آغاز كرد گفت نماينده يك حزب نيست و اين اشتباهي بود كه در زمان دكتر معين تكرار نشد ولي به نظر ميرسد اين بار مشكل آن بود كه حزب مشاركت نظر اقشار اجتماعي را منعكس نكرد. احسان شريعتي درعين آنكه نقد اصلاح طلبان را انجام ميداد بارها درحين گفتوگو تاكيد كرد: من به عنوان كسي كه درخارج کشور بودهام نميتوانم منصفانه به نقد آنچه در ايران گذشته بپردازيم. وي تاكيد داشت: من چون نگاهي به خارج كشور ندارم كه بيايند مشكلات ما را حل كننند و از سويي به راهبردهاي خشونت آميز و براندازانه اعتقادي ندارم به اصلاحات ريشهاي و تخصصي و ساختاري و انقلابي معتقدم بنابراين راه حل را از درون ميجويم لذا ميگويم بايد يك كار فرهنگي درازمدت بكنيم. وي رفتار حاكميت را به عنوان يك مانع سياسي عنوان داشت و خاطر نشان كرد: اين رفتار بايد تغيير كند؛ لذا نيروهاي آزادي خواه و سياسي و مبارز و عدالت خواه بايد سعي كنند به شكل اصولي با آن مواجه شوند و نه با رفتارهاي ضد عقلاني و حتي ضد مردمي. وي ارتباط با توده مردم را در اين مسير بسيار لازم خواند و گفت: دكتر شريعتي به عنوان يك روشنفكر مذهبي از اين لحاظ موفق بود كه با اعتقادات عميق ديني مردم ارتباط داشت و طبعاً تاثيرش هم برمردم بيشتر بوده است. شريعتي در انتقاد از گذشته افزود: يكي از ويژگيهاي كار در 8 سال گذشته اين بود كه بعضي افراد روي نقاط تحريك آميز جامعه دست مي گذاشتند و اين باعث ميشد در دراز مدت در جامعه منزوي شوند. *** بايد در همه مفاهيم سياسي كشور تجديد نظرشود احسان شريعتي با تاكيد بر رشد ناموزون درايران افزود: من اكنون بعد از 2 دهه به ايرانم ميآيم و ميبينم كه كشور خيلي پيشرفت كرده اما در مجموع يك ناهماهنگي و ناموزوني در كشور وجود دارد كه مثلاً درتهران همه شيوههاي زيست با هم حضور دارند و اين باعث شده يك نوع آنارشيسم در اين شهر احساس شود. وي با اشاره به مقاله يكي از روزنامهها كه در آستانه انتخابات مرحله دوم، وضعيت ايران را با فرانسه مقايسه كرده بود و گفت: در آن مقاله نوشته شده بود كه همه در دور دوم انتخابات فرانسه دور ژاك شيراك جمع شدند و در مقابل ژان ماري لوپن ايستادند و به راست افراطي راي ندادند و توصيه كرده بود كه همه در ايران هم براي روي كار نيامدن احمدي نژاد به هاشمي راي دهند در حاليكه غافل از آن بود كه جامعه ايران، قابل مقايسه با فرانسه نيست و اصولاً مفاهيم سياسي در ايران نيز قابل قياس با فرانسه نيست. وي با بيان اينكه بايد در همه مفاهيم سياسي كشور تجديد نظرشود خاطر نشان كرد: در كنار بعد اجتماعي،بحث فرهنگي نيز در كشور ما فراموش شده بود كه خود به توسعه ناموزون دامن زد. نماد اين مساله هم در تعريفهاي ما ازمفاهيم مصداق پيدا ميكند. وي افزود: بسياري از اختلافات فعلي در كشور مويد اين است كه مفاهيم در كشور ما از ابتدانيمبند تعريف شده بود وعلت آن هم اين بود كه ما مجبور بودهايم مفاهيم غربي را ترجمه كنيم. وقتي شما مفاهيم را ترجمه ميكنيد بايد به زبان خودتان باشد، وقتي بخواهيد به زبان خودتان باشد، زبان، مفهوم تمام دين و مليت و جهان بيني شماست. بطور مثال وقتي constitution را مشروطه معنا كرديد. مشروطه مفهومي است كه براي خودش معنا داد و در مقابل مطلقه بكار ميآيد درحاليكه من معتقدم واژه اصلي بايد به جاي شرط، چارت معنا ميشد. اگر چارت باشد ما به يك قرار داد يا منشور بايد معتقد باشيم. اما چون ما در شرايط خاص آن دوره اين واژه را معنا كرديم، آن را به گونهاي كه ميخواستيم ترجمه نموديم. وي با بيان اينكه ما در زمينه مفاهيم دچار يك آشفتگي هستيم، ادامه داد: اين آشفتگي در دوره فعلي هم مشهود است بطوريكه وقتي خاتمي جامعه مدني را طرح كرد اين موضوع هم خوب معنا نشد برخي مدنيه النبي را ملاك قرار دادند وبرخي هم چيزهاي ديگررا گفتند ولي در انتها مشخص نشد تعريف جامع و قاطع آن چيست. وي افزود: ما دراين زمينه با موانع جدي روبرو هستيم از يك طرف سنت در مقابل روشنفكران مقاومت ميكند و از يك سو تجدد است كه ميخواهد همه چيز را ريشه كن كند و از نو بسازد. لذا در زمينههاي فرهنگي ما ميبينيم كه با برخوردهاي افراطي وتفريطي مواجهيم كه بايد از نظر تئوري بتوانيم با بازتعريف مفاهيم اين مانع را طوري از پيشرو برداريم كه به قول هگل بتوانيم فقر و آزادي را دست در دست هم داشته باشيم. شريعتي وجه تمايز جامعه ايران با بقيه دنيا را طرفداري از نفي گذشته خواند و گفت: مشكل ما در ايران اين است كه اصلاً هيچوقت دولت مستقر نداشتهايم و نداريم. اين را وقتي وارد تهران ميشويد كاملاً احساس ميكنيد. مثلاً همين پليسهايي كه در سطح شهر وجود دارند و جريمه ميكنند، اصلاُ نقشي دركاهش ترافيك ندارند بلكه تنها نشستهاند و جريمه مينويسند. اين درحاليست كه دولت را در غرب در همه ابعاد اجتماعي ميتوان احساس كرد. وي افزود: شما در ايران ممكن است محلهاي را ببينيد كه بهترين خانهها در آن وجود دارد ولي از نظر ساختار محلهاي در ماقبل تاريخ بر ميبرد در حاليكه در اروپا برعكس است يعني ممكن است يك خانه ساده داشته باشيد ولي زيرساختهاي شهري در آن كاملاً وجود دارد و تقدم با شهر است. شايد يكي از دلايل اصلي آن اين باشد كه مفهوم دولت درايران به درستي مشخص نيست؛ شما وقتي در اروپا ميگوييد دولت همه ميدانند يعني كشور، يعني دولت شهر و ساختار كلي كشور كه بخشي سياسي هم درون آن وجود دارد و يك عقلانيت جمعي در آن حاكم است و منافع كشور وشهر برهمه چيز چيره است. وي ادامه داد: اما درايران ميتوانيد دولتي داشته باشيد كه مردم را ناديده بگيرد يا عقلانيت جمعي را قبول نكند و يا حتي عدالت را فراموش كند. وي به دوره رضاخان اشاره كرد و گفت: رضاخان دولتي اقتدار گرا ايجاد كرد كه برخي اقدامات توسعهاي را هم انجام داد ولي دقت كه ميكنيد ميبينيد يك رشد ناموزون را پايه گذاشت كه بسياري از افراط هاي امروز هم ريشه درهمان دوران دارد. زيرا رضاخان ميخواست كشور را مدرن كند اما به بسياري از مسايل فرهنگي وفكري و سياسي جامعه بهايي ندارد. شريعتي با تاكيد بر اينكه شما نميتوانيد كشوري را مدرن كنيد بدون اينكه دموكراسي وجود داشته باشد ادامه داد: ماحتي درحد تركيه هم نتوانستهايم احزاب را نهادينه كنيم و جامعه مدني را گسترش دهيم و مجموعه اينها باعث شده كه ما الان در ايران هم درآمد لازم را داريم هم تخصص لازم را داريم، امكانات خيلي زيادي هم داريم اما رشد ناموزنما مانع پيشرفت ما ميشود. ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:21 توسط |
|
|
بیانیه زیراز سوی جبهه مشارکت ایران به مناسبت پایان سال 1384 و آغاز سال 1385 صادر کرد:
«.... مسؤولین و تصمیمگیرندگان فعلی مسؤول حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده و به هیچ وجه نباید به خود اجازه دهند با اتخاذ سیاستهایی که اشتباه بودن آنها بارها و بارها تجربه شده است منافع ملت ایران را قربانی محاسبات اشتباه خود کنند. ما لازم میدانیم متذکر شویم راه مقابله با سیاستهای سلطهجویانه موجود در جهان نه راهکار نظامی است و نه اتخاذ روشهای خصمانهای که همه جهان را علیه ایران متحد میکند بلکه تنها راه احقاق حق ملی ایرانیان در پیش گرفتن راهی است که جامعه ایرانی را جامعهای دموکراتیک، صلحجو و آرامشطلب و عقلانی به جهان معرفی کند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 16:21 توسط |
|
|
متفاوت با دوران بازداشت خود بازگشته است. این فضا در اطلاعیه ای که یاران اصلاح طلب او در جبهه مشارکت صادر کرده اند، بیش از هر مطلب دیگری اکنون منعکس است. عرصهها تنگ تر شده است. بر خلاف ظاهرا، نه بر اصلاح طلبان، که بر سرکوب کنندگان اصلاحات. لازم نیست این را فریاد کرد، خود عیان است! فصل جدیدی آغاز شده است که عمق آن بیش از سطح دوران اولیه اصلاحات است. حتما او هم به این فضای جدید میاندیشد. میشنود، میخواند و میبیند، پیش از آنکه شتابزده به میدان درآید. برای فضا و فصل جدیدی که در راه است باید آماده شد و همه توش و توان را یکجا جمع کرد. همه آموختند. همه آموختیم و آموخته را باید بکار گرفت. هر کس به قیمتی! او نیز به قیمت 6 سال زندان دشوار. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 16:5 توسط |
|
|
ايراني پر از آزادي، مهر و دوستي باد به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فرهوشی (سرزندگی) اشاره دارد که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی میکند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها میروند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند. روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانههای خود حمل میکردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت. جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد. با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد. همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند. روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام میگذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا میشود. در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 15:48 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
اخبار ويژه گزارشهاي تحليلي سياسي اجتماعي عكس سايت قديم صفحه ويژه خاتمي |
|
RSS
|
|