![]() |
![]() |
|
| سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي |
|
آخرين مطالعات مركز رايانهاي DAVE SIFRYنشان ميدهد در حال حاضر در هر ثانيه يك وبلاگ ساخته ميشود كه اين رقم نسبت به سه سال گذشته ۶۰درصد افزايش پيدا كرده است. به نوشته سايت ايتاليايي ،KATAWEBدر حال حاضر بيش از ۲۷/۲ميليون وبلاگ فعال وجود دارد و روزانه بيش از ۷۵هزار وبلاگ به آنها اضافه ميشود. گفته ميشود هر ۵ماه و نيم تعداد كل وبلاگهاي ساخته شده دو برابر افزايش پيدا ميكند. در مهمترين مواردي كه در وبلاگهاي نوشته ميشود شامل انتشار اخبار، مسايل سياسي، نقطه نظرات جوانان و مشكلات جامعه ميباشد. كارشناسان مركز DAVE SIFRYاعلام كردند: روزانه بيش از ۱/۲ميليون مطلب جديد در وبلاگها وارد ميشود به عبارت ديگر در هر ساعت كاربران بيش از ۵۰ هزار مطلب جديد براي وبلاگهاي خود ارسال ميكنند. جف هس يكي از بزرگترين كارشناسان رايانهاي در دنيا در وبلاگ شخصي خود نوشت: در طول تاريخ زندگي بشر هرگز روند ارتباطات بين مردم با اين سرعت افزايش پيدا نكرده بود و اين ميتواند به عنوان يك موفقيت بزرگ محسوب شود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 14:33 توسط |
|
شعبان جعفري كه از سرسپردگان رژيم شاه مخلوع بود و بر اساس برخي گزارش ها نقش موثري در كوتاي 28 مرداد 1332 داشت, ديروز در سن 85 سالگي در لوس آنجلس آمريكا درگذشت.از وي به عنوان چهره اي منفور در تاريخ سياسي معاصر ايران, به خصوص وقايع نخستين دهه 1330 نام برده مي شود, چنانكه در آشوبهاي منجر به سقوط دولت مردمي مصدق از وي به عنوان رهبر شورشيان ياد شده است. هرچند برخي از مورخين براساس اسناد موجود معتقدند كه وي در روزهاي منجر به كودتا در زندان به سر ميبرده, و پس از سقوط دولت ملي به فرمان نخست وزير وقت آزاد گرديده است. شعبان بي مخ بعد از انقلاب اسلامي همراه با عوامل رژيم پهلوي به لوس آنجلس فرار كرد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 13:38 توسط |
|
«عباس عبدي» طي نامهاي انتخاب «محسن ميردامادي» را به دبير كلي جبهه مشاركت ايران اسلامي تبريك گفت. در اين نامه آمده است: « جناب دكتر محسن ميردامادي با سلام پس از آقاي دكتر خاتمي، دبير كلي جنابعالي بهترين انتخاب ممكن بود كه از سوي كنگرهي نهم به انجام رسيد. اميد است كه جبههي مشاركت با دبير كل جديد، فصلي نوين را در حيات نهچندان طولاني خود آغاز كند؛ فصلي كه فرود گذشته را پايان برد و سپس گامهاي لازم براي حفظ و انسجام و در نهايت رشد و گسترش برداشته شود. گر چه چنين كاري بس سخت و كارفرسات، اما غير ممكن نيست، اگر جبههي مشاركت خصلت انطباق و انعطافپذيري خود را حفظ كند، طبعا حصول چنين هدفي قابل تصور است. با احترام عباس عبدي » |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 12:7 توسط |
|
يكي از تهيه كنندگان و مجريان طرح سريال «نرگس» گفت: 47 قسمت از صحنههاي داخلي مجموعه با حضور پوپك گلدره تصويربرداري شده بود ولي به علت ضبط نشدن صحنههاي خارجي مربوط به آنها، از قسمت 36 به بعد بازيگر نقش نرگس را عوض كرديم. مهران مهام در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: پس از قطعي شدن، ناتواني گلدره براي ادامه كار، قسمتهاي تصوير برداري شده، بازنگري و مشخص شد كه تا قسمت 36،سكانها به طور كامل تصويربرداري شده است. بنابراين پس از اين تعداد قسمت از ستاره اسكندري براي بازي در «نرگس» دعوت شد. وي دربارهي انتخاب بازيگر دوم نقش نرگس گفت: شرايط سختي داشتيم، چند بازيگر از قبول اين نقش سرباز زدند ولي در نهايت ستاره اسكندري با فداكاري پذيرفت. اين تهيه كننده، دربارهي اقدامات اتخاذ شده براي حفظ بينندگان سريال با توجه به تغيير بازيگر نقش اصلي آن اظهار كرد: پوپك گلدره به خوبي از عهدهي ايفاي نقش نرگس برآمد با اين حال براي تداوم همراهي بينندگان با مجموعه، از طريق رسانههاي مختلف گروهي اطلاعرساني شده است علاوه بر آن در قسمت 36 در بخش ويژهاي اطلاعات كافي دربارهي علت اين دگرگون به مخاطبان ارايه ميشود. به اعتقاد وي، بينندگان پس از گذشت چند قسمت با ستاره اسكندري هم مانند گلدره در نقش نرگس ارتباط خوبي برقرار ميكنند. مهام در پايان دربارهي معيارهاي گزينش بازيگر دوم نقش نرگس تاكيد كرد: سعي كرديم بازيگري را انتخاب كنيم كه به نقش نزديك باشد علاوه بر آن ايفاي آن را از ادامهي تصوير برداري بپذيريد و به دنبال «پاك شدن» گلدره از كار نباشد. همچنین شب 23 مرداد ماه، پس از پايان سي و ششمين قسمت سريال «نرگس»، سازندگان اين مجموعه در ويژه برنامهاي بار ديگر با پوپك گلدره بازيگر نقش اول اين مجموعه وداع ميكنند. اين بخش 35 دقيقهيي با پدر و مادر پوپك گلدره دربارهي چگونگي سانحهي كه براي دخترشان به وقوع پيوست، صحبت ميكند. دستاندركاران اين مجموعه از همكاري خود با پوپك ميگويند. سپس از چگونگي انتخاب ستارهي اسكندري به عنوان جانشين پوپك گلدره صحبت به ميان ميآيد. در پايان هم با حضور پدر و مادر گلدره از زحمات اين بازيگر تقدير ميشود. به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهران مهام و سيروس مقدم تهيهكننده و كارگردان، اين برنامه را تدارك ديدهاند. در اين شب ستارهي اسكندري بازيگر دوم نقش نرگس ميشود، او دربارهي بازي به جاي گلدره به ايسنا ميگويد: براي قبول ايفاي نقش نرگس قدري ميترسيدم، ولي اميدوارم پس از چند قسمت، مخاطبان با بازي من ارتباط برقرار كنند. من نيز مانند ساير دستاندركاران سريال نرگس سعي كردم كه زحمات پوپك حفظ شود. عاطفه نوري ـ بازيگر نقش نسرين در سريال نرگس ـ نيز دربارهي ايفاي نقش در مقابل ستارهي اسكندري به ايسنا ميگويد: ابتدا كه متوجه اين جايگزيني شدم نسبت به آن موضوعگيري كردم. اما به قدري نيت ستاره اسكندري براي كار در اين مجموعه خوب بود كه من خلع سلاح شدم و او توانست به نرگس جديدي براي من تبديل شود. او ادامه مي دهد: به لحاظ حسي خيلي زود به ستاره اسكندري، نزديك شدم. چون كه با ورود او به صحنه، خلاءاي كه در آن دوره داشتم پر ميشد. پوراندخت مهيمن - بازيگر نقش مادر نرگس و نسرين - نيز در مصاحبهاي دربارهي حس خود از فوت پوپك گفته بود: مرگ او ضربهي سختي براي من بود. چون دو ماه به غير از جلوي دوربين با هم زندگي كرديم. بر اساس گزارش ايسنا، پوپك غير از صحنههاي كار، حتي هنگام استراحت هم دايم در كنار مهمين بود و از صبح تا شب به او«مامان عزيزم» ميگفت. پوراندخت مهيمن هر شب در حال ديدن مجموعهي«نرگس» پا به پاي سكانسهاي آن اشك ميريزد و از نبود پوپك تاسف ميخورد و از خدا ميخواهد به پدر و مادرش صبر دهد. به گفتهي برخي از منتقدان بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين جايگزيني در بافت چنين مجموعهاي جاي ميافتد يا نه؟ به گزارش ايسنا، پوپك گلدره در چهار مجموعهي تلويزيوني «دنياي شيرين دريا»، «مرواريد سرخ»، «ماه مهربان» و «نرگس» و سه فيلم سينمايي «موج مرده»، «سيندرلا» و«آخربازي» نقشآفريني كرد. او در طي دوران فعاليت هنري خود در عرصهي بازيگري يك بار در سال 1380 موفق به كسب تنديس زرين بهترين بازيگري نقش مكمل زن به خاطر بازي در فيلم «موج مرده» شد. او همچنين براي نقش آفريني در «آخر بازي» نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از جشنوارهي نوزدهم فيلم فجر شد. پوپك گلدره سر انجام در 27 فروردين ماه سال جاري پس از چند ماه مبارزه با مرگ، دار فاني را در سن 34 سالگي وداع گفت. ولي به قول مادرش «مرگ پايان كبوتر نيست»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:35 توسط |
|
|
«دكتر محسن ميردامادي» از سوي اعضاي نهمين كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان دبيركل اين جبهه برگزيده شد، پيش از اين «سيدمحمدرضا خاتمي» دبير كلي مشاركت را بر عهده داشت. «سعيد شريعتي» رييس كميته اطلاعرساني كنگره نهم جبهه مشاركت با اعلام اين خبر افزود: پس از برگزاري انتخابات شوراي مركزي و هيأت داوري، اعضاي شوراي مركزي جديد بلافاصله تشكيل جلسه دادند و از ميان اعضاي اين شورا آقايان دكتر محسن ميردامادي و مهندس محمد نعيميپور را به عنوان نامزدهاي احراز سمت دبيركلي به اعضاي كنگره معرفي كردند كه اعضاي كنگره نيز با رأي قاطع خود دكتر محسن ميردامادي را براي اين سمت انتخاب كردند. شريعتي افزود: همچنين اعضاي كنگره از ميان 53 نامزد عضويت در شوراي مركزي 30 عضو اصلي و پنج عضو عليالبدل را برگزيدند كه اسامي اعضاي اصلي به ترتيب حروف الفبا عبارت است از آقايان و خانمها: كريم ارغندهپور مصطفي تاجزاده جلال جلاليزاده حميدرضا جلاييپور سعيد حجاريان محمود حجتي سيد صفدر حسيني سيد محمد رضا خاتمي ناصر خالقي هادي خانيكي علياصغر خداياري فاطمه راكعي عبدالله رمضانزاده محمدعلي سعدايي داوود سليماني سعيد شريعتي علي شكوريراد احمد شيرزاد سعيد شيركوند محسن صفايي فراهاني هادي قابل حسين كاشفي عباس كوشا الهه كولايي محمد كيانوشراد فخرالسادات محتشميپور اروجعلي محمدي محسن ميردامادي محمد نعيميپور سيد شمسالدين وهابي و اعضاي عليالبدل نيز به ترتيب الفبا آقايان و خانمها زهره آقاجري نصراله جهانگرد محمد حسين شريفزادگان جعفر كامبوزيا فريده ماشيني همچنين در انتخابات اعضاي هيأت داوري جبهه مشاركت به ترتيب حروف الفبا : آقايان و خانمها: حسين رفعتي، معصومه ستوده، سيد حميد سيدي، آرتا فرهودي، علي قنبري به عنواناعضاي اصلي و خانم معصومه ميرزايي و آقاي جعفر ميكائيلي به عنوان اعضاي عليالبدل هيأت داوري برگزيده شدند. رييس كميته اطلاعرساني جبهه مشاركت افزود: در روز پنجشنبه كليه دستورهاي پيشبينيشده كنگره نهم با موفقيت به انجام رسيد. از جمله اصلاح بندهاي اساسنامه مبني بر افزايش معاونان دبيركل و وظيفهمند شدن آنان، افزايش ركن دفتر دائمي انتخابات به اركان حزب، ايجاد سازمان اجرايي حزب زير نظر هيأت اجرايي و انتخاب قائم مقام براي دبير كل به پيشنهاد دبيركل و تصويب شوراي مركزي در كنگره به تصويب رسيد. شريعتي در ادامه اظهار داشت: در حاشيه دستورهاي اصلي كنگره در روز پنجشنبه پيشنهاد اعضاي جوان حزب در رابطه با لزوم استماع ديدگاههاي مهندس عباس عبدي در رابطه با فعاليتهاي تشكيلاتي حزب و خط مشي آن در كنگره مطرح شد كه اعضاي كنگره ضمن استقبال از اين پيشنهاد مقرر داشتند كه كميته اطلاعرساني حزب در اسرع وقت با تشكيل جلساتي با حضور اعضاي حزب و دعوت از آقاي عبدي، ديدگاههاي ايشان مورد بحث و بررسي و استفاده اعضا قرار گيرد. وي تأكيد كرد: كنگره جبهه مشاركت روز جمعه نيز دستور كار خود را پي خواهد گرفت. تصويب برنامه دوسالانه و قطعنامه پاياني كنگره نهم اصليترين دستور كار روز دوم كنگره خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 14:47 توسط |
|
دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: اصلاحطلبان با دورانديشي، سياست منسجم و هماهنگي را در مورد اين دو انتخابات اتخاذ كردهاند. وي افزود: شركت كردن يا نكردن، نحوه شركت و نيز نحوه مواجهه آنها با همه مسائل پيرامون انتخابات از جمله اموري است كه مدنظر بوده است و به آنها توجه ويژهاي شده و به نظر ميرسد وحدت نظر قابل قبولي در بين آنها ايجاد شده است. «سيدمحمدرضا خاتمي» در سخناني در نهمين كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي افزود: جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان نهاد سياسي برآمده از جنبش اصلاحطلبي مردم ايران و حركت تاريخساز دوم خرداد، وارد نهمين سال حيات خود ميشود؛ حياتي كه مشحون از كاميابي و ناكامي و شيريني و تلخي بوده است، اما هرآنچه بوده جنبش و پويايي و حركت به سوي تكامل و پيشرفت به حساب ميآيد. وي افزود: جبهه مشاركت ايران اسلامي مفتخر است كه توانسته انسجام فكري و تشكيلاتي خود را در زمينههاي مختلف بيشتر كند و از يك تلاش جبههاي به سمت حزبي با اصول مشخص كه هدفي روشن را دنبال ميكند حركت كند و اين دستاورد به قيمت تلاش شبانهروزي و هزينههاي فراواني است كه تك تك اعضاي حزب پرداختهاند. به ياد داشته باشيم حتي در زماني كه اكثريت نمايندگان مجلس از اين حزب بودند و دولت اصلاحات نيز از فعاليتهاي مدني و اقدامهاي حزبي حمايت ميكرد، باز هم بيشترين فشار از سوي مخالفان اصلاحات متوجه اين حزب بود و از سوي اصلاحطلبان درون و برون حكومتي نيز گاه بيمهريهايي را متحمل ميشد و در اين ميان ضعف تشكيلاتي، ايدهآلطلبي و شتابزدگي و كمتوجهي به برخي واقعيتهاي موجود جامعه پيچيده ايراني هم سبب شد تا قدر همه فرصتهاي فراهم آمده در هشت سال دوران اصلاحات به خوبي دانسته نشود. خاتمي ادامه داد: ما همه اين شرايط را مولود طبيعي روند گريزناپذير دموكراتيزاسيون جامعه ايراني و نوشدن ساختارهاي كهن ميدانيم كه طبعا روح و ذهن و به تبع آن رفتارهاي بيروني را تحت تاثير قرار داده است. مبناي حركت حزب بر پذيرش راهبرد اصلاحي و نه روشهاي انقلابيگري براندازانه، حركت تدريجي، آهسته ولي مداوم و در عين حال ضرورت تبيين شفاف، دقيق و مرزبندي شده ديدگاهها و خط مشيها و تاكتيكها استوار بوده است تا بتوان با جلب مشاركت هرچه بيشتر مردم كشور را دوباره ساخت. وي با بيان اينكه شعار «معنويت، عدالت و آزادي» و «ايران براي همه ايرانيان» خاستگاه اعتقادي دينبنياد حزب را مشخص ميكند و ضرورت توجه توامان به عدالت و آزادي را در بينش حزب تبيين ميسازد، ادامه داد: اين شعارها فارغ از عقيده، نژاد، زبان و قوميت، همه ايرانيان را شهروندان برابري ميداند كه از حقوق يكسان برخوردارند. اين دو شعار همواره و در همه مراحل سرلوحه حركت حزب بوده است هرچند گاه با ارائه كمرنگ بخشي از اين اصول و مهمتر از آن تبليغات سوء مخالفان اصلاحات در اذهان بخشهايي از جامعه، ممكن است نسبت به ماهيت حركت جبهه مشاركت القاي ترديد شده باشد. دبيركل جبهه مشاركت اظهار داشت: اينك پس از هشت سال تجربه مستمر و پرفراز و نشيب بر آن هستيم تا با تكيه بر ايمان،دانايي و تجربه خود و با پاي فشاري بر هدفها و راهبردهاي از پيش تعيين شده، با اتخاذ تاكتيكهاي مناسب، خواست بخشهاي وسيعي از مردم ايران را كه در يك كلمه به «اصلاحات» خلاصه شده است در اركان قدرت و جامعه پيگيري كنيم؛ اصلاحاتي كه تنها در بعد سياست خلاصه نميشود بلكه اقتصاد و فرهنگ را نيز در بر ميگيرد، ضرورتي كه در سطح رسمي نيز از سوي دولت اصلاحات به خوبي به آن توجه و برنامه عملي اين اصلاحات هرچند ناكامل در برنامه چهارم توسعه و سياستهاي كلي كشور تدوين شد، هرچند امروز در عمل به آنها هيچ پايبندي وجود ندارد و بيم آن ميرود از آنها جز ظاهري بي روح باقي نماند. وي ابراز عقيده كرد: ما اينك براي تحقق اهداف خود با وضعيتي روبهرو هستيم كه بخشي از حاكميت يكپارچه فعلي در قول و عمل با بسياري از روندها و برنامههاي اصلاحات مخالف است، نگاهي از سر اعتقاد به آزادي و دموكراسي ندارد و حد مجاز آزادي را تا آنجا ميداد كه اثري در قدرت نداشته باشد، تنوع فكري و فرهنگي را برنميتابد و حاكميت تنگنظرانه دولتي را بر همه نهادهاي علمي و فرهنگي تحميل ميكند. ظاهرسازي و تحجر به جاي معنويت ميدان گرفته است و در عرصه اقتصاد، هرچند عدالت سكه رايج در گفتار است اما در عمل شاهد نگاه محدود و كهنه به مفهوم عدالت و تشديد شكافهاي طبقاتي هستيم. شهروندان ايراني ديگر فقط به دو درجه تقسيم نميشوند بلكه حتي در ميان خوديهاي خودشان نيز درجهبنديهاي متعددي بروز كرده است. در اين شرايط اصلاحطلبان موظف هستند در درجه اول براي پاسداشت دين رحمت و آزادي و استقلال و تماميت ارضي ايران عزيز و در درجه بعد براي تقويت امنيت و وحدت ملي و نگاهداشت منافع ملي از هيچ كوششي فروگذار نكنند. خاتمي با بيان اينكه اتخاذ مشي «سياستورزي» از سوي ما پاسخي به اين نيازها و با در نظرگرفتن اين واقعيتهاست، گفت: ما معتقديم اصلاحات راه بي بديل خروج كشور از بحرانهاي پيش روست. ما معتقديم در برابر همه فشارها و تضييقات، بيعدالتيها و آزادي ستيزيها بايد و ميتوان با تكيه بر راهبرد سياستورزي، مانع از به بن بست رسيدن همه راه حلهاي مسالمتآميز شد و بجاي قهر و انفعال يا كينه، با منطق و گفتوگو و راهكارهاي مدني بر مشكلات غلبه كرد. اين راه هر چند طولاني است و حتي در صورتي كه نهادهاي انتخابي در اختيار اصلاحطلبان قرار گيرد، تصور غلبه بر همه مشكلات در آينده نزديك چندان خوشبيانه نيست، اما بدون ترديد سبب حاكميت روشها و روندهايي ميشود كه ماندگار است و حتي بر دل و جان و رفتار سرسختترين مخالفان اصلاحات نيز تاثيرگذار است و ميتواند ما را از تكرار تجربه ناتمام مشروطيت و نهضت ملي شدن نفت بينياز كند. دبيركل جبهه مشاركت ادامه داد: خوشبختانه در يك سال گذشته با بازنگري تجربه هشت ساله و احصاي نقاط قوت و ضعف آن دوره، اينك اراده حاكم بر كل جريان اصلاحات، ايجاد حركتي هماهنگ، متفكرانه، واقعگرايانه و درازمدت است كه بر اساس اولويتهاي پيش رو، همه حول حداقلهاي بديهي به توافق دست يابند و إنشاءالله ما در آينده نزديك شاهد آثار اين حركت ميمون و فرخنده خواهيم بود. براي درك بهتر ضرورت اين حركت جديد ناچار هستيم شرايط فعلي خود را با ديدي عميق و نقادانه مورد بررسي قرار دهيم. خاتمي در ادامه سخنانش به بررسي سياست داخلي در يك سال گذشته پرداخت و با بيان اينكه يك سال پيش دولتي بر سر كار آمد كه آخرين حلقه اصلاحطلبي را از زنجيره به هم پيوسته حاكميت جدا كرد و براي اولين بار در تاريخ انقلاب اسلامي حاكميت يكپارچه شد، اظهار داشت: ما ضمن اينكه حاكميت يگانه دموكراتيك را ضامن پيشرفت و ترقي ميدانيم، از اين نحو يكدستي نگران بوده و هستيم، ولي در عين حال شرايط استثنايي فراهم كرد تا حاكميت بتواند همه توان و قدرت خود را براي حل معضلات تاريخي كشور به كار گيرد و اين ادعا كه كساني چوب لاي چرخ حركت آنها ميگذارند اساسا موضوعيت نداشته باشد. وي افزود: ويژگي ديگر دولت جديد، تكيه بر شعارهاي ارزشي براي رفع مسائلي بود كه توجه ويژه بسياري از مردم را به خود معطوف كرده است. بسط عدالت و مبارزه با فساد گسترده و همه جا گير مهمترين وعدههايي است كه از دولت جديد به گوش رسيده است. اين وعدهها براي جامعهاي كه مهمترين نقطه پيوستگي اجتماعي در آن، باور به وجود تبعيض و نابرابري است، سبب ايجاد اميد شد. خاتمي گفت: در كنار اين نقاط مثبت، ذخاير سرشار ارزي كشور همراه با افزايش بينظير درآمد نفت، فرصتي طلايي در اختيار دولت قرار داد كه به وعدههاي خود عمل كند. بديهي است كه آن شعارها و اين درآمد سرشار، به حق سبب توقع مردم شد تا بخواهند هرچه زودتر شاهد رنگين شدن سفرههاي خود باشند. دبيركل جبهه مشاركت ادامه داد كه دولت جديد هرچند سازمان رسمي و مشخص حزبي را در اختيار نداشت و حتي احزاب شناخته شده حامي خود را به كنار زد، اما از مزيت وجود آنچه يك سازمان شبه نظامي سراسري خوانده شده، برخوردار بود كه اعمال مديريت را در اقصا نقاط كشور براي وي فراهم كرده است، به علاوه وقت گذاري و پشتكار قابل تحسين مديريت ارشد دولتي و كنار گذاشتن همه رودربايستيهاي اجرايي و سياسي و ناديده گرفتن همه موانع حتي قانوني بر سر راه تحقق برنامهها و حذف آنها را بايد از خصوصيات موثر حاكميت يكپارچه جديد دانست. وي تصريح كرد: از ديد ما دولت جديد بايد فرصت كافي براي بسط مديريت و تدوين و اجراي برنامههاي خود را پيدا ميكرد. يك سال فرصت مناسبي بود كه اين دولت بدون هيچ چالشي از سوي منتقدان داخلي خود توانست حاكميت خود را بر همه عرصهها بگستراند و زمام امور را به طور كامل در دست گيرد و اين نيز فرصت استثنايي بود كه هيچ دولتي در كشور تا به حال از آن برخوردار نبوده است. تنها به ياد بياوريد كه براي دولت خاتمي، برنامه سقوط در عرض شش ماه تهيه شده بود و تا انتهاي كار هم ادامه يافت. قتلهاي زنجيرهاي تنها نمونهاي از اين سناريوها براي سقوط دولت خاتمي بود. خاتمي با بيان اينكه فرصت ديگر براي دولت جديد بستر مناسب جهاني بود، ادامه داد: رويكرد مثبت تقريبا همه كشورها به همكاري و مشاركت در برنامههاي توسعه ايران نشانه جايگاه رفيع بينالمللي كشور بود. در سايه اين فرصت كم نظير، توقع به حق مردم اين بوده و هست كه جاده ترقي به سرعت پيموده شود و چنان كه خود گفتهاند در پايان دوره، لفظ محروميت در هيچ جاي كشور مفهومي نداشته باشد، و اما اينك پس از يك سال ميتوان به راحتي به ارزيابي عملكرد حاكميت يگانه نشست و در وراي شعارها، تحقق دستاوردها را برشمرد. وي ابراز عقيده كرد: شايد در عرصه عمومي، مهمترين دستاورد برنامهريزي شده دولت تضعيف بنيههاي مدني كشور در همه امور بوده است. نگاه دولت به مردم به صورت تودهاي است كه همه گوش هستند و وظيفه آنها ابراز احساسات به شعارهاست، اما باور به اينكه اين تودهها بايد مجال و اجازه سازمانيابي بر اساس منافع صنفي و طبقاتي و عقيدتي خود پيدا كنند وجود ندارد. حتي در سطح تصميمگيريهاي كلان كشور، نه تنها نهادهاي سياسي و عمومي و تخصصي بلكه مديران ارشد اجرايي كشور هم دخالت چنداني ندارند و تنها افراد معدودي هستند كه تصميم ميگيرند و سايرين بايد مجري اين تصميمات باشد و اين قاعده حتي شامل معدود وزيران با تجربه، صاحب نظر و مدير هم ميشود. نتيجه بديهي اين امر بر كنار ماندن خيل عظيم نخبگان كشور از اثرگذاري در اداره كشور است. اين فقر شديد كارشناسي در بدنه اجرايي كشور و مديريت آنها با حذف گسترده مديران و كارشناسان به نقطه اوج خود رسيده است. مساله اصلي فقط اين نيست كه دولت خود را از نظرات كارشناسي محروم ميكند بلكه فشارهاي آشكار و مخفي سبب شده است تا نهادهاي مدني نورسته نيز ناتوان شوند و لذا در مجموع با شيوهاي از حكمراني روبرو هستيم كه امكان نقد از درون و برون را بر خود ميبندد و خود را غير پاسخگو و غير قابل نظارت ميكند. حاصل اين كار برقراري روابط سلطاني بين حاكم و مردم، انسداد و ناتوان ساختن حكومت از اداره امور مردم در دنياي پيچيده كنوني است. زودرسترين حاصل اين سياست در عرصه اقتصاد است. دبيركل جبهه مشاركت افزود: تصميمات يك شبه و عقبنشينيهاي مشابه آن سبب شده است اعتماد كه عامل اصلي تحرك و انگيزش كارآفرينان است سلب شود و به تدريج شاهد تخريب زيرساختهاي اقتصادي، تعطيلي برخي بنگاههاي اقتصادي خصوصي، آشفتگي نظام پولي و مالي كشور، و سير ورشكستگي بنگاههاي دولتي از جمله بانكها هستيم. براي مقابله با اين روند كه سبب نارضايتي خواهد شد، سياست دولت بر تقويت بنگاههاي حمايتي توزيع عادلانه فقر از يكسو و واردات بيرويه با بهرهگيري از درآمدهاي سرشار نفتي از سوي ديگر است. اما هر دانشآموخته مدرسه اقتصاد هم ميداند كه تداوم اين سياستها در آينده نزديك باعث تورم لجام گسيخته و شكلگيري لشكر بيكاران خواهد شد چنانكه در همين زمان اندك هم ما شاهد گرانيهاي گسترده و در سه ماهه اول سال جاري بيكار شدن حدود 200 هزار نفر بودهايم. وي با اشاره به اينكه آنچه ناكارآمدي و زيانبار بودن بيسياستيهاي اقتصادي يا اقتصاد بخشنامهاي ميخواند آنچنان آشكار است كه طيف بزرگي از حاميان سياسي دولت نيز امروز در زمره منتقدان آن قرار گرفتهاند، خاطرنشان كرد: شرايط در عرصههاي ديگر نيز كم و بيش مشابه اقتصاد است، هرچند در سايه تبليغات گسترده و فشارهاي اقتصادي بر مردم عملا بخشهاي مهمي از جامعه امروز بيش از هر چيز به معيشت خود ميانديشد و به تدريج منافع شخصي بر هر چيز ترجيح داده ميشود اما براي صاحبنظران مساله فرهنگ و سياست نيز به همان اندازه معيشت مهم است. محمدرضا خاتمي در ادامه بيان اعتقادش اظهار داشت: سياست اصلي در عرصه فرهنگ و سياست، در درجه اول ايجاد فشارهاي نامحسوس و همهجانبه است. مميزي گسترده توليدات فرهنگي، فشارهاي اقتصادي بر ناشران و مطبوعات غير خودي از طريق قطع يارانهها و حتي دخالت غيرمسبوق به سابقه بر مطبوعات كمترين مشكلاتي است كه اهل قلم و اصحاب هنر و فرهنگ با آن روبرو هستند. وي ادامه داد: عرصه علم و دانش نيز حكايت غمانگيز ديگري است. متاسفانه شاهد آن هستيم كه روند استقلال دانشگاهها به طور كلي تعطيل ميشود و به دنبال آن هستند كه دانشگاهها به صورت كامل در اختيار يك سليقه سياسي مطرود و مجيزگوي باشد و اين نكتهاي است كه از قبل هم قابل تصور بود، چراكه دانشگاه مركز روشنگري و پايه مهم حركت اصلاحطلبي ملت بوده و هست. وي مدعي شد: نفي استقلال دانشگاهها و انتصابي شدن روساي دانشگاهها، گزينشگري سياسي در انتخاب نيروهاي علمي و محروم كردن دانشگاهها از انبوه استادان با تجربه و كارآمد و برنامهريزي براي كنترل شديد ورود دانشجويان جديد و اعمال مجدد گزينشها براي اعضاي هيات علمي و دانشجويان و برنامهريزي براي سهميههاي دانشجويي غير قابل قبول بر پايه نگرشهاي سياسي، همچنين جايگزين كردن نهادهاي شبه نظامي به جاي تشكلهاي دانشجويي و برنامهريزي براي زمينگير كردن و حذف حركتهاي دانشجويي مستقل به خصوص انجمنهاي اسلامي دانشجويان از جمله سياستهاي جديد است كه در حال اجراست. با همين ديدگاه وضعيت آزاديهاي سياسي و اجتماعي در جامعه قابل تامل است. هرچند تلاشهاي اوليه و همهجانبه براي محدوديتهاي اجتماعي به نتيجه نرسيد و امروز ديگر شاهد نطقهاي آتشين عليه مظاهر تهاجم فرهنگي در خيابانها نيستيم ولي به نظر ميرسد با راهكارهاي غير مستقيم و نرمافزاري اين سياستها همچنان دنبال ميشود؛ به خصوص كه آن ناكامي اوليه باعث شكاف بزرگي بين مسوولان و بدنه جريان حاكم شده است. خاتمي در ادامه سخنانش همچنين با بيان اينكه آزاديهاي سياسي البته با روشهاي پيچيدهتر و شبه دموكراتيك و بيشتر از طريق آنچه ايجاد فضاي رعب و فشار براي فعالان سياسي جوان خواند، محدود شده است، گفت: ما شاهد آن هستيم در برابر فشارهاي داخلي و خارجي برخي فعالان سياسي زنداني آزاد ميشوند و يا تقريبا همه بازداشتشدگان تجمعهاي مدني در كمتر از يك هفته آزاد ميشوند اما در عوض شاهد بازداشت و زنداني شدن ديگراني هستيم كه در عرصه سياست، فرهنگ، نهادهاي مدني و صنفي فعاليت داشتهاند كه در همين جا بايد خواستار آزادي فوري و بدون قيد و شرط همه آنها به خصوص مهندس موسوي خوئيني شوم. وي با ابراز اين عقيده كه حاصل ديگر سياستهاي يكسال گذشته در جامعه ايران بيتوجهي و آسانگيري مسائل ملي است، ادامه داد: حوادثي مانند آذربايجان، كردستان، سيستان و بلوچستان و خوزستان اموري جدي است كه ميتواند تهديد كننده امنيت ملي و وحدت ملي باشد و اميدواريم با درايت و ريشهيابي واقعي اين مسائل، دولت موفق به حل اين معضلات شود. تداوم تجربه نسبتا موفق دولت قبلي براي مشاركت دادن هرچه بيشتر اقوام ايراني در اداره كشور و تضمين حقوق شهروندي برابر براي همه ايرانيان مهمترين راه مهار حركتهاي گريز از مركز محسوب ميشود. خاتمي معتقد است: مقابله با نهادهاي مدني و احزاب سياسي نيز از سياست هاي دولت جديد است. مضر دانستن تحزب و بها دادن به شبكههاي بيشناسنامه هم در قول و هم در عمل سياست در دست اجرا است. دامنه اين بي مهري به تحزب حتي دامن احزاب حامي دولت را هم گرفته است. اعمال محدوديتهاي مختلف براي احزاب منتقد، تحديد و تهديد علني نيروهاي فعال سياسي و محروم كردن احزاب از داشتن رسانهاي مستقل و مناسب بخشي از سياستهايي است كه براي تضعيف تحزب به كار ميگيرند. وي در ادامه آنچه را امكان ندادن به تشكليابي و سازماندهي، جايگزيني نظاميان و نهادهاي نظامي با شكل و شمايل مدني، محاصره اقتصادي نهادهاي مستقل غير دولتي، ايجاد فشار رواني و سلب امنيت شغلي از فعالان اجتماعي و سياسي و تقويت حركتهاي پوپوليستي و ايجاد تقابل بين آنها و هر فرد و نهادي كه به سياستهاي جاري انتقاد دارد، ميخواند از خلاصه سياستهاي جاري براي مقابله با جنبش اصلاحطلبي و تحولخواهي مردم دانست. خاتمي ادامه داد: ما بر اين اعتقاد بوده و هستيم كه سياست خارجي تداوم سياست داخلي هر دولتي است و به همين جهت در يكسال گذشته شاهد چرخش بزرگي در سياستهاي خارجي همزمان با تغيير سياستهاي داخلي هستيم. در دوران گذشته «دموكراسي در خانه و صلح در جهان» محور اصلي حركت اصلاحطلبان بود و اجراي اين سياستها الزامات خاص خود را داشت. تنش زدايي، گفتگو، ائتلاف براي صلح و بهره گيري از فرصتهاي جهاني براي آباداني كشور مهمترين راهبردهاي سياست خارجي دولت گذشته بود. بديهي است كه وقتي دموكراسي جايگاهي شايسته در سياست داخلي دولت نداشته باشد اين امر به تدريج سبب گسست بيشتر دولت – ملت خواهد شد و سياست خارجي نيز بر اساس تقابل شكل خواهد گرفت، حتي اگر اين سياست درخارج به نتيجه دلخواه نرسد كه اصولا اينگونه است، اما در داخل بهانهاي بر انتساب هر نداي مخالف به خارجي و مقدمه حذف و انزواي همه منتقدان و مخالفان خواهد بود. جاي تعجب نيست كه در سايه اين تغيير سياستها، امروز پس از يكسال شاهد آن هستيم كه تعامل جهاني با ايران، جاي خود را به اجماع جهاني عليه ايران ميدهد و همه ما را نگران عواقب آن ميكند. وي ابراز عقيده كرد: ادبيات تقابلگرايانه و دشمنتراشيهاي بيجا و «هل من مبارز طلبيهاي» نامدبرانه در سياست خارجي وقتي همراه با سياستهاي جديد هستهاي شد، روند هرچند كند اما مسالمتآميز حل و فصل مناقشات تاريخي در روابط خارجي كشور متوقف گشت و بهانه لازم براي غلبه يكجانبه گرايي و استيلاطلبي آمريكا ايجاد كرد تا بتواند نيات هميشگي خود را به عزم جهاني عليه ايران تبديل كند. متاسفانه امروز آمريكايي كه تا دو سال پيش مقهور سياستهاي عزت طلبانه و حكيمانه ايران بود، توانسته است تصميم خود درباره سرنوشت ما را بر ديگران تحميل كند؛ به گونهاي كه ما براي اينكه نگذاريم خواب پريشان واشنگتن درباره ايران عزيز تعبير شود بايد هزينههاي زيادي بپردازيم. خاتمي ادامه داد: امروز پرونده هستهاي ايران بهانه اصلي قدرتها براي جلوگيري از توسعه و پيشرفت كشور شده است. در نظام سلطه جهاني و حاكميت زور و زر بديهي است منافع و حقوق كشورهاي مستقل به آساني مورد توجه قرار نميگيرد، اما ما مجاز نيستيم به سادگي، خود را در برابر امواج سهمگيني قرار دهيم كه همه وجود ما را تهديد ميكند. تداوم اين بحران نه فقط دامنگير ما خواهد بود بلكه براي طرفهاي مقابل نيز زيانبار خواهد بود و به اعتقاد ما تنها از طريق حل مسالمتآميز اين بحران است كه ميتوان هم دانش هستهاي داشت و رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور را تضمين كرد و هم به استقرار امنيت و ثبات در منطقه و جهان كمك كرد. ما در اين مورد قبلا نظرات خود را اعلام كردهايم. در اين فرصت كوتاه و تنگ، باز هم از مسوولان ارشد كشور ميخواهيم اين مساله سرنوشت ساز را با مشاركت همه نيروهاي دلسوز كشور و در جهت كمك به توسعه پايدار كشور حل كنند. در همين حال ما معتقديم كه بازنگري در سياستهاي خارجي كشور الزامي است. ادبيات ستيزه جويانه، مواضع دشمن شادكن و بهانه ساز براي انزواي كشور، ناكارآمدي خود را به وضوح نشان داده است. دولت ما همانند ملت صلحطلب ما بايد منادي صلح باشد. دبير كل جبهه مشاركت همچنين با تاكيد بر لزوم تداوم همكاريهاي همهجانبه منطقهاي و جهاني براي ايجاد ثبات و آرامش در منطقه به عنوان امر ضروري توسعه، گفت: ما در منطقهاي زندگي ميكنيم كه نيروهاي خارجي بخشهاي مهمي از آن را در اشغال خود دارند و همزمان فعالترين گروههاي تروريستي، امنيت را از مردم سلب كردهاند. حل اين مشكل كه تنها مشكل يك كشور يا دو كشور نيست بلكه بر حيات همه ملتهاي منطقه اثر مستقيم گذاشته است تنها با مشاركت فعال و سازنده همه اطراف درگير در اين مشكل امكانپذير است. امروز حل بحران خاورميانه و عراق و افغانستان با سلاح ممكن نيست، تنها راههاي ديپلماتيك كه متضمن عدالت باشد ميتواند اين مشكلات را حل كند. ايران ميتواند نقش راهبردي و راهبري در حل و فصل اين قضايا داشته باشد كه هم آرامش و صلح را به منطقه ميآورد و هم زمينه پيشرفت اقتصادي و اجتماعي كشور را فراهم ميكند و همه اين امور وقتي ميسر است كه ما شاهد بازنگري در رفتارها و سياستهاي خارجي دولتمردان خود باشيم. وي در ادامه با ابراز نگراني شديد و تاسف عميق از فاجعه نسلكشي مردم فلسطين و لبنان توسط رژيم اشغالگر قدس گفت: ما اين رژيم را مهمترين مانع صلح پايدار و پيشرفت و دموكراسي در منطقه ميدانيم و اعلام ميكنيم منطق زور و سياستهاي دو گانهاي كه توسط حاميان اسراييل به كار گرفته ميشود متضمن هيچ پيشرفتي در حل و فصل غمانگيزترين تراژدي تاريخ معاصر نخواهد بود. خاتمي در ادامه سخنانش اظهار داشت: در حال حاضر كه كشور به خاطر مشكلات خارجي، با چالشهاي سرنوشت سازي دست و پنجه نرم ميكند، بديهي است كه مهمترين تلاش همه نيروهاي داخلي بايد مصروف رفع خطر از كشور و تضمين امنيت ملي باشد. در اين راه هرگونه حركت جمعي يا مستقل توسط هر فرد يا نهاد اصلاحطلب ارزشمند و قابل تقدير است. آنچه قابل توجيه نيست سكوت و بيتفاوتي در برابر اين وضعيت است. به نظر ميرسد چنانچه همه اصلاحطلبان بسته به موقعيت خود اين مهم را سرلوحه كار خود قرار دهند شاهد اثرگذاري عميق آنها بر تصميماتي خواهيم بود كه سرنوشت كشور را تعيين ميكند. وي با اشاره به دو انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، گفت: اصلاحطلبان با دورانديشي، سياست منسجم و هماهنگي را در مورد اين دو انتخابات اتخاذ كردهاند. شركت يا عدم شركت، نحوه شركت و نيز نحوه مواجهه با آنها با همه مسائل پيرامون انتخابات از جمله اموري است كه مدنظر بوده است و به آنها توجه ويژهاي شده است و به نظر ميرسد وحدت نظر قابل قبولي در بين آنها ايجاد شده است. البته ما امروز شاهد تحركاتي هستيم كه براي محو انتخابات آغاز شده است و ميتواند براي هميشه جمهوري اسلامي را از وجه انتخابي آن تهي كند و آن را به نظامي تبديل كند هيچ ارتباطي با اهداف اوليه آن نخواهد داشت و حاصل بديهي آن اصلاحناپذيري خواهد بود. وي گفت: انتظار ما از همه افراد و جريانهاي فعال اين است كه نقش كامل خود را در اين ميانه ايفا كنند و به اين جريان متحد بپيوندند. بديهي است كه احزاب سراسري كه از امكانات بيشتري برخوردارند، بايد تلاش بيشتري انجام دهند. در آينده همه ما بايد اين آمادگي را داشته باشيم تا كشوري را كه بنيههاي اقتصادي آن ضعيف ميشود و توقعات مردم آن روز به روز افزايش مييابد اداره كنيم. اين كار به شرطي ممكن است كه از هم اكنون براي آن روز برنامههاي مناسبي طراحي شده باشد. ما به سهم خود در حزب به اين كار پرداختهايم و ضمن دعوت از همه احزاب ديگر براي توجه ويژه به اين امر، آمادگي خود را براي يك كار جمعي در اين زمينه اعلام ميداريم. پروژه اصلي ما در آينده همچنان دموكراسيخواهي در درون و صلحطلبي در بيرون است. با اين تعهد كه بتوان دموكراسي را در عرصههاي مختلف به خوبي ترجمه كرد و صلح طلبي را با عدالت خواهي در هم آميخت. خاتمي گفت: كشور ما در يك قرن گذشته شاهد فراز و نشيبهاي فراواني بوده است. دو انقلاب بزرگ و دو جنبش سياسي و اجتماعي نشانه تلاش تاريخي مردم ايران براي غلبه بر مشكل خود يعني دور استبداد و عقب ماندگي بوده است اما با تاسف فراوان اين تلاشها به رغم دستاوردهاي قابل توجه به اهداف اصلي خود نرسيده است. وظيفه اصلي اصلاحطلبان بايد اين باشد كه فارغ از نتايج كوتاهمدت، تلاش آنها بتواند اين دور معيوب را بشكند. در شرايط حاضر كه در برابر اصلاحطلبي نيرويي وجود دارد كه گاه در چهره تحجر رخ مينمايد، گاه انسداد سياسي را به نمايش ميگذارد و گاه به ماجراجويي جهاني ميانديشد، اين وظيفه دشوارتر ميشود. همچنين مظاهر خشن فقر و توسعه نيافتگي هرچند حاصل نبودن دموكراسي و مشاركت همه جانبه مردم است اما در هر حال به صورت عاجل نيازمند توجه ويژه است. دبيركل جبهه مشاركت تاكيد كرد: بديهي است كه اصلاحطلبي دو وجه دارد؛ يكي توجه به اصلاح ساختارهاي حكومتي در جهت دموكراتيك كردن، پاسخگو كردن و نظارت پذير كردن آن است كه تنها از راه رفتن به دورن حكومت با حمايت مردم ميسر است اما وجه ديگر اصلاح طلبي توجه به جامعهاي است كه بايد در درون خود انديشه و رفتارهاي مدني را تجربه كند. تقويت نهادهاي مدني و آموزش و ترويج رفتارهاي مدني سرلوحه حركت اصلاحطلبان است. در بخش اول در شرايط فعلي مهمترين راهكار اتحاد سياسي اصلاحطلبان حول محورهاي مشخص، حداقلي و قابل دستيابي است. اما در بخش دوم اصلاحطلبان بايد بسته به نوع فعاليت خود مستقل يا دسته جمعي حركتهاي سازمان يافته و دامنه داري را شروع كنند كه ارتباط آنها را با بدنه اجتماعي محكمتر كند. وي گفت: جبهه مشاركت ايران اسلامي با تكيه بر هويت ديني، پيشينه و پشتوانه انقلابي و مرام اصلاحطلبانه خود حيات امروز خويش را مديون امامي ميداند كه ما خود را فرزندان او ميدانيم و خود را مرهون شهيدان و جانبازان و آزادگاني ميدانيم كه عزت، حيات و اميد را براي ما به ارمغان آوردند. توفيق ما در اين بوده است كه در گذشته نمانديم اما از گذشته نيز نبريديم. ما كوشيديم نوانديشي و تجدد طلبي را با فرهنگ و آيين مردم جمع كنيم و اگر عدم توفيقي باشد حاصل افراط يا تفريط در يكي از اين دو وجه بوده است. خاتمي گفت: اينك كه پس از هشت سال افتخار مسووليت دبير كلي جبهه مشاركت ايران اسلامي، از اين مسووليت كناره ميگيرم، بسيار خوشحال هستم كه جبهه مشاركت توانسته است عليرغم همه كاستيهاي اجتناب ناپذير يا اجتناب پذير، به عنوان يك نهاد سياسي و مدني اثرگذار در ايران و جهان به رسميت شناخته شود و اين ميسر نبوده است جز با فداكاري و ايثار تك تك اعضا و هواداراني كه در گوشه گوشه كشور مرارتها را تحمل كردند و از پاي ننشستند. تشكر مخصوص من از اعضاي شوراي مركزي و دفتر سياسي در چهار دور گذشته است كه همه موفقيتها محصول زحمات طاقت فرساي آنها است. حركت حزبي ما بر اساس روندهاي دموكراتيك دروني به هيچ شخص و فردي وابسته نيست و به همين جهت مطمئن هستيم آينده حزب با سكان داري دبير كل جديد روشن تر و اثرگذارتر خواهد بود. تجربه اندك من و تمام توان من نيز چون هميشه در خدمت حزب به كار گرفته خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 14:40 توسط |
|
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تاكيد كرد كه اصلاحطلبان در شرايط فعلي به سمت همگرايي حركت ميكنند. سعيد حجاريان در این گفتوگو به تشريح ديدگاههاي خود درباره آخرين مسايل سياسي روز پرداخت و ادامه داد:« اصلاحطلبان به سمت يك همگرايي پيش ميروند، كدورتهاي گذشته كاهش پيدا كرده و وفاق حاصل شده است.» حجاريان دربارهي ائتلاف اصلاحطلبان گفت:« ائتلاف شايد لفظ دقيقي نباشد، اما توافقاتي بين آنها صورت گرفته است، اصلاحطلبان يكي از ويژگيهايشان اين است كه اشخاص موجهي هستند و عقلاني فكر ميكنند، خود را با كسي انطباق نميدهد اما همگرايي در بينشان وجود دارد، هم متحدند و هم منتقدند،اصلا چشم بسته و كوركورانه اطاعت نميكنند، البته درست است كه قدرت سازماندهيشان كم است و رابطهي مريدي و مرادي با آقايان برقرار نميكنند و مجبور ميشوند هزينهي آن را بپردازند، اما در درازمدت به نفعشان خواهد بود كه مستقل بيانديشند و با استقلال خود وارد كنش جمعي شوند.» حجاريان در ادامه با تاكيد بر اينكه اتحاد پس از شناخت نقاط افتراق،اتحاد محكمتري است، خاطرنشان كرد:« جملهي معروفي هست كه ميگويد پيش از آنكه با هم متحد شويد بايد بدانيد در كدام زمينه با يكديگر اختلاف داريد و به نظر من اين حرف حكيمانهاي است يعني اتحاد پس از شناخت نقاط افتراق اتحاد پابرجاتري است. حال اصلاحطلبان يكديگر را كاملا شناختهاند.» وي قدرت را وسيلهاي براي پيشبرد اهداف ملي دانست و تاكيد كرد:« ما انكار نميكنيم كه ميخواهيم بازگشت به قدرت داشته باشيم و ميخواهيم كاملا به همهي قدرت بازگرديم نه بخشي از آن، همچنانكه آنها (جناح مقابل) نيز به دنبال قدرت هستند. قدرت وسيله است براي پيشبرد اهداف ملي و سوال من اين است كه ما (اصلاحطلبان) به خصوص جبههي مشاركت با چه ابزاري دولت را تخريب كرديم؟ روزنامه داشتيم كه همه را تعطيل كردند، نشريه داخلي داريم كه دائما تذكر ميدهند كه اين مطالب را ننويسيد دائما اعضاء را احضار ميكنند.حساسيتشان بالا رفته و بايد آن را كاهش دهند و خود را اصطلاحا "دسنسيو" كنند.» حجاريان دربخش ديگري از گفتوگوي خود با ايسنا اظهارداشت:« زمان آقاي خاتمي كه جواب حرفهايم با گلوله داده شد و امروز هم وقتي صحبت ميكنم برخي ميگويند تخريب كردي.اگر اين گمان كمال كه عدهاي در حق خود ميپندارند زدوده نشود كار به جاهاي باريك كشيده ميشود. يزدگرد اين بندانست و برفت، تا مغيره چه كند.» مشاور رييس جمهور سابق كشورمان در ادامه به موضوع لايحه نظام جامع انتخابات و تجمبع انتخابات اشاره كرد و گفت:« طرح تجميع انتخابات كه از 200 راي موجود در مجلس 150 راي موافق را كسب كرد، نشان داد كه مجلس عزم خود را براي انجام اين كار جزم كرده بود.از نظر من هر دو انتخابات خبرگان و شوراها محلي محسوب ميشوند و اين انتخابات در برابر انتخابات ملي كوچكتر است و عملا آراي كمتري به صندوقها ريخته ميشود، تا در سطح ملي؛ البته به شرط اينكه هردو رقابتي باشد.» وي افزود:« در اروپا و آمريكا انتخابات شوراها حدودا 30 درصد شركتكننده دارد و انتخابات رياست جمهوري حدود 50 درصد؛ اما در ايران وضع متفاوت است؛ چراكه گاهي انتخابات رقابتي ميشود و گاهي برعكس. لذا نميتوان روي آن حساب كرد.» وي ادامه داد:« در ايران در بدترين شرايط، در شهرهاي بزرگ، مثلا در انتخابات شوراي شهر تهران، مشاركت خيلي خيلي كم بود؛ اما در شهرهاي كوچك، روستاها، شهركها و حتي شهرهاي متوسط به دليل تمايلات متفاوت نسبت به تخصيص منابع و توزيع درآمد شهرداري، بعضا نيز به خاطر حاميپروري رقابت بالا ميرود و در نتيجه مشاركت افزايش مييابد. كه البته كمتر ماهيتي سياسي دارد، مثلا فلان طايفه يا فلان ده ميخواهد شوراها را به دست بگيرد و منابع آن بخش را به نفع خود تخصيص ميدهد. طايفهي مقابل نيز چنين مقصدي دارد. لذا رقابت بالاست. با اينكه ربطي به ردصلاحيت نيز ندارد. بنابراين انتخابات شوراها پرنشاط تر است، منهاي شهرهاي بزرگ و پايتخت.» حجاريان با طرح اين پرسش كه آيا انتخابات خبرگان نيز همين گونه پرنشاط است؟، آن را يك انتخاب صنفي خواند كه تنها مختص روحانيون است و اابراز عقيده كرد:« به قول بعضي حضرات، تنها جامعتين و مجمعين ميتوانند در آن حضور داشته باشند.البته اگر به مجمعين اجازهي حضور بدهند، شايد اين امكان را ندهند! شايد هم مجمعين شركت نكنند؛ چراكه برخي از آنها از اينكه به صحنه وارد شوند ميترسند! خصوصا برخي بزرگان آنها ميترسند برچسب بخورند.» وي در ادامه ابراز عقيده كرد:« عدهاي از بزرگان معلوم نيست درانتخابات شركت كنند، ازجمله آقاي خاتمي، موسوي خوئينيها، نورمفيدي، طاهري، زرندي و ... جوانترها نيز ممكن است ردصلاحيت شوند. پس در اين انتخابات احتمالا رقابتي وجود ندارد و بايد منتظر باشيم كه درصورت تداوم اين شرايط انتخابات خبرگان كمرنگ برگزار شود.» اين عضو دفترسياسي جبهه مشاركت تصريح كرد:« ميخواهند با طرح تجميع انتخابات خبرگان را در سايه انتخابات شوراها برگزار كنند، تا بلكه نصيبي هم به صندوق خبرگان برسد و در واقع صندوق خبرگان سايهنشين صندوق شوراها باشد و اين به نظر من زشت است.از اين جهت با آن مخالف هستم؛ چراكه خبرگان نظارت بر رهبري را برعهده دارد و اينكه از صدقه سر انتخابات روستاها و شهركها صندوقهايش پر شود، كار درستي نيست. حتي دوستان اصولگرا نيز اگر دقت كنند، ميفهمند كه تا چه حد اشتباه است.» حجاريان در ادامه با بيان اينكه جبههي اصلاحات بايد منتظر باشند كه علما ليستي ارايه دهند، تاكيد كرد: « در جبههي اصلاحات ائتلاف وجود دارد اما مشكل تهيهي ليست مجمعين در مقابل جامعتين است و اينكه نهادي داريم به نام شوراي نگهبان كه بسيار بر انتخابات خبرگان حساس است و به نظر ميرسد براي انتخابات شوراها مجلس نيز قصد دارد حق خود را به شوراي نگهبان بدهد كه به لحاظ حقوقي مشكل دارد مگر آنكه قانون (اساسي) را تغيير دهد؛ چراكه قانون اساسي گفته نظارت بر شوراها به عهدهي مجلس است و مجلس نميتواند حق خود را اسقاط و وكالت در توكيل نمايد.» وي ادامه داد:« البته در كنار مشكل عمدهاي كه گفتم مشكلات فرعي هم وجود دارد. يعني مشكل تاكتيكي. مثلا پس از آنكه انتخابات شوراها برگزار شود، تا 9 ارديبهشت كه شوراها شروع به كار ميكنند، منتخبين چيزي حدود 6 ماه بايد منتظر باشند تا شروع به كار كنند . آنگاه نه شهردار كار ميكند، نه شوراها و كارهاي كشور ميخوابد. اصولگرايان فقط ميگويند صرفهجويي در هزينه، در حالي كه توجه به اين شش ماه ندارند.» حجاريان، شوراها را سكوي پرش براي مجلس آتي(هشتم) دانست و خاطرنشان كرد:« انتخابات ميان دورهاي مجلس اهميت چنداني ندارد، اما انتخابات شوراها مهم است. البته شرط ديگر اين است كه نظارت بر انتخابات مجلس آينده مانند مجلس هفتم نباشد.» وي همچنين دربارهي طرح جامع نظام انتخاباتي گفت:« در بيشتر كشورهاي دنيا طرح ثبتنام اجرا ميشود، يعني قبلا رايدهندگان در يك حوزه ثبتنام كنند، كارت بگيرند و در فرصت مناسب تصميمگيري كرده و روز رايگيري چون راي مخفي است به يك اتاقك رفته و به حزب يا افراد مورد نظرشان راي ميدهند، خصوصا براي اتباع مقيم خارجشان اين زمينه را فراهم ميكنند كه در سفارت ثبتنام را انجام دهند؛ مثلا يك آمريكايي كه در عراق است و ميخواهد به كانديداي خود در ايالت نيويورك راي دهد، به سفارت آمريكا در عراق رفته، ثبتنام ميكند، حتي در انتخابات محلي. اما ما (ايران) در انتخابات محلي نميتوانيم چنين كاري را انجام دهيم و تنها براي انتخابات ملي در سفارتهاي ايران صندوق راي گذاشته ميشود.» حجاريان افزود:« اگر بخواهند واقعا جلوي تقلب را بگيرند، طرح جامع انتخابات رياست جمهوري، قطعا اين خاصيت را دارد هر چند كه هزينهبر است. البته بعيد است چنين كاري را انجام دهند. من با طرح ثبتنام موافقم البته به شرطي كه زمان ثبتنام يك برگهي راي همراه يك پاكت بدهند و بخواهند هفتهي بعد پاكتها را پست كنند. ديگر صندوق جمعآوري آراء نگذارند. اين كار را تركيه يك بار انجام داد، كه نتيجهبخش بوده و مشاركت را بالا برده است، به اين دليل كه برگهي راي ارزش مالي پيدا ميكند و مانند كوپن بازار پيدا ميكند؛ لذا من با اين شرط با طرح وزارت كشور موافقم البته به نظرم اصلا شدني نيست چراكه انتخابات روز تعطيل برگزار ميشود روز پيش از آن روز كاري است و امكان اينكه يك روز ثبتنام كند و روز ديگر بروند راي بدهند نيست.» حجاريان در ادامه با اشاره به تغيير سن رايدهندگان تصريح كرد:« شايد ميخواهند بگويند مشاركت قبلا تصعني بوده است، اين در حاليكه در ايران سن رشد را براي دختران 9 سال و براي پسران 15 سال در نظر ميگيرند. چرا سن رايدهندگان را تغيير ميدهند؟ يكباره سن رشد را در محاكم قضايي و كلا ساير امور مدني نيز به 18 سال تغيير دهند.البته من موافقم، چراكه هيچ جاي دنيا مانند ايران نيست ما كمترين سن را براي راي دادن داريم و البته سن بالا بهتر است، زيرا سياست بلوغ اجتماعي ميخواهد.» اين عضو دفتر سياسي جبههي مشاركت ايران اسلامي ادامه داد:« در زمان داوطلب شدن برگهاي ميدهند كه در آن داوطلبان بايد امضاء كنند كه به قانون اساسي التزام دارند، اما ظاهرا امضاء كافي نيست، زيرا زماني كه براي شوراها كانديدا شدم اين برگه را امضاءكردم اما مرا رد كردند و گفتند التزام نداري و از الفاظي استفاده ميكنند كه قابل تفسير و تعبير است.» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 16:21 توسط |
|
براي تربيت يک خبرنگار حرفهاي بايد بستر مناسب براي کار حرفهاي فراهم باشد؛ به بيان ديگر خبرنگار حرفهاي فضاي حرفهاي مي خواهد. سردبير سابق هفتهنامه «توس» در گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خراسان، با بيان اين مطلب گفت: حرفه اي بودن خبرنگار به تنهايي مشکلي را در جامعه حل نمي کند و براي تربيت يک خبرنگار حرفه اي تنها اشراف داشتن فرد به علم ارتباطات و خبر و تعهد کاري کافي نيست. ناصر آملي افزود: خبرنگار حرفهاي در حقيقت ديدهبان قدرت و نماينده جامعه است و براي کار خبري حرفهاي قدرت حاکمه بايد خبرنگاران حرفهاي داشته باشد. وي خبرنگار حرفهاي را پزشک يک جامعه دانست و افزود: بايد تلاش شود تا کار خبر و خبرنگار به خوبي و کاملا براي افراد جامعه توجيه شود و جايگاه قدرت خبرنگار در جامعه براي همه محرز و مشخص شود و افراد بدانند که خبرنگار در حقيقت نگارنده دردها و ضعف هاي يک جامعه است و همان طور که پزشک در مقابل گفتن درد به بيمار مصون است، خبرنگاران نيز بايد چنين حالتي را داشته باشند. آملي گفت: در حال حاضر ما در دوران گذار زندگي مي کنيم و فضاي جامعه ما به نحوي است که به ناچار هر حرکتي تبديل به يک حرکت ايدئولوژيک مي شود که اين خود مانع بزرگي بر سر راه خبرنگار است و چه بسا که خبرنگار نيز تحت تاثير همين جريان قرار گيرد. سردبير سابق هفتهنامه «توس» با تشريح وضعيت کنوني جامعه و جايگاه کار حرفهاي خبر اظهار داشت: در حال حاضر روزنامه ها و نشريات مستقل ما به دليل پايين بودن آمار مطالعه از وضعيت مالي و اقتصادي خوبي برخوردار نيستند و امکان جذب مثلا يک ليسانس ارتباطات و روزنامه نگاري را ندارند و نشريات دولتي ما نيز نمي توانند خلاء فقدان مطبوعات حرفهاي را پر کنند چرا که به نظر بيشتر آنها به لحاظ دولتي بودنشان يک بولتن خبري هستند نه يک مطبوعه حرفهاي و مستقل . وي گفت: البته شايد بتوان گفت که با افزايش تعداد خبرنگاران حرفهاي و مطالعه علمي خبرنگاران رفته رفته بتوان جامعه خبري را به سمت حرفه اي شدن سوق داد و قدرت تحمل حاکميت را افزايش داد که اين نيز نياز به عزم جامعه خبري دارد. آملي با اشاره به اين که خبرنگار حرفهاي کسي است که با کسب علم ارتباطات و خبر تعهد را نيز در خود تقويت کند، گفت: به نظر مي آيد خبرنگاران ما بايد با افزايش دانش و تعهد خود فضا را رفته رفته براي يک کار حرفهاي خبري آماده سازند. اين روزنامه نگار در ادامه اظهار داشت: جهان امروز وجود و حياتش مبتني بر برنامهريزي است و براي يک برنامه ريزي صحيح بايد اطلاع رساني شفاف و مطبوعات حرفهاي داشت و تنها در اين فضا است که امکان رشد و پيشرفت وجود خواهد داشت. وي يادآور شد: بايد دانست خبرنگاران يک جامعه هر چقدر هم که تخصص و تعهد در کار خود داشته باشند، مادامي که مشکل معيشت داشته باشند، نمي توانند حرفهاي عمل کنند و جامعه را از فضاي نشاط آور خبرهاي حرفه اي، متاثر نمايند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 11:30 توسط |
|
|
شب گذشته اكبر محمدي درگذشت و جسد وي ساعت ١٢ شب به پزشكي قانوني تحويل شد. سهراب سليماني با بيان اين مطلب به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: روز گذشته اكبر محمدي در بهداري زندان اوين بستري بود و وضعيت جسمياش كاملا خوب بود و بنا به درخواست خودش و تشخيص پزشك بهداري از بهداري ترخيص و به بند منتقل شد. وي افزود: بعد از انتقال به بند طبق گفتهي همبنديهايش به حمام رفته و دوش گرفته است كه در اين لحظه وضعيت جسمي او با مشكل مواجه شده و به همين دليل توسط زندانيان به نگهباني منتقل ميشود كه در مسير انتقال به بهداري فوت ميكند. سليماني گفت: جسد اكبر محمدي شب گذشته به پزشكي قانوني تحويل شد و علت فوت را بايد پزشكي قانوني اعلام كند. مديركل زندانهاي استان تهران دربارهي اعتصاب غذا اكبر محمدي و همچنين ادعاي وكيل مدافع وي مبني بر عدم ملاقات با موكلش عنوان كرد: برادر اكبر محمدي دو روز پيش با وي ملاقات كرد؛ البته دربارهي درخواست ملاقات وكيل با موكلش بعيد ميدانم كه چنين چيزي درست باشد زيرا هر وقت درخواست ملاقات ميشد ملاقات انجام ميگرفت. وي افزود: محمدي از تاريخ ٣ مرداد اعلام كرده است كه دست به اعتصاب غذا ميزنم اما او در اين مدت آب و چاي ميخورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداري و پزشك بوده است تا ساعت ١٩ روز گذشته كه به درخواست خود و با تشخيص پزشك زندان ترخيص ميشود. سليماني گفت: در آخرين مرتبهاي كه پزشك او را معاينه كرده كاملا وضعيت نرمالي داشته و فشار وي ١٢ روي هفت بوده است. در همين زمينه خليل بهراميان وكيل مدافع اكبر محمدي با بيان اينكه هماكنون به زندان اوين ميرود تا در جريان اتفاقي كه براي موكلش افتاده قرار گيرد به ايسنا گفت: براي بررسي موضوع، همين الان به زندان اوين ميروم. وي افزود: هفتهي گذشته با توجه به اعتصاب غذاي اكبر محمدي درخواست ملاقات با او را كردم كه او را از اين كار منصرف كنم اما متأسفانه اين كار انجام نشد. پيش از اين و در تاريخ ٢٢/٠٣/١٣٨٥ پدر اكبر محمدي در تماس با ايسنا مدعي شده بود كه كميسيون پزشكي قانوني طي نامهاي بيان كرده است كه فرزندش نبايد به دليل مشكل كمر در زندان بماند و به او طول درمان نامحدود داده است. وي در تاريخ مذكور از اين كه فرزندش مجددا به زندان بازگشته، گله و انتقاد كرد. در تاريخ ٠٣/٠٥/١٣٨٥ وكيل مدافع اكبر و منوچهر محمدي كه توانسته بود با منوچهر محمدي ملاقات كند، دربارهي وضعيت اكبر محمدي به ايسنا گفته بود: مطلع شدم كه اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر ميبرد كه در اين صورت امكان ملاقات وكيل با موكلش فراهم نميشود. سليماني، مديركل زندانهاي استان تهران در همان تاريخ اعتصاب غذاي اكبر محمدي را رد كرد و به ايسنا گفت: شديدا اين موضوع را تكذيب ميكنم و اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر نميبرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 10:52 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
اخبار ويژه گزارشهاي تحليلي سياسي اجتماعي عكس سايت قديم صفحه ويژه خاتمي |
|
RSS
|
|