تبليغاتX
فصل ياد
سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از تشدید طرح امنیت اجتماعی از اول مرداد خبر داد و گفت: در این طرح با مد‌های غربی موی پسرها و استفاده از مانتوهای بالای زانو به شدت برخورد می‌شود.

به گزارش ايرنا، سردار احمدرضا رادان روز یکشنبه در جمع خبرنگاران درباره چگونگی تشدید اجرای طرح امنیت اجتماعی از اول مرداد‌ گفت: در اجرای این طرح مجدداً با مصادیق بد‌پوشش برخورد می‌شود كه مصادیق بد‌پوششی درباره خانم‌ها همان مصداق‌های گذشته و همچنین استفاده از مانتوهای كوتاهImage Hosted By Imagehigh.com بالای زانو است.

وی با اشاره به برخورد قاطع پلیس با پسرانی كه موهای خود را به سبك مدل‌های غربی آرایش می‌كنند، گفت: پسرانی كه موهای خود را براساس مدل‌های منحرف و گروه‌های فاسد غربی آرایش می‌كنند و از شلوارهای كوتاه و یا لباس‌هایی با مارك منحرف استفاده می‌كنند مورد برخورد پلیس واقع می‌شوند.

سردار رادان درباره چگونگی برخورد پلیس با این افراد گفت: این‌گونه پسرها ابتدا از سوی پلیس دستگیر و به مركز انتظامی مشخص در پلیس امنیت منتقل شده و در آن‌جا نشانی واحد صنفی كه مبادرت به آرایش موی وی به سبك‌های منحرف كرده اخذ و سپس از خانواده وی دعوت می‌شود تا با مراجعه به مقر انتظامی و اخذ تعهد، وی را تحویل گرفته و بلافاصله با آرایش مو به شكل معقول برای رویت پلیس دوباره مراجعه كند.
وی ادامه داد: چنانچه فرد دستگیر شده لباس‌های مناسبی به تن نداشته باشد، خانواده وی باید لباس مناسب برای وی بیاورند تا با تعویض لباس در مقر انتظامی و اخذ تعهد آزاد شود.

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به واگذاری لپ‌تاپ به كلیه واحدهای گشت ارشاد گفت: اطلاعات كلیه خانم‌هایی كه مورد ارشاد پلیس قرار گرفته‌اند در سیستم وارد شده و واحدهای گشت با كامپیوتر لپ‌تاپ كلیه اطلاعات این افراد را در اختیار دارند و لذا در صورتی كه فردی‌ ‌مورد ارشاد قرار ‌گیرد، اطلاعات وی در كامپیوتر بررسی شده و در صورتی كه قبلاً تذكر گرفته باشد، دستگیر و به مركز انتظامی منتقل می‌شود.

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به پرسشی مبنی بر موارد قانونی مورد استناد ناجا در برخورد با مدل موی پسرها گفت: انضباط اجتماعی در قانون به صراحت وظیفه پاسداری از هنجارها را به پلیس واگذار كرده است و علاوه بر آن برخی از مدل موهای سر پسرها كه برگرفته از انحرافات است،‌ تشویش اذهان عمومی است.

سردار رادان ادامه داد: در اجرای مأموریت خود از هیچ‌گونه جوسازی رسانه‌های خارجی هراسی نداریم.

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در ادامه با اشاره به نتایج اقدامات پلیس در اجرای طرح امنیت اجتماعی گفت: با اجرای طرح‌های امنیت اجتماعی احساس امنیت در مردم به صورت معناداری بالا رفته است كه این موضوع را می‌توان از تماس‌های اخذ شده مردم با صدا و سیما و نظرسنجی‌هایی كه توسط خودمان انجام شده است، به دست آورد.
وی ادامه داد: در اجرای طرح امنیت اجتماعی وقوع تعدادی از جرائم خشن كاهش یافته است به طوری كه در جرائمی مانند سرقت به عنف، زورگیری و نزاع و مزاحمت با كاهش 8 تا 37 درصدی مواجهه شده‌ایم.
سردار رادان با اشاره به اجرای طرح برخورد با بدپوششی در جامعه گفت: در اجرای این طرح سیمای جامعه تا حد قابل قبولی تغییر یافته است كه البته‌ هنوز باید در این زمینه كار كرد.

وی ادامه داد: هم‌اكنون ذائقه خریداران و فروشندگان پوشاك در جامعه تغییر یافته‌ و همچنین اجرای طرح امنیت اجتماعی باعث كاهش شدید مزاحمت‌ها شده است.
وی ادامه داد: 98 درصد از مزاحمت‌های خیابانی برای افراد بدحجاب صورت می‌گیرد كه البته آرام آرام به سمتی می‌رفتیم كه بعضی‌ها جرأت می‌كردند برای افراد محجبه مزاحمت‌ ایجاد كنند كه با اجرای طرح، این مشكل تا حد زیادی برطرف شد.
فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به برخوردهای قضایی صورت گرفته توسط پلیس در اجرای مرحله اول طرح امنیت اجتماعی گفت: در این مرحله 600 نفر مورد برخورد قضایی پلیس قرار گرفتند كه عمده این افراد مزاحم نوامیس بوده و درباره زنانی كه برخورد قضایی با آن‌ها انجام شد عدد بسیار كمی است كه عمده این افراد نیز زنان خیابانی بودند.

وی ادامه داد: در طرح امنیت اجتماعی 70 هزار بازدید از صنوف انجام شد كه در این راستا 2 هزار واحدImage Hosted By Imagehigh.com صنفی متخلف پلمب شد. وی گفت: طی 3 ماه گذشته 4 هزار خودرو كه راكبان آن‌ها مبادرت به مزاحمت می‌كردند، آلودگی صوتی داشتند و یا بدپوششی راننده توقیف شده است.

سردار رادان در پاسخ به پرسشی درباره صدور حكم اعدام برای اراذل و اوباش دستگیر شده در طرح امنیت اجتماعی گفت: خبر مجازات اعدام برای این افراد علاوه بر خوشحالی افرادی كه از سوی آن‌ها مورد آزار و اذیت واقع شده بودند، برای من نیز به عنوان مجری كار بسیار خوشحال كننده بود و امیدوارم مجازات آن‌ها درس عبرت‌ باشد.
وی ادامه داد: درباره سوابق اراذل و اوباش كه حكم اعدام برای آن‌ها صادر ‌‌شده است، دادستانی تهران اطلاع‌رسانی می‌كند.

رادان ‌درباره شلیك شتابزده مأموران پلیس گفت: مأموران در استفاده از سلاح‌، قانون‌ را مد نظر قرار می‌دهند و اگر هم گاهی تخلفی انجام شود، برخورد لازم انجام می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:56  توسط | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچه مي‌خوانيد ثبت يك گزارش واقعي از سوي خبرنگار «حوادث» ايسنا است.

ساعت 21:15 پنجشنبه شب 14 تير ماه، خيابان آزادي، كنار ايستگاه مترو شادمان

سهميه‌بندي سوخت اثر شگرفي بر تعداد مسافران قطار شهري گذاشته و همزماني اين شب با ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و افزودن به تعداد سفرهاي درون شهري و رفت و آمد به بهشت زهرا (س) مزيد بر علت شده بود.

از خروجي خيابان آزادي، پله‌هاي مترو را كه پشت سر مي‌گذاشتيد گل فروشان و دست فروشان بساط دار را مشاهده مي‌كرديد كه با دسته گلهاي هزار توماني لحظاتي توجهتان را جلب مي‌كردند.

خيابان به شدت شلوغ بود و مسافران لحظات قبل مترو، اين بار به دنبال يك خودرو خالي، موجب ايجاد ترافيك در ابتداي مسير يادگار امام (ره) شده‌ بودند.

در انتظار خودرو بودم؛

يك مسافر سياهپوش به نزديك موتورسيكلت سواري آمد و تصور كردم قصد چانه‌زني دارد.

اما ناگهان رد و بدل شدن پول و بسته‌اي به اندازه بند انگشت را مشاهده كردم.

مرد ميانسالي در فاصله‌اي 10 قدمي از من شاهد اين قضيه بود، به سرعت به سراغ جوان رفت؛‌

«كراك داداش؛ كراكه؟ »

جوان سياهپوش با ظاهري مثبت و داراي محاسن سعي در آرام كردن مرد ميانسال داشت.

«آروم حيوون، آروم‌تر ...»

«صدتا مشتري برات دارم؛ تو روخدا ، مرگ من ، يك چيزي به ما مي‌ماسه؟ »

فقط دو دقيقه از اين گفت‌وگو گذشته است.

قريب 12 جوان در فاصله سني 18 تا 29 سال، اطراف توزيع‌كننده حلقه زدند.

خيابان به شدت شلوغ بود و آنها كراك مي‌خواستند و در حلقه اطراف مرد، به وسط خيابان هدايت شدند.

بسته‌ها از ميان دستان مرد به مشتريها مي‌رسيد؛ اما در اين ميان يكي از مردهاي ظاهرا 28 ساله بر سر قيمت چانه‌زني مي‌كرد.

توزيع‌كننده پول را گرفت و بسته را از لاي انگشتانش به خريدار نشان داد؛ در حاليكه نگاه حريص، به دنبال جنس بود،

بسته را به سمت ديگر،‌ در ميان خيابان و شمشادها پرتاب كرد و دستور داد: مثل سگ بو بكش، پيداش مي‌كني!

و با نيشخندي خود را از ميان جمعيت كنار ‌كشيد.

در اين لحظه او متوجه نگاههاي خيره من به خود شد.

به سراغ گل‌فروشها رفت. دسته گلي برداشت و در حالي كه من با فاصله زياد از آنها تلاش داشتم، بر خشم خود غلبه كنم و با شماره 110 پليس تماس بگيرم، به سراغم آمد.

عزيزم گل مي‌خواي؟؟

واسه شما ارزون حساب مي‌كنم ...

از او فاصله گرفتم و طي تماسي تلفني با مركز فوريتهاي پليسي «110» در حالي كه دوبار تماسم را قطع كرده‌اند، در ساعت 21:9 موضوع را توضيح دادم.

خود را به عنوان خبرنگار نيروي انتظامي معرفي كردم؛ اما اپراتور با لحني خونسرد گفت: خانوم اعلام مي‌كنم اما نمي‌دونم كه ميان يا نه؟

جوان 28 ساله هنوز با چشمهايش خيابان را بو مي‌كشد، 10 دقيقه گذشته است؛ دو مزاحمت خياباني را هم پشت سر گذاشتم و در انتظار گشت پليس ماندم.

10 دقيقه ديگر هم گذشت، اما هنوز از گشت خبري نشده بود، در اين فاصله به حساب چشمان من 11 مشتري ديگر به جنس رسيدند و به اين فكر بودم كه فاصله‌ام با نزديكترين كلانتري( 108 نواب)، پياده، فقط 10 دقيقه بود.

حرفهاي سردار اسكندر مومني، معاون عمليات نيروي انتظامي در گوشم زنگ زد:

«در پي سهميه‌بندي بنزين، مدت زمان حضور پليس در صحنه، با كاهش 5/1 دقيقه‌اي به 5/11 دقيقه رسيد!»

اين گزارش معاون عمليات ناجا در روز چهارشنبه به رسانه‌ها اعلام شده بود.

با خودم فكر مي‌كنم يك توزيع‌كننده هم، يكي است!

ساعت از 21:30 گذشته است كه بار ديگر با مركز فوريتهاي پليسي «110» تماس گرفتم و موضوع را گزارش كردم؛ با تاكيد بر اين كه يكي از خبرنگاران نيروي انتظامي هستم و اين بار براي ايجاد احساس مسؤوليت، كد اپراتور را مي‌پرسم!

10 دقيقه ديگر هم گذشت كه با رييس مركز اطلاع رساني فاتب در منزلش تماس گرفتم و با اعلان موضوع از وي كمك خواستم.

در اين فاصله احساس كردم چشمان زيادي در حال مراقبت از من است، پسري با هيكل درشت به سراغم آمد؛ او يكي از نوچه‌هاي گل‌فروش توزيع‌كننده است.

«ببخشيد خانوم مي‌تونم يك سؤال ازتون بپرسم؟»

از اين جمع كسي مزاحم آبجي ما شده، تا بهش يه حالي بديم؟

او با مشتهاي گره كرده، دستانش را به هم ‌كوبيد و خود را خشمگين نشان داد.

با خونسردي تشكر كردم و گفتم منتظر هستم.

در انتظار پليس!

با تماسهاي سرهنگ احمدي، رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ، نتيجه حاصل شد؛ مشخصات خود را به سرهنگ داده بودم؛

موتور گشت انتظامي با چراغ گردان به سراغم ‌آمد و من مبهوت از اين شيوه پليس، از آنها خواستم سرعت عمل داشته باشند.

باز هم گوشهايم زنگ زد:

سردار جعفري، معاون آگاهي پليس آگاهي اواخر سال گذشته در جريان گفت‌وگويي تحليلي اعلام كرده بود: «فعاليت پليس در خصوص عمليات ضربت و يا بخشي از گزارشهاي مردمي بايد با لباس و خودرو شخصي باشد تا امكان دستگيري سوژه از بين نرود!»

توزيع‌كننده با دسته گلي در دستش با انگشت نشانه من از سوي مامور كادر و سرباز اسلحه به دوش شناسايي شد.

او را به گوشه‌اي بردند و محترمانه از او تقاضا كردند محتويات جيبش را نشان دهد.

هنوز دسته گلي كه با قرار دادن جنس لابه لاي آن تقديم مشتري مي‌كرد و دوباره با پول پس مي‌گرفت در دستانش بود.

بازرسي بدني انجام و گوشي تلفن همراه از او گرفته شد!

گل‌فروشهاي ديگر و بساط كننده‌ها زير چشمي با نگاهي وحشتناك من را نظاره گر بودند و حتي يكي از آنها تلاش كرد دسته گل را از دستان سوژه، مقابل چشم پليس پس بگيرد.

هيچ چيز در لباس توزيع‌كننده پيدا نشد؛ مامور كادر مرا صدا كرد و خيلي آرام در حالي كه توزيع كننده در كنار سرباز ايستاده بود، به من گفت: خانم هيچي به همراه ندارد، چه كار كنيم؟ نمي‌توانيم بازداشتش كنيم.

تصميم گرفتم با صراحت تشويق كنم تا بيشتر جست‌و‌جو كند، به خاطر دستگيري يك توزيع‌كننده.

خود را حتي آدم مهمتري جلوه دادم و گفتم: مي‌گم شاهد پخش مواد بودم! جلوي چشمان مامور با موبايلم مشغول گرفتن شماره تلفن سرهنگ كشفي، معاون مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ شدم.

هنوز در حال برقراري تماس بودم كه توزيع‌كننده بعد از سه چهار فحش ركيك در حاليكه از زير پاي سرباز فرار كرد و به سوي ديگر خيابان رفت، نثارم ‌شد.

ديگر گوشهايم زنگ نزد؛ با صداي بلند به سرباز گفتم تعقيبش كن!

اما او گفت: اگر رفتم زير ماشينها شما برايم چه مي‌كنيد؟

به ياد بيش از سه هزار شهيد نيروي پليس در عملياتهاي مبارزه با مواد مخدر افتادم.

اما اين سرباز هم در شلوغي خيابان و چشمان تهديدآميز بساطي‌ها، حق داشت.

مامور كادر از من ‌پرسيد كار ديگري هست بتوانم برايتان انجام دهم؟

بله ، براي رضاي خدا بساطي‌ها را جمع كنيد!

با اشاره و واكنش تند سرباز وظيفه و به خرج دادن كمي جديت، بساطي‌ها جمع شدند؛ مي‌دانستم هنوز لابه‌لاي گلها جنس پيدا مي‌شد؛ اما براي اين اعلان گزارش تا ساعت 22:45 هنوز در خيابان مانده بودم.

همه اين زمان و فشار را براي دستگيري توزيع كننده تحمل كردم؛ اما او رفته بود و مامور كادر با خاطرجمعي ‌گفت: نگران نباشيد، موبايلش جامانده است!

بر حسب آخرين آمار سال 83، بطور متوسط هر روز 658 تن و به عبارتي هر دو دقيقه، يك نفر با جرايم مرتبط با مواد مخدر روانه زندان‌هاي كشور شده‌اند كه البته خرده‌فروش‌ها بيشترين جمعيت زندان‌هاي كشور را تشكيل مي‌دهند و در ميان اين جمع 61 درصد فاقد سابقه كيفري بودند.

سوار ماشين شدم.

جواني پرايد سوار ، خودرواش را همان جا پارك كرد و با شمارش اسكناسهاي سبز منتظر ماند:

منتظر يك فروشنده ديگر!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:33  توسط | 

روزنامه‌ی "هم‌میهن" بعد از ظهر روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه (سوم ژوئیه) به دستور دادستان تهران برای بار دوم توقیف شد.

مدیرمسئول و صاحب امتیاز "هم‌میهن" غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران و دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی است.

روزنامه‌ی هم‌میهن در سال ۱۳۷۹ در جریان توقیف دسته‌جمعی شماری زیادی از روزنامه‌های ایران به صورت موقت توقیف شده بود اما دو ماه پیش رفع توقیف شد و انتشار مجدد خود را آغاز کرد.

سعید مرتضوی، دادستان عمومی‌ و انقلا‌ب تهران در نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد  دلایل توقیف "هم‌میهن" را "اشکال در رسیدگی به پرونده‌ی این روزنامه" اعلام کرده است. بنا به نظر دادستانی تهران روزنامه‌ی هم‌میهن نمی‌بایست رفع توقیف می‌شد.

در نامه‌ی دادستانی تهران هم‌چنین ادعا شده که روزنامه‌ی "هم‌میهن" بعد از رفع توقیف هم  "در مواردی تخلف کرده که پرونده‌ای در این باره تشکیل شده است."

روز‌نامه‌ی "هم‌مهین" از جمله‌ی چند روزنامه‌ی اصلاح‌طلبی بود که اوایل سال جاری خورشیدی تقریباً هم‌زمان از توقیف موقت خارج شدند. با توجه به نام‌گذاری سال جدید به عنوان "سال همبستگی ملی" از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، این گمان پدید آمد که شاید  حکومت ایران در سیاست اعمال فشار خود بر رسانه‌ها تجدیدنظری کرده است، اما رفتاری که با هم‌میهن شد، مهر باطل براین گمانه‌زنی‌ها زد. در محافل مطبوعاتی ایران گفته می‌شود ممکن است چنین سرنوشتی در انتظار روزنامه‌‌های دیگری نیز باشد که گرایش "اصلاح‌طلبانه" دارند. روز سه‌شنبه هم‌زمان با هم‌میهن، امتیاز روزنامه‌ی "مشارکت" نیز لغو شد. این روزنامه نیز در سال ۱۳۷۹ توقیف موقت شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 15:27  توسط | 

آفتاب: عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با انتقاد از اظهارات مشاوران رئیس جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر «کودتای رسانه‌ای و حمله نرم‌ رسانه‌های منتقد بر علیه دولت» گفت: به نظر می‌رسد چنین سخنانی از جانب آقایان یا به دلیل آن است که منظور اظهارات خود را نمی‌دانند و به ابعاد کودتا رسانه‌ای توجه نمی‌کنند و یا این که نمی‌توانند این کلمات را در جای خود استفاده کنند.

سعید ابوطالب در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: رسانه‌های موجود در کشور یا دولتی و به نوعی وابسته به جریان حاکم هستند و مابقی یعنی صدا و سیما و خبرگزاری‌ها و مطبوعات، زیر نظر مقام معظم رهبری و جریان‌ها و افراد داخل نظام هستند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل با بیان این که «دولتمردان دچار توهم توطئه شده‌اند» گفت: اگر دوستان جوان در دولت به کودتای رسانه‌ای معتقد هستند باید مصادیق و ابعاد آن را مشخص کنند تا معلوم شود چه کسانی قصد کودتای رسانه‌ای دارند.

وی گفت: وزارت ارشاد تا آنجا که توانسته مانع فعالیت‌ رسانه‌های منتقد شده است و تا آن جا پیش رفته که علیه رادیو بیانیه منتشر می‌کند و تحت عنوان سامان‌دهی سایت‌ها با برخی از رسانه‌های سایبر برخورد کرده است.

ابوطالب در ادامه سخنانش با بیان این که دولت کنونی دارای چندین رسانه است گفت:‌ دولت دارای سایت‌ها، روزنامه‌ها و سایر تریبون‌ها است و بسیاری از رسانه‌ها به دولت خدمات بسیاری ارائه می‌دهند و در شرایطی که رسانه‌ها فعالیت سالم می‌کنند، ابراز این اصطلاح‌ها آن هم از جانب دولتمردان درست نیست.

ابوطالب در پایان گفت: تیم رسانه‌ای دولت محترم، برخلاف ذات وجودی خود، مقوله‌هایی به عنوان افکار عمومی، جریان آزاد اطلاعات و رسانه را نمی‌شناسند و در حالی که همه ابزارها را در اختیار دارند، باز هم به روش‌های غیرمعمول در فضای سیاسی متوسل می‌شوند و به نظر می‌رسند که از افکار عمومی هراس ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 18:0  توسط | 

نوروز - اميد محدث: در این یکی دو سال اخیر بعد از روی کار امدن دولت نهم ، همواره شعار اصلی دولت مبارزه با مفاسد اقتصادی ، رانت خواری ، رسیدگی به مستضعفین جامعه و در نهایت عدالت محوری و مهرورزی بوده است.


دولت تلاش بسیاری انجام داده تا پروسه معرفی مفاسد اقتصادی و رانت‌خواران را کوتاه‌تر کند. یکی از مشاورین محمود احمدی‌نژاد برای رسیدن به این مهم، صادق محصولی است. بر اساس شنیده‌ها محصولی که یکی از گزینه‌های احمدی‌نژاد برای نمایندگی مجلس آینده می‌باشد. او عضو گروه 9 نفره رییس جمهور برای انتخابات مجلس هشتم هم است.

صادق محصولی از قدیمی‌ترین دوستان احمدی‌نژاد بشمار می‌رود و رفاقت آنها به انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت و سپاه پاسداران باز می‌گردد.

همزمان با آغاز به کار احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت، صادق محصولی هم از سپاه جدا شد و در بخش خصوصی به امر ساخت‌وساز مسکن روی آورد.

سپردن تصدی شهرداری تهران به احمدی‌نژاد توسط شورای شهر دوم چندان باب میل دولت خاتمی و موسوی لاری، وزیر کشور وقت نبود به همین جهت امضای حکم آقای احمدی‌نژاد به عنوان شهردار تا مدت‌ها به تعویق افتاد تا اینکه صادق محصولی، باجناق خود را (یعنی علی‌اکبر ولایتی) واسطه می‌کند تا با پا در میانی دکتر ولایتی این حکم امضا شود. که شد. نتیجه پیگیری صادق محصولی باعث شد تا فضای لازم برای رشد آقای احمدی‌نژاد در سطح جامعه فراهم گردد.

زمان بین شهردار تا رییس جمهور شدن احمدی‌نژاد بسیار کوتاه بود. با انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رییس جمهور، وقت آن رسیده تا احمدی‌نژاد دین خود را به صادق محصولی ادا کند و این امر با مطرح شدن نام محصولی به عنوان وزیر نفت از سوی احمدی‌نژاد تحقق پذیرفت.

با مطرح شدن نام محصولی پس از سعیدلو به عنوان وزیر نفت، عملا چهره محصولی دیگر در برابر رسانه‌ها و مردم شناخته شد و محصولی دیگر آن مرد پشت صحنه یا به اصطلاح در سایه نبود. خارج شدن محصولی از پشت صحنه سیاست و روی سن آمدنش چندان اتفاق خوبی برای وی محسوب نمی‌شد. چون با مطرح شدن نام محصولی در بین رسانه‌ها، سوابق او هم مورد توجه قرار می‌گرفت و این اتفاق به هیچ وجه برای او مناسب نبود، چون حالا دیگر او به عنوان مرد 123 میلیارد دلاری دولت نهم لقب گرفته بود. تجمع چنین سرمایه‌‌ی هنگفتی آن هم از راه ساخت‌وساز در ظرف مدت ۱۰ سال چندان برای نمایندگان اصول‌گرای مجلس هفتم قابل هضم نبود. زیرا بسیاری از آنها مانند الیاس نادران و عماد افروغ معتقد بودند به دست آوردن این سرمایه در طول 10 سال تنها با کمک گرفتن از رانت‌ها و روابط امکان‌پذیر خواهد بود.

به گفته خود صادق محصولی دارایی او هم اکنون 160 میلیارد تومان است و این سرمایه را در طی 10 سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است ، یعنی به عبارتی هر سال 16 ميليارد تومان و تقریبا يك و سه دهم ميليارد توماندر ماه و روزانه بيش از 40 ميليون تومان و در ساعت يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقيقه 292 هزار تومان در دقیقه درآمد داشته و...

این در حالیست که احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانی خود گفته بود :

بعضی ها با رانت و رابطه لوله انداخته اند به چاه بیت المال و با موتور برق پول مردم را پمپاژ می کنند .

حالا شما خوانندگان عزیز حساب کنید چند متر لوله پلیکا لازم است تا این مقدار پول از مذکور بیرون بیاید و چقدر برق باید مصرف شود تا این پول پمپاژ شود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:55  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
آخرین حرف - ترانس سکشوآل
شدن
موارد نقض قانون اساسی
علی جواهری
پایگاه اطلاع رسانی نوروز
پایگاه علمی کیمیا
سه‌شنبه نویسی‌ها
تخته سیاه
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب
مجله خبری لوتوس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
اخبار ويژه
گزارشهاي تحليلي
سياسي
اجتماعي
عكس
سايت قديم
صفحه‌ ويژه خاتمي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

وبلاگ را صفحه خانگي كنيد


New Page 5

mowj.ir
 


Javascripts