تبليغاتX
فصل ياد
سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي

اين جا همه چيز فرق مي‌کند حتي آسمان اين جا آبي‌تر است. اين جا قطعه‌اي از بهشت است.

امروز بهشت شاهد جوانه‌هايي بود که آمده بودند شکوفا شدن خود را تجربه کنند، تجربه‌اي که خاطره‌اش تا پايان همراه آنان خواهد بود.

امروز روز جوانه‌هايي بود که پس از گذشت هفت سال براي اولين بار شکوفه مي‌زدند.

جوانه‌ها با بي‌صبري منتظر شکوفه زدن بودند شکوفه‌هايي که مي‌توانستند تا نهايت رسيدگي پيش روند...

و آن‌ها شکوفه شدند.

به گزارش ايسنا، امروز دانش‌آموزان کلاس اول 14 مدرسه در مشهد اين تجربه شيرين را در قطعه‌اي از بهشت، در حرم هشتمين امام خود تجربه کردند.

امروز در رواق دارالهدايه شوري به پا بود، مادرها لحظه به لحظه شکوفه شدن فرزندان خود را با دوربين خود ثبت مي‌کردند.

- مژگان منو ببين! کلتو‌ رو ببر بالا،‍ آفرين دختر گلم!

مادر زهرا هم مي‌گفت: زهرا نترسي ‌ها! من اين جا نشستم.

- مامان! من مي‌تونم با ماژيکام نقاشي بکشم؟

- نه دخترم بزار وقتي رفتي مدرسه نقاشي کن....

صداي صلوات شکوفه‌ها آن قدر بلند بود که تمام رواق را به لرزه درآورد.

مونا با دست گوشش را گرفت و با تمام توان جيغ کشيد: اللهم صل علي محمد و آل محمد.

- مريم اين قدر شلوغ نکن! گوش کن ببين آقا چي مي‌گه!

مجري برنامه با بچه‌ها حرف مي‌زد اما بچه‌ها به جاي گوش دادن مسابقه گذاشته بودند که گل کي از همه بلندتره!

مرتضي هم آمده بود حرم تا زيارت کند، دوستي پيدا نکرده بود و مي‌خواست برود مدرسه تا شعر بنويسد.

مرضيه هم گفت: اومدم اين جا تا نمايش ببينم، گفت: وقتي بزرگ شدم مي‌خوام برم دوم راهنمايي، بعدش برم دانشگاه، بعدش هم معلم بشم.

مرضيه خودکار و کاغذ را به زور ازم گرفت و گفت: من مي‌تونم فاميلم را بنويسم! ببين!

کمي آن طرف‌تر بهاره داشت گريه مي‌کرد و مي‌گفت: مامان گلم شکست برام گل بخر! مامان!

رويا هم ديگر خسته شده بود مي‌خواست برود خانه؛ مي‌گفت: مامانم منو زور کرده که بيايم اين‌جا، گفت که اگر بيام اين جا خوبه.

شکوفه‌ها راه افتادند به سمت پنجره فولادي و هم صدا با مربيان خود زيارت خاصه امام رضا مي‌خواندند: اللهم صل علي علي بن موسي الرضا...

پيش اميرمحمد که از صف بيرون آمده بود رفتم. اميرمحمد گفت: مي خوام برم مدرسه! پرسيدم مدرسه مي‌خواي چه کار كني؟ گفت: مي خوام برم مدرسه! گفتم مي‌خواي مدرسه درس بخوني؟ گفت: مي خوام برم مدرسه! پرسيدم خب مي‌خواي نقاشي کني! عصباني شد و گفت: من فقط مي‌خوام برم مدرسه! هيچ کار ديگري هم نمي‌کنم!

جوانه‌هاي ديروز با آمدن به بهشت به شکوفه‌هاي بهشتي تبديل شدند، شکوفه‌هايي که مي‌خواهند ميوه‌هايي بهشتي شوند.

اي هشتمين گوهر! باشد تا در پناه تو هيچ بادي اين شکوفه‌ها را پرپر نکند.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14:47  توسط | 

9 سال پيش مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در 30 شهريور ماه پيشنهاد حجت الاسلام و المسلمين سيّد محمّد خاتمي را مبني بر نامگذاري سال 2001 ميلادي به عنوان سال گفت و گو تمدن ها به اتفاق آرا تصويب كرد؛ از آن پس اين روز نام «روز گفت و گو ي تمدن ها» را در تقويم ايرانيان به خود گرفت.
امسال فرصتي دست داد تا با سيّد محمّد خاتمي كه اكنون رياست مؤسسة غير دولتي و غير انتفاعي بين المللي گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها را بر عهده دارد، گفت و گوي كوتاهي دربارة تعاريف و تجربه هاي ويژه ايشان در مسير پيشبرد اين نظريه داشته باشم.

آنچه در پي مي آيد حاصل اين گفت و گوست:

1) آقاي خاتمي، 30 شهريور ماه روز گفت و گوي تمدن هاست. به نظر مي رسد امروز گفت و گو در دنياي ما موضوعيت خاصي دارد. شما اين مسئله را چگونه مي بينيد؟ آيا مي توان بين ضرورت گفت و گو و ايدة گفت و گوي تمدن ها كه شما بر آن تأكيد داشته ايد رابطة خاصي قائل بود؟
بايد ميان گفت و گو و مذاكره تفكيك قائل شد. در مذاكره هدف اقناع طرف است و يا بدست آوردن سود مادي يا معنوي، مذاكره بيشتر در عرصة روابط سياسي و تجاري مطرح است ولي گفت و گو هدفش تعارف و شناخت يكديگر و تلاش مشترك براي نزديكي به حقيقت است و كاري است شديداً انساني و مبتني بر خرد و انديشه . گفت و گو كه بهتر است آن را گفت و شنود بناميم هنگامي تحقق مي يابد كه گفتن با شنيدن تؤام باشد. شنيدن سخن ديگري شرط مهم تفاهم و نزديكي طرفين است. خودخواهان متعصب اهل گفت و گو نيستند، تواضع شرط گفت و گو است و اين امر در صورتي حاصل مي شود كه هر انساني با تعلق به هر مرامي به محدوديت هاي ذهني، عقلاني، عاطفي و اجتماعي خود واقف باشد و در نتيجه ادعاي تملك انحصاري حقيقت نكند. انسان ذاتاً در جستجوي حقيقتي است كه واقعاً وجود دارد و يكي و مطلق است. ولي آدميان تحت شرايط اجتماعي و تاريخي و محدوديت هاي ذهني و عيني نسبت هاي متفاوتي با حقيقت برقرار مي كنند.
در گفت و گو نوعي همراهي و همكاري و همدلي براي نزديكتر شدن به حقيقت پديد مي آيد. طرفهاي گفت و گو، متفكران، هنرمندان و صاحبان فكر و ذكرند و اگر مجال گفت و شنود فراهم آيد و نزديكي جان متفكران نوعي در جامعه بسط يابد سياست نيز لطيف و انساني مي شود به شرط اينكه سياست مداران در واقع و نه در ادعا نمايندة واقعي مردم جامعه باشند.
جنگ و ستيز نتيجه وهم انگاري و ره افسانه زدن انسانها است و اگر نگاه به حقيقت و نيز تذكر به محدوديت هاي آدمي در برقراري نسبت با اين حقيقت وجود داشته باشد گفت و گو تحقق مي يابد و در نتيجه زندگي به سوي صلح و امنيت ميل مي كند.
در عمق جهان سياست زدة كه متاسفانه در آن تحكم و آشوب غلبه دارد، خوشبختانه نوعي نگراني و دغدغه نيز وجود دارد . نگراني از واقعيت جاري در همه جا و در متن خستگي بشر از اين سياست زدگي و حاصل آن يعني تحقير انسان . در واقع ناامني و خشونت پديد آمده بشريت را وجداناً به چاره جويي براي صلح و عدالت و آرامش و اخلاق نزديكتر كرده است.
به رغم هياهوي جنگ و ترور و خشونت، به نظر من هيچگاه چون امروز بشر، بخصوص نخبگان روشن بين جوامع آمادة رهايي از اين وضعيت ناگوار نبوده اند و در نتيجه زمينة گفت و گو بيش از هر زمان فراهم است و به همين دليل نظريه گفت و گوي تمدن ها و فرهنگ ها اينچنين در جهان آشوب زدة ما مورد استقبال قرار گرفته است و در كمتر محفل و مجمعي است كه سخن از گفت و گو به ميان آيد و بر ضرورت آن تأكيد نشود.

2) از نخستين روزي كه پيشنهاد شما در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در شهريور ماه 1377 به تصويب رسيد تا امروز اين ايده، حوادث و وقايع مهمي را در جهان پشت سر گذاشته است. به نظر شما دايرة گفت و گوي تمدن ها در چه زمينه هايي تنگ تر و در چه زمينه هايي فراخ تر شده است؟
در سال گفت و گوي تمدن ها (2001 ميلادي) شاهد عمليات وحشتناك تروريستي 11 سپتامبر و در پي آن امنيتي شدن صحنة مناسبات بين المللي و به كار گيري راهبرد زور و خشونت و اشغال به بهانة مبارزه با تروريسم از سوي قدرتمندان بوديم كه مي توان آن را عكس العملي از سوي خشونت گرايان واپس گراي متعصب در هر دو اردوي مقابل يكديگر در برابر اقبال جامعه جهاني به سوي گفت و گوي تمدن ها بدانيم. وضعيت پيش آمده فضاي جهاني را به شدت ناامن و نگراني را همه جاگير كرده است، اما از سوي ديگر ضرورت گذار از دنياي تبعيض و خشونت و ترور به حهان عدالت و برابري و محبت و همدلي از طريق گفت و گو بيشتر آشكار شده است.

3) گفت و گوي تمدن ها در برابر برخورد تمدن ها تفسير شده است. شما چقدر با اين طرز تلقي موافق هستيد؟
برخورد تمدن ها بيشتر يك پندار و وهم است . زيرا تمدن ها و به خصوص فرهنگ ها همواره در حال بده بستان و تعامل و تبادل بوده اند و حتي آنگاه كه ميان يك قوم يا يك امت جنگ در مي گرفته است در زير لاية سطحي خشونت و ستيز، تمدن ها و فرهنگ ها فرصت را براي تأثير بر يكديگر و تأثر از يكديگر پيدا مي كردند.
جنگها انگيزة سياسي ( و عمدتاً استيلا طلبي) و يا اقتصادي داشته اند. هيتلر در جست و جوي فراخ كردن فضاي حياتي براي آلمان بشر را با فاجعه روبرو كرد و درگيري او با كساني بود كه با او از يك تمدن بودند و فضاي حياتي دقيقاً يعني مناطق نفوذي كه استعمار گران ديگر آن را اشغال كرده بودند و سهم رقيب يا رفيق خود را ناديده انگاشته بودند.
البته در جنگها و ستيز ها از دين، فلسفه، هنر و فرهنگ و تعصبات قومي و ملي نيز از سوي سياست مداران قدرت طلب و جنگ افروز سوء استفاده شده است.
اما اين اصل نيز واقعيت دارد كه ميان تمدن ها و فرهنگ ها نوعي تبادل فعال (ديالكتيك) به صورت نا خود آگاه برقرار بوده است. ايدة گفت و گوي تمدن ها در صدد خود آگاه كردن اين ديالكتيك به صورت ديالوگ است.

4) در دوسال گذشته شما بيشتر به عنوان يك صاحب نظر علمي و فرهنگي در مجامع و مراكز دانشگاهي و بين المللي حضور داشته ايد. تجربة خاص شما در قياس با گذشته كه به عنوان يك دولتمرد در اين قبيل مراكز حضور مي يافتيد، چيست؟
واكنش ها نسبت به ايدة گفت و گوي تمدن ها ميزان آمادگي ها ، حمايت ها و همراهي ها با اين برنامه و اين زمينه در عرصة بين المللي تدوين و نشر خواهد شد.

5)در سفر سال گذشته شما به آمريكا به خصوص از اين نظر كه همزمان با سالگرد حادثة 11 سپتامبر در آمريكا و نيز بحران روابط ميان ايران و آمريكا بر سر مسئلة هسته اي بود، گفت و گوي فرهنگ ها چگونه و در چه زمينه هايي توانست پيش برود؟
در اين سفر چه در مجامع ديني ( اعم از اسلامي و مسيحي) چه مجامع علمي، دانشگاهي و فرهنگي و چه در سطح نخبگان كوشيدم تا صداي صلح و منطق و عدالت و انسانيت را كه از عمق آيين اسلام و ژرفاي جان ملت با فرهنگ ايران بر مي خيزد روشن و رسا به گوش آنان كه قدرت شنوايي را از دست نداده اند، برسانم و خوشبختانه اين صدا نوعاً شنيده شد چنانكه من نيز از نزديك توانستم صدا هاي خوش آهنگي را بشنوم كه از خشونت و خود پرستي و تحقير انسان بيزار است و من فكر مي كنم كه اين سفر با همه محدوديت هايي كه داشت به طور آشكار در فضاي ذهني نخبگان و نيز افكار عمومي اثر گذاشت. مي توان با مقايسة جو رواني و تبليغاتي حاكم بر مجامع و وسائط ارتباط جمعي پيش و پس از سفر صحت اين ادعا را دريافت و حتي لحن و طنين صداي سياست مداران نيز تغيير كرد. هرچند كه در ايران به هر دليل در وسائط ارتباط جمعي فراگير سعي در پوشيده نگه داشتن اين تأثير شد و حتي شاهد تحريف، دروغ پردازي و تحليل هاي غلط نيز بوديم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 12:43  توسط | 

وی كه با معدل كمتر از 13 فارغ‌التحصيل شده بود، نمرات مردودي وي در برخي دروس كارشناسي ارشد به قبولي تغيير كرد و با دستور وزارت علوم با تبدیل بورسیه خارج به داخل بدون کنکور به عنوان دانشجوي دكتري در دانشگاه علامه طباطبايي پذيرفته شد.

در حالي كه رئيس ستاد رايحه خوش خدمت و مديرعامل «پارس خودرو» خبر پذيرش خود را در دوره دكتري با دستور وزارت علوم و بدون قبولي در كنكور، تكذيب كرده بود، ثبت‌نام وي در دوره دكتري رشته مديريت بازرگاني در دانشگاه علامه طباطبايي قطعي شد و نام وي به عنوان پذيرفته شده نهايي در سايت دانشگاه علامه طباطبايي درج شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مهرداد بذرپاش كه با معدل كمتر از 13 از دانشگاه صنعتي شريف فارغ‌التحصيل شده بود و پس از انتخابات رياست‌جمهوري و با موافقت شوراي آموزشي دانشگاه علامه طباطبايي نمرات مردودي وي در برخي دروس كارشناسي ارشد به قبولي تغيير كرد، با دستور وزارت علوم به عنوان تبديل بورس خارج به داخل به عنوان دانشجوي دكتري در دانشگاه علامه طباطبايي پذيرفته شد.
پس از افشاي اين خبر، بذرپاش اقدام به تكذيب دستور پذيرش خود به عنوان دانشجوي دكتري خارج به داخل كرد هرچند به دليل عدم برگزاري آزمون دكتري خارج از كشور از سه سال پيش، وجاهت قانوني اين دستور زير سوال است.

با اين حال، قطعي شدن ثبت نام مشاور جوان سابق رئيس‌جمهور به عنوان دانشجوي بورسيه دكتري در حالي صورت مي‌گيرد كه وي هم‌زمان مديريت شركت «پارس‌خودرو» كه سومين توليدكننده بزرگ خودرو در كشور است را علاوه بر فعاليت‌هاي سياسي در ائتلاف حاميان دولت و رياست ستاد رايحه خوش خدمت عهده‌دار است و به نظر مي‌رسد با توجه به مقررات آموزشي مبني بر اشتغال به تحصيل تمام وقت دانشجويان دكتري انجام يك يا چند شغل بزرگ ديگر مشكلاتي را براي وي فراهم كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 19:5  توسط | 

صبح امروز در دومين اجلاس رسمي مجلس خبرگان رهبري ، اكبر هاشمي رفسنجاني به عنوان رياست اين مجلس انتخاب شد.
 
به گزارش «جهان»، صبح امروز سه شنبه در دومين اجلاس رسمي مجلس خبرگان رهبري ، اكبر هاشمي رفسنجاني با 41 راي به عنوان رياست اين مجلس انتخاب شد.
 
در راي گيري امروز، 11 نفر از اعضاي مجلس خبرگان غايب بودند و بنابراين از 75 راي ماخوذه 1 راي باطله اعلام شد، هاشمي رفسنجاني 41 راي از آرا را به دست آورد و احمد جنتي با كسب 33 راي موافق نفر دوم شد. 
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 12:1  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
آخرین حرف - ترانس سکشوآل
شدن
موارد نقض قانون اساسی
علی جواهری
پایگاه اطلاع رسانی نوروز
پایگاه علمی کیمیا
سه‌شنبه نویسی‌ها
تخته سیاه
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب
مجله خبری لوتوس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
اخبار ويژه
گزارشهاي تحليلي
سياسي
اجتماعي
عكس
سايت قديم
صفحه‌ ويژه خاتمي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

وبلاگ را صفحه خانگي كنيد


New Page 5

mowj.ir
 


Javascripts