![]() |
![]() |
|
| سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي |
|
چهار سگ در تيم حفاظتی دکتر محمود احمدی نژاد –رئيس جمهوری ايران- به منظور تشخيص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر يک به قيمت ۱۵۰ ميليون تومان از کشور آلمان خريداری شده اند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 14:48 توسط |
|
|
رييس جبهه اصلاحات خراسان رضوي گفت: حضور خاتمي در مشهد باعث خواهد شد مردم احساس كنند نماد اصلاحات در صحنه اجتماعي و سياسي جامعه حضور دارد و اصلاحطلبان ضمن حضور در صحنه بر وحدت نيز تاکيد دارند. به گزارش فصل یاد، مهدي واعظ عبايي ابراز داشت: حضور خاتمي و اصلاحطلبان در جامعه مويد اين نکته است که مردم سالاري ديني قابل حذف از صحنه جامعه نيست. وي با بيان اينکه خاتمي معدل اصلاحات در جامعه است، اظهار داشت: اين بدان معني است که کساني که ديدگاههايي بيش و يا کمتر از وي در مورد اصلاحات دارند، همه بر روي خاتمي اجماع دارند. او ادامه داد: اين موضوع نشان دهنده اين مهم است که اصلاح طلبان داراي نمادي هستند که حول آن با يکديگر اجماع مينمايند. رييس شوراي منطقه جبهه مشارکت منطقه خراسان رضوي با اشاره به دو ويژگي ايجابي و سلبي سفر رييس جمهور سابق کشورمان به مشهد افزود: ويژگي ايجابي اين است که اصلاحطلبان اعم از نخبگان و توده مردم که در دو سال اخير دچار تشتت شده و يا برخي که بر اثر تبليغات منفي رقبا و مخالفان دچار ياس و نااميدي شدهاند، بدانند که اصلاحات در کشور ما نهادينه شده و رفتارهاي اصلاحطلبان که نمادش خاتمي است، رفتارهايي نيست که بشود از صحنه سياسي و اجتماعي حذفش کرد. وي با اشاره به نياز اجماع حداقلي اصلاحطلبان در آستانه انتخابات افزود: اين که از چه افرادي و با چه خصوصياتي در ليستهاي خود استفاده نماييم و با تکيه بر چه شعارهايي وارد انتخابات شويم تا مباني نظري مردمسالاري ديني که خاتمي بيان نمودند تحقق پيدا کند، در جريان سفر ايشان بحث و بررسي شده و تدوين ميگردد. وي در مورد ويژگي سلبي سفر سيد محمد خاتمي به مشهد گفت: رقبا و مخالفان اصلاحات در اين مدت در بوقهاي تبليغاتي خود نواختهاند که پايان دوره رياست جمهوري خاتمي، پايان دوره اصلاحات بوده است و بازگشت اصلاحطلبان به صحنه ديگر امکانپذير نخواهد بود، ضمن اينکه آنها معتقدند ديدگاههاي اصلاح طلبان از صحنه سياسي و اجتماعي حذف شده است، اما حضور خاتمي در مشهد باعث خواهد شد که آنان بدانند خاتمي در صحنه اجتماعي و سياسي جامعه حضور دارد و اصلاحطلبان نيز در صحنه خواهند بود. رييس جبهه اصلاحات خراسان رضوي پيرامون بحث نهادينه شدن اصلاحات و مردمسالاري ديني در جامعه ابراز عقيده کرد: براي نهادينه شدن اصلاحات بايستي نهادهاي مدني در جامعه تقويت گردد. عبايي افزود: بايستي احزاب ما ديرپا و داراي قدمت و سابقه تشکيلاتي گردند و سنديکاها و مجامع صنفي نيز حضور داشته و از حقوق اعضاي خود دفاع نمايند. وي مطبوعات و رسانهها را از ديگر ملزومات نهادينه شدن اصلاحات و مردم سالاري در کشور دانست و سپس به سابقه تاريخي آزادي، دموکراسي و جامعه مدني در ايران پرداخت و ابراز داشت: بيش از صد سال از زمان مشروطه که اين شعارها مطرح گرديده است ميگذرد و مشخص شده که اين وضعيتها قابل رفت و برگشت است. وي علت اين امر را عدم يکنواختي و حاکميت يک جناح به طور کامل در جامعه دانست و افزود: هيچگاه اين گونه نبوده است که محافظهکاران نيز هژموني داشته و سلطه و اقتدارشان به طور دائم بر کشور سايه گسترانده باشد. وي ادامه داد: بنابراين اگر اصلاحات در شرايطي از صحنه سياسي، اجتماعي و به خصوص اجرايي کشور غايب گردد به اين معني نخواهد بود که اصلاحات حضور ندارد و تا زماني که نهادهاي مدني تثبيت نگردند، اين رفت و آمد براي هر دو طرف وجود خواهد داشت. رييس جبهه اصلاحات خراسان رضوي با ابراز اميدواري از اين که بشود اين نهادها و جامعه مدني و مطبوعات را دائمي نمود، اضافه کرد: ما خود را ملزم ميدانيم تا آن زمان، از نمادهاي جامعه مدني مانند شخص خاتمي که الگوي اصلاحات است حمايت نماييم. وي سفر خاتمي را باعث همگرايي بيش از پيش احزاب اصلاحطلب در خراسان رضوي دانست و گفت: احزاب بزرگ اصلاحطلبان اکنون بيش از پيش گرد يکديگر آمدهاند و خراسان رضوي جزء استانهايي است که در بحث ائتلاف بسيار فعال و قوي حاضر شده است. او اضافه نمود: احزاب ديگري هم که مانند حزب اعتماد ملي جزء جبهه اصلاحات نبودهاند نيز در بحث سفر آقاي خاتمي وارد شدهاند و پيرامون بحث سفر هماهنگيهاي لازم را به عمل آوردهاند. رييس شوراي منطقه جبهه مشارکت منطقه خراسان توصيههاي خاتمي قبل از سفر به مشهد را در همگرايي احزاب بسيار مثمر ثمر دانست و بيان نمود: يقينا سفر ايشان باعث خواهد شد که احزاب و ائتلافها به حداقلها قانع گردند و از افزونطلبيهايي که گاهي احزاب بدان دچار بودهاند دست برداشته و در حقيقت تنها براي حضور اصلاحات در صحنه گام بردارند. وي ابراز داشت: اين موضوع بدان معني خواهد بود که اولويت گروهها ابتدا حضور اصلاحات در صحنه باشد و سپس به حضور تشکل خود فکر نمايند. واعظ عبايي با اشاره به همگرايي احزاب در بحث سفر سيد محمد خاتمي، رييس جمهور سابق کشورمان به مشهد از خلوص و اقتدار آنان در اين بحث قدرداني کرد. شايان ذکر است سيد محمد خاتمي، رييس جمهور سابق کشورمان عصر چهارشنبه هفته جاري در سالن ورزشي شهيد بهشتي مشهد در جشن ميلاد امام رضا(ع)، با مردم مشهد ديدار و براي آنها سخنراني خواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 14:41 توسط |
|
|
سید محمد خاتمی
چهارشنبه 30 آبان
ساعت 17
درسالن شهید بهشتی،
میهمان دلدادگان مشهدی خود
خواهد بود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:29 توسط |
|
فاطمه رجبي گفت: دولتمردان گذشته به نام خردمندي و عقل گرايي رابطه با آمريکا را يک ارزش تلقي کردند در حالي که امروزه آمريکا سرزمينهاي اسلامي را بليعده است. فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت در نشست دانشجويي با عنوان «تروريست يا شيطان ستيز؟» که توسط واحد خواهران جامعه اسلامي دانشجويان دانشكده علوم پايه دانشگاه فردوسي در آمفي تاتر اين دانشكده برگزار شد با بيان مطلب فوق افزود: خيانتي که دولتمردان گذشته به بهانه نابودي صدام و طالبان کردند اين بود که راه را براي آمريکا و انگليس براي ورود به سرزمينهاي اسلامي باز گذاشتند. وي با بيان اينکه «آنها به دليل احساس خطر از جانب صدام و طالبان اين کار را کردند» اين سوال را مطرح کرد : آيا طالبان خطر بيشتري دارد؟ و واقعا نوکر بيشتر ميتواند ضربه بزند يا ارباب؟ وي خطاب به «دولتمردان گذشته» با بيان اينكه « آن چيزي که آنها در گذشته به ما تحميل کردند اين بود که به نام سياست خردمندانه راه را براي غرب و آمريکا باز گذاشتند و نتيجه اين شد که آمريکا با همه تجهيزات خود بر سرزمين مسلمانان حاکم شود »، تصريح کرد: ولي با اين حال دولتمردان گذشته بدون اينکه بدانند چه کرده اند براي اين دولت خط و نشان ميکشند که تهديد از سوي آمريکا احساس ميشود. رجبي با بيان اينکه « در جهان اسلامي تفکر ليبرال دموکراسي غربي که سياستي شيطاني است به عنوان روشنفکري مطرح ميشود»، افزود: شما ميبينيد که سياست شيطاني آمريکا چگونه در حال گسترش است و چگونه جهان را به صورت شيطان صفتانه مي بلعد. وي با اشاره به تفكر غربي و بيان اينكه « تفکر انسان غير غربي بايد ترور شود و تفکر و انديشه و آيين ضدغربي زير چکمههاي آن لگد مال شود» مدعي شد: متاسفانه اين نوع دموکراسي آمريکايي و تفکر در لباس روحانيت حاکميت گذشته ما مورد نظر بود ولي در عمل اين دموکراسي چيزي جز فجايع نتيجه نداشته است. وي با اشاره به سياست رحماني امام خميني (ره) و افشاي نامه کارتر توسط ايشان، افزود: سياست الهي يعني شفاف سازي، نه اينکه سالها پنهان کاري کنيد و با دولتهاي جنايتکار ارتباط بگيريد و براي براندازي اين نظام دستور و برنامه بگيريد و بعد بگوييد سياست ما تنش زدايي است. وي با بيان اينکه آخرين تاکيدات امام (ره)نسبت به اولين سخنانشان در قبال آمريکا موضع شديدتري داشت، خاطر نشان كرد: علت اين امر اين بود که بعد از 18 سال ، شيطنت آمريکا هر روز بيشتر ميشود و هر روز بدتر از گذشته بر سياستهاي خصمانه خود ميتازد، با اين اوج گيري شيطنت، مبارزه با اين شيطان بزرگ براي مسلمانان يک واجب عيني شده است. فاطمه رجبي با اشاره به اينکه در دهه اول انقلاب، سياست امام(ره) سياستي رحماني بوده است، افزود: متاسفانه در حکومت سازندگي پرونده انقلاب زير و رو شد و گفتمان امام (ره)تغيير پيدا کرد. نويسنده کتاب احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم با بيان اينکه « انديشه توسعه، رواج يافته در دولت سازندگي ، برنامهاي جز براي به سلطه در آوردن کشورهاي جهان سوم و جايگزيني فرهنگ و ارزشهاي غربي به جاي آيين و آداب آنها نبود»، گفت: در اين دهه دولتمردان با تعديل و تغيير مبناي سياست رحماني امام خميني (ره) ارزشها را کم رنگ کردند به طوري که شيطان ستيزي به عنوان يک ضد ارزش در آمد و همه اينها را هم عقل گرايي و خرد گرايي نام گذاشتند. وي افزود: ارتباط مخفي با آمريکا گرفته ميشد و در بعد فرهنگي و اقتصادي دگرگونيهايي انجام گرفت و ارزشهايي مانند 13 آبان و 22 بهمن کم رنگتر شد، طوري که تا کنون نيز ادامه دارد؛ در زمان هاشمي خود سانسوري و در زمان خاتمي ديکتاتوري بود. رجبي با نقل سخني از « هاشمي رفسنجاني که گفته است آمريکا در خصوص نابود کردن طالبان و صدام به نفع ما کار کرده است »، گفت: شما چطور خود را يک سياست مدار بزرگ ميدانيد، در حالي که بچهاي هم ميداند که طالبان و صدام دست نشانده هاي آمريکا در افغانستان و عراق بودند. وي تصريح کرد: در تمام اين دوران جناح راست و چپ هيچ فرقي با هم نداشتند چرا که تنها جنگ براي قدرت بود و هر گروه که خود را محور عقل گرايي ميناميد در راس برنامههايش تعديل شيطان ستيزي يا کنار گذاشتن آن را به عنوان يک ارزش قرار داده بود. رجبي از حاکميت اصلاح طلبي به عنوان « يک اهرم براي براندازي حکومت نامطلوب از نظر آمريکا » نام برد و افزود: در اين برنامه آمده است که در صورت وجود مشکل نظاميان را با خود همراه سازيد. اصلاح طلبان توانستند برخي از نظاميان را با خود همراه کنند ، کساني که دنياگرا هستند و عقل و دين آنها در دنياي کوچکشان خلاصه شده است. فاطمه رجبي با اشاره به « استعفاي محسن رضايي» و آنچه «اصلاح طلب شدن وي » خواند، با طرح اين پرسش كه « چه کسي فکر ميکند که اين فرد روزي در جبهههاي جنگ بوده است» ادامه داد: اخيرا رضايي اوج شکوفايي اقتصاد ايران را در دوره رضا شاه و حکومت رفسنجاني دانسته است در حالي که کثيفترين استاد سرسپرده به غرب در دانشگاه جرات اين گونه آشکارا حرف زدن را ندارد. وي مدعي شد: آقاي قاليباف هم که جزء همين دسته هستند اخيرا خود را رضاخان حزب الله ناميده بودند ولي ايشان نميفهمند رضاخان يعني چه يا حزب الله يعني چه، و در واقع کساني که در پوست شيطان رفتهاند ديگر نميدانند حزب الله يعني چه. وي افزود: من با اطمينان کامل ميگويم انزجاري که مردم تهران از اين شهردار دارند حتي در دوره کرباسچي نيز وجود نداشت؛ بله، وقتي کسي ميخواهد رضاخان حزب اللهي شود، محبوبيت رضاخاني نيز پيدا خواهد کرد. فاطمه رجبي با بيان اينکه « اين رهنمود که، اصلاح طلبان! نظاميان را با خود همراه کن، در چند مورد عملي شده است » گفت: البته خداوند دشمنان ما را از اين احمقها که از نظر عقب ماندگي فکري استثناء هستند، قرار داده است تا تاريخ درخشان خود را با يک لگد شيطاني کنند و اصلاح طلب شوند. وي « يکي ديگر از رهنمودهاي اصلاح طلبي را به داشتن نيروهايي آماده براي ريختن به خيابانها در صورت تضعيف موقعيت » دانست و گفت: واقعه دانشگاه امير کبير و دانشگاه تهران واقعا آمريکايي بود و عجيب اين است که دو رييس جمهور لباس روحاني گذشته ما مورد حمايت اين گروهها بودند ولي احمدينژاد دانشگاهي مورد کفر آنان بود. وي مدعي شد: در اين جا ما بايد به دين داري اين دو نفر يا در ايادي بودن گروههاي حامي آنها شک کنيم؛ البته که در هر دو. رجبي گفت: دستگيري حسين موسويان،- عضو تيم هستهاي ايران در دولت گذشته- به اتهام جاسوسي و تعطيلي تاسيسات هستهاي ايران به درخواست آمريکا در آن دولت بود؛ با اين اوضاع اگر احمدينژاد رييس جمهور نشده بود پلمب بودن تاسيسات هستهاي مادام العمر بود، آيا از اين ذلت بيشتر. وي با بيان اين ادعا كه « به کار گيري حسين موسويان توسط روحاني عليرغم توصيههاي انجام شده بود » گفت: آنقدر فضاحت به بار آمد که حسين موسويان دستگير شد ولي متاسفانه اين مافياي قدرت چه پشتوانه قوي دارد که با يک وثيقه 300 ميليوني آزاد ميشود، براي کساني که 27 سال پول اين مردم را ميخوردهاند، اين پول قلک بچه شير خواره آنهاست. وي با بيان اين ادعا كه « هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي عقايد احمدينژاد را خرافهگويي ميدانند » گفت: من افتخار ميکنم احمدي نژاد دکترين مهدويت در اين نظام را پس از 16 سال زنده کرد و مطمئنا اگر توسل به امام زمان (عج) نبود مطمئنا احمدينژاد نميتوانست از پس برنامههاي تخريبي آمريکايي در دانشگاه کلمبيا بر آيد. وي گفت: سياست مهدي گرايانه احمدينژاد تماما سياست رحماني در اين نظام ميباشد. فاطمه رجبي با بيان اينكه « آيت الله جوادي آملي عليرغم حمايت ايشان از رفسنجاني در انتخابات هنگامي که ترک تازي رييس جمهورهاي گذشته از احمدينژاد زياد شده بود در خطبههاي نماز جمعه خود گفته بودند چرا نميگذاريد به ثروتهاي شما رسيدگي شود، چرا وقتي به قدرت نرسيدهايد درصدد براندازي اين نظام هستيد؟» گفت:اين شخصيتهاي نظام اسلام هستند يا کفر، خدا نکند اينها شخصيتهاي اين نظام باشند چرا که اينها شخصيتهاي خوبي تنها براي نظام شاهنشاهي بودهاند. وي با اشاره به سخنان «باهنر که هاشمي را يک پديده استثنايي و خود را تابع وي دانست »، گفت: براي جامعه نبايد تعيين تکليف کرد، چرا که نظام اسلامي اين پديدههاي استثنايي را نميپذيرد. رجبي «اصلاح طلبان را تروريستهاي ايماني» دانست و گفت: آنها آمدهاند که ايمانهاي مردم را ترور کنند به همين دليل هم اکنون بيشترين فشار بر اصلاح طلبان به دليل رشد فرهنگ انتظار در بين جوانان وارد ميشود. به گزارش ايسنا، فاطمه رجبي در پاسخ به سوالات دانشجويان در پاسخ به سئوالي درباره کتاب راهي به سوي سرنوشت مدعي شد: رفسنجاني سخن دروغ به امام خميني (ره)بست و اين بالاتر از تحريف است. هنگامي که موضع اروپا و آمريکا عقب نشستهاند و ايشان در خطبههاي نماز جمعه ميگويد تهديد براي کشور است، پس هاشمي عامل تفرقه ميباشد. فاطمه رجبي افزود: علاوه بر اين، مهدي هاشمي و فائزه هاشمي عليرغم خلافهايي که انجام دادهاند به خاطر شخصيت حقوقي پدرشان محاکمه نميشوند، دليل آن از نظر آنان، حفظ آبروي اين نظام است، ولي هيچ عيبي ندارد چرا که با حذف اين عناصر، آبروي نظام بيشتر خريده ميشود. چند بار آقاي رفسنجاني را براي مذاکره دعوت کردم ولي ايشان تاکنون پاسخي نگفته است. فاطمه رجبي در خصوص سخنان خود در مورد قاليباف نيز گفت: قاليباف با بازي کردن با شعور مردم و تخريب جداول و آسفالتها با عمر دو سالانه در حال تبليغات سياسي است. وي در پاسخ به سوالي که «چرا زشت کاريهاي دولت احمدينژاد را نميگوييد» تصريح كرد: نا کارآمدي و زشتکاري تا کنون نديدهام ولي اگر چيزي وجود داشته باشد مطمئنا خواهم گفت. نويسنده کتاب احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه « چرا دولت احمدينژاد را مقدس جلوه ميدهيد» گفت: حکومتهاي اسلامي و رکن فقيه، مقدس است و دولتها بر اساس عملکردهايشان سنجيده ميشود، بنابراين دولت نهم به دليل رفتارهاي مهدي گرايانه و برپايي فرهنگ شيطان ستيزي، مقدس است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 15:8 توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:33 توسط |
|
قيصر امينپور هرچند هميشه از مصاحبه گريزان بود؛ اما رسانهها هيچگاه از نامش نميگذشتند. امروز هم خبرها با او شروع شد؛ اما اينبار خبر، خبر رفتن بود... قيصر امينپور «دستور زبان عشق» را سرود و از دنيا رفت. او آخرين مجموعهي شعرش را مردادماه بهدست علاقهمندان رساند. اين آخريها كارهاي چاپنشدهي سيدحسن حسيني را به سرانجام رساند و هنوز قرار بود كليات حسيني فقيد زير نظر او منتشر شود؛ اما... اين شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سهشنبه هشتم آبانماه در حاليكه چندماهي بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سالها درد و بيماري بر اثر ايست قلبي درگذشت. امينپور چند سال پيش عمل پيوند كليه انجام داده بود و چندي قبل نيز يك جراحي قلب را پشت سر گذاشت. عضو پيوستهي فرهنگستان زبان و ادب فارسي شامگاه گذشته در پي احساس درد به بيمارستان دي تهران مراجعه كرد؛ اما ديگر بيماري را تاب نياورد و همانجا چشم از دنيا فروبست.
آثار قيصر امينپور «دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچهي آفتاب» (1363)، «آينههاي ناگهان» (1372) و «گلها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعههاي شعر اين شاعر براي بزرگسالان هستند. «گزينهي اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد. همچنين «توفان در پرانتز» (نثر ادبي) و «منظومهي ظهر روز دهم» (براي نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (براي نوجوانان) (1368)، «بيبال پريدن» (نثر ادبي براي نوجوانان) و «گفتوگوهاي بيگفتوگو» (1370)، «بهقول پرستو» (براي نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوري در شعر معاصر» (1383) از ديگر آثار امينپور هستند.
نگاهي به زندگي قيصر امينپور به گزارش ايسنا، قيصر امينپور دوم ارديبهشتماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زداگاهش گذراند و دورهي راهنمايي و دبيرستان را در دزفول سپري كرد. سال 1357 در رشتهي دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد؛ اما يك سال بعد، از اين رشته انصراف داد و به دانشكدهي علوم اجتماعي همين دانشگاه رفت. در همان سال در شكلگيري حلقهي هنر و انديشهي اسلامي با افرادي چون سيدحسن حسيني، سلمان هراتي، محسن مخملباف، حسامالدين سراج، محمدعلي محمدي، يوسفعلي ميرشكاك، حسين خسروجردي و... همكاري داشت (گروهي كه بنيانگذاران جوان حوزهي هنري نام گرفتند و بعدترها چهرههايي چون سهيل محمودي، ساعد باقري، محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي، فاطمه راكعي و عليرضا قزوه نيز به آنان پيوستند). البته هشت سال بعد يعني در سال 1366، بههمراه بسياري از همدورهييهايش، از حوزهي هنري خارج شد. از ديگر نهادهايي كه قيصر امينپور در شكلگيري آنها نقش داشت، به تشكيل دفتر شعر جوان در سال 1368 ميتوان اشاره كرد. او در سال 1363 مجددا رشتهي تحصيلي خود را تغيير داد و در رشتهي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد؛ تا اينكه در سال 1369 تحصيل در دورهي دكتري اين رشته را آغاز كرد و دفاع از رسالهي پاياننامهاش ـ با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني و همكاري دكتر اسماعيل حاكمي و دكتر تقي پورنامداريان ـ با عنوان "سنت و نوآوري در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد. دكتر امينپور كه تجربهي تدريس در مقطع راهنمايي را در فاصلهي سالهاي 1360 تا 1362 در كارنامهي خود داشت، از سال 1367 نيز به تدريس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدريس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برميگردد. امينپور مدتي نيز به فعاليتهاي مطبوعاتي اشتغال داشت. جبهه مشاركت ايران اسلامي درگذشت قيصر امينپور را تسليت گفت جبهه مشاركت ايران اسلامي در پيامي درگذشت شاعر نامدار معاصر دكتر قيصر امينپور را به خانواده، دوستان و بستگان اين شاعر گرانقدر تسليت گفت. در متن اين پيام آمده است: « به نام خدا خبر اندوهبار و تأسف برانگيز درگذشت هنرمند دردآشنا و شاعر نامدار روزگار ما دكتر قيصر امينپور صبح روز سهشنبه را به يكي از تلخترين روزهاي اين سالها تبديل كرد. شاعر شيرينسخن نسل انقلاب كه غزلها و دوبيتيها و ترانههاي او سالهاست كه زمزمه لبهاي خاص و عام است؛ شاعري كه روح هنر را ميشناخت و در يكايك كلماتش عشق جاري بود، شاعري كه حرفهايش ناتمام ماند و چقدر زود به ناگزير وقت عزيمتش فرا رسيد، شاعري كه ميگفت: حرفهاي ما هنوز ناتمام تا نگاه ميكني وقت رفتن است باز هم همان حكايت هميشگي پيش از اين كه با خبر شوي لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود آي اي دريغ و حسرت هميشگي ناگهان چقدر زود دير ميشود جبهه مشاركت ايران اسلامي با دريغ و حسرت فراوان درگذشت اين هنرمند عزيز را به ملت ايران، دوستان و دوستداران و به ويژه خانواده عزادارش تسليت ميگويد و براي آن عزيز پركشيده از اين خاك علو درجات و رضوان الهي مسألت ميدارد.» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:52 توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 15:56 توسط |
|
دو اتاق تو در تو محل امن و آسايشي به نام «خانه» را ميسازد؛ براي خانوادهاي كه چهار عضو دارد، محلي كه نه امن است و نه در آن آسايش يافت ميشود؛ پس چرا نام خانه برخود نهاده؟ سقفهاي خانه را چه ميكني، امنيت فيزيكي ساختمان چه ميشود، ما را چه شده است كه كوخهايمان در كنار كاخها، كوچك و كوچكتر ميشوند؟! حال چرا آسايش وجود ندارد؟ اما تو نميداني و من به تو ميگويم، اگر پدر باشي يا مادر، فرزند برايت عزيز است؛ به طوري كه براي آسايش او هر كاري كه بتواني ميكني و اگر فرزندت بيمار باشد، ديگر تمام زندگيات را تعطيل ميكني تا فرزندت بهبود يابد، اما اگر فرزندت بيماري لاعلاجي داشته باشد چه ميكني؟ براي مداواي او هر كاري ميكني، حال ميداني چرا آسايشي در اين خانه وجود ندارد؟! من به تو ميگويم؛ فرزند اول خانواده دختري سالم است كه پا به گيتي ميگذارد و خانواده شاهد و شاكراست، فرزند دوم پسري كه تمام نتايج سونوگرافي سلامت او را تاييد ميكند و به دنيا ميآيد، ولي بيماري او بيماري مادرزادي به نام «مننگوسفال» است كه دستگاهي وجود ندارد كه آن را نشان دهد؛ بيماري كه نخاع را درگير ميكند و فرد مبتلا، معلوليت شديد جسمي و حركتي پيدا ميكند. اگر مادر باشي درك ميكني حال مادري كه پسر خود را مهدي نام نهاد و در هشت روزگي او را به دست جراح سپرد به اميد بهبودي. به اميد اين كه شايد اين اولين و آخرين عمل فرزندش باشد؛ چقدر سخت است، اگر بيمار باشي ميداني كه هرگاه كارت به بيمارستان و جراحي ميكشد بايد كيسهاي پول داشته باشي، مهدي عمل ميشود، ولي اين عمل او سرآغاز عملهاي جراحي بيشتر ميشود، پدر خانواده كه درآمدش كفايت خرج بيمارستان را نميدهد، دست ياري به سوي خويشان دراز ميكند به اميد حمايت، جوابي نميشنود، چگونه ميتواند رنج و درد پسر دوسالهاش را تاب بياورد. براي تامين خرج عمل، كليهاش را ميفروشد، كار كردن با يك كليه را شروع ميكند، خرج عملهاي بعدي و فروش خانه سرآغازي ميشود براي شروع اجارهنشيني و ... گويي اين خانواده بايد محبت را نيز گدايي كنند؛ زيرا خانوادههايشان نيز آغوش مهربانيشان را بر اين خانواده بستهاند، آنها را طرد ميكنند، گويا فروش كليه و بدبختي و بيپولي يك بيماري مسري براي اين خانواده است كه مهر خود را از آنها دريغ ميكند، انسانيت را چه ميشود؟ مهدي را براي عمل بايد به تبريز ببرند، فائزه(فرزند نخست) چه ميشود؟ خانه پدر بزرگ تنها راهحل است، ولي چرا بايد فائزه مدام راه خانه خود را در پيش گيرد تا پدر بزرگ مطمئن شود كه هنوز پدرش برنگشته است. يعني نگهداري از نوه اين قدر سخت است؟ هزينههاي زياد اين بچه مريض، بهانهاي مانند بيپولي به دست فاميل ميدهد تا خانوادهاي را كه براي مداوا به خانه آنها رفته است، روانه كوچه كنند! انسانيت را چه شده است؟ فاطمه، مادر مهدي براي دريافت كمك به كميته امداد ميرود، ولي گويا جواني او و همسرش محمد، بهانهاي است كه دست رد بر سينهشان زده شود. هر چه اسباب و اثاثيه منزل داشتهاند ميفروشند. براي تامين خرج درمان مهدي با شدت معلوليت 96 درصد، خانواده وي به كانون عدالت و مهرورزي نامه مينويسند، اما جوابي نميگيرند گويا در ترافيك نامهها، نوبت به نامه آنها نرسيده است. محمد، به صورت حضوري به اميد دريافت مساعدت مراجعه ميكند و جواب نامه، آدرس بهزيستي است. فاطمه و محمد با پرونده پزشكي و جواب نامههاي نوشته شده به مقصد مهرورزي، روانه بهزيستي ميشوند، ولي جواب آنها خالي از مهر و عدالت است. مادر التماس ميكند، ولي جوابي كه ميشنود: «اگر مزاحمت ايجاد كنيد پليس 110 را خبر ميكنيم» است، تمام اميدها نااميد ميشود. محمد كارش را از دست ميدهد و به باربري روي ميآورد، كار سخت باعث ميشود كه كليهاش خونريزي كند، ولي پدر بايد كوه قدرت باشد تا خانواده را نگه دارد. باز بيپولي و فقر چهره زشتش را نشان ميدهد، دوباره خانه فاميل؛ از اين خانه به خانه ديگر ميروند تا پول پيش منزل را جور كنند و در تيمورآباد خانه ارزان گير ميآيد و دوباره كميته امداد و جواب رد و شك كردن به اين خانواده و باز خونريزي كليه و بيكاري پدر و انتظار براي به دست آوردن پول، تا خرج عمل جراحي فرزند خردسال تامين شود. پدر تصميم ميگيرد قرنيه چشم خود را بفروشد تا ديگر رنج بدبختي پسرش را نبيند؛ تا به ناچيزترين قيمت، چوب حراج بر اعضاي بدن خود بزند؛ چون كسي حاضر نيست به اين خانواده وام بدهد و اين بار فاطمه نميگذارد، دست به دامن ما آدمها(!) ميشود و ديگر ادامه اين قصه تلخ با من و توست. محمد ميگويد: حاضرم بردگي كنم و تمام اعضاي بدنم را بفروشم تا مهدي خوب شود؛ و باز اين سوال آيا مهرورزي، شعاري زييا است كه تنها براي زينت از آن استفاده ميكنيم؟! اگر جوابي داريم، بدهيم.... به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) از همدان، مهدي كوچولو در حال حاضر 6 ساله است و تاكنون 3 بار مورد عمل جراحي لگن، مچ پا و كمر قرار گرفته است و به يك مورد عمل جراحي لگن ديگر نياز دارد كه هزينه آن 6 ميليون تومان برآورد شده است و در صورت انجام اين عمل جراحي، نياز به استفاده از پلاتين است كه براي درآوردن آن نيز به عمل جراحي ديگري نياز است. همچنين مبتلايان به بيماري «مننگوسفال» از ناحيه سر نيز دچار عارضه ميشوند كه اين بچه معصوم از اين عارضه نيز رنج ميبرد. حال اگر «بني آدم اعضاي يك پيكرند»، علاقهمندان جهت كمك به اين خانواده، با شماره تلفن 8271263 - 0811 تماس بگيرند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:49 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
اخبار ويژه گزارشهاي تحليلي سياسي اجتماعي عكس سايت قديم صفحه ويژه خاتمي |
|
RSS
|
|