![]() |
![]() |
|
| سياسي - اجتماعي - خبري - تحليلي |
|
محسن قرائتی درکنگره خانواده و سلامت جنسی با بیان اینکه خدا که ما را خلق کرده، مهندسی جنسی را نیز در ما به ودیعت گذاشته، گفت: «اگر قرآن را کنار بگذاریم، گیج میشویم.» به گزارش فصل یاد به نقل از هفتهنامه سلامت، وی غریزه جنسی را یکی از حکمتهای خداوند ذکر کرد و گفت: «برای بقای نسل، ارتباط فامیلها و قبیلهها، آرامبخشی، توسعه شخصیت، شکستن استبداد و خودرایی و شکستن غرور غریزه جنسی در انسان وجود دارد». رئیس ستاد اقامه نماز تصریح کرد: «آزادی زن در غرب باعث شده که غربیهادر لذت جنسی هم سرشان کلاه رفته است و لذت جنسیشان کمتر از مومنان است زیرا آنها زمانی که ازدواج میکنند، بارها و بارها لذت جنسی را تجربه کردهاند و ازدواج چیز جدیدی به آنها نمیدهد». وی با بیان اینکه «در آمریکا طلاق گرفتن مانند تاکسی گرفتن در ایران است»، گفت: «نظام خانواده در غرب به دلیل هرزهگی گسسته است. اسلام توصیه میکند در شهوت نیز باید تمرکز داشت. خدا به زنان میگوید زینت خود را به کس دیگری نشان ندهند. این باعث میشود که در لذت جنسی تمرکز به وجود آید و لذت آن چند برابر شود». رییس نهضت سوادآموزی با اشاره به اینکه کسی که همسر دارد، دو رکعت نمازش برابر هفتاد رکعت است، گفت: «زن و نماز یک خاصیت دارند. هر دو آنها از فحشا و منکر جلوگیری میکنند. اگر کسی زود ازدواج کند، 60درصد ایمان خود را حفظ کرده است. ازدواج در همه امور زندگی نقش دارد». وی ادامه داد: «بسیاری از ازدواجها در سالهای اول زندگی شکست میخورند چون زوجین بچهدار نمیشوند؛ در حالی که تمام کمالات انسان در مادر شکوفا میشود. ضروریترین نیازهای انسان، نیاز به اکسیژن، غذا و لباس است. قرآن همسران را تعبیر به لباس کرده است. بنابراین نیاز به همسر نیز جزو ضروریترین نیازها است». قرائتی با بیان اینکه باید آداب و رسومی را که خودمان درست کردیم بشکنیم، گفت: «چه کسی گفته زن بیوه نباید ازدواج کند. چه کسی گفته است در محرم و صفر رابطه زناشویی نباید باشد. مشکل ما در کمیسیون نیست، باید آداب و رسوم زاید ازدواج را حذف کرد. اسلام ازدواج را راحتترین کارها قرار داده است اما برای طلاق موانع زیادی گذاشته است. اما ما آمدیم به جای لباس شنا، لحاف به خودمان بستیم و حالا میخواهیم شنا کنیم. باید این لحاف را دور بیندازیم». وی افزود: «شب اول هر ماه آمیزش جنسی مکروه است جز شب اول ماه رمضان که این کار مستحب است. این نشان میدهد که باید راه را باز کنیم. برای این کار هم احتیاجی به کمیسیون نیست. کمی عرضه میخواهد. اگر دو سه تا آخوند همانند نوابصفوی و چند کت و شلواری مانند شهید رجایی داشتیم، این همه مشکل نداشتیم». رییس ستاد اقامه نماز ادامه داد: «ازدواج موقت را قفل کردیم و میگوییم چه کار کنیم. پدر به دخترش میگوید بعد از لیسانس گرفتن ازدواج کن. چه کسی گفته باید چنین قید و بندهایی قرار دهیم. چه کسی گفته باید به دلیل مرگ فلانی تا 40 روز ازدواج را عقب بیندازیم. من دخترم را در دبیرستان شوهر دادم. خودمان هستیم که برای خودمان گیر درست کردهایم». وی با بیان اینکه قرآن میگوید یکی از وظایف انبیا، شکستن غل و زنجیرهاست، گفت: «چرا میگوییم تا وقتی دختر اول ازدواج نکرده، دختر دوم هم نباید ازدواج کند. چرا پسری که سربازی نرفته نباید زن بگیرد. پسر زن بگیرد، سربازیاش را هم برود. ما باید کاری کنیم که ازدواج در ایران تسهیل شود. باید قانونی درست شود که کسی که زن دارد، کمتر از دو سال خدمت سربازی انجام دهد. ما روی میخ نشستیم میگوییم آخ. چه اشکالی دارد ستادی درست شود برای ازدواج با 14 سکه. با جهیزیه سبک و با فاصله طولانی بین عقد و عروسی. البته در مدت عقد، زن و مرد باید از هم کام بگیرند اما دیرتر سر زندگیشان بروند. این کار چه اشکالی دارد». قرائتی ادامه داد: «ازدواج و لذت جنسی آنقدر مهم است که قران میگوید وقتی زن ناشزه شد، رختخوابت را از وی جدا کن یعنی لذت جنسی آنقدر اهمیت دارد که بیتوجهی به خواست جنسی زن یک نوع تنبیه محسوب می شود. در روایت داریم اگر کسی خواست با زنش خلوت کند، حق دارد هیچکس را به خانه راه ندهد، حتی اگر مهمترین مقام مملکت باشد. مشکلات اقتصادی نباید مانع از ازدواج شود. پول نداشتن یک غصه است و ازدواج نکردن هم یک غصه. چرا غصه پول نداشتن را با غصه ازدواج کردن دو برابر کنیم». وی با بیان اینکه الان ازدواجها، ازدواج آدمها نیست بلکه ازدواج قالی و ماشین است، گفت: «باید به همان راهی رفت که خداوند فرموده است. قید و بندهایی هم که خودمان ساختهایم به این موضوع ضربه میزند. پیغمبر روی منبر بود که یک زن به وی مراجعه کرد و گفت من شوهر میخواهم. پیغمبر سخنرانی خود را قطع کرد و گفت چه کسی حاضر است این زن را بگیرد. شأن ازدواج این قدر بالاست». رییس ستاد اقامه نماز تصریح کرد: «نمیخواهم از دانشگاه آزاد تعریف کنم اما دانشگاه آزاد از زمان تشکیل خود قیدها را برداشته و در بیابانها دانشگاه ساخته است. از مدرسین بازنشسته استفاده میکند. چه اشکالی دارد بقیه ارگانها نیز ساختارشکنی کنند. در همین خیابان فاطمی 10 تا سالن سخنرانی وجود دارد که یکی از آنها کافی است. این پولها باید در جای دیگری خرج شود». وی با بیان اینکه هر جا از اسلام دور شدیم برای آن کنگره میگیریم، خاطر نشان کرد: «فقط باید موانع را رفع کنیم. مشکل مملکت ما با چند تا خط شکن رفع میشود». |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 14:45 توسط |
|
|
يك روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يك روباه او را ديد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 16:29 توسط |
|
|
به گزارش فصل یاد، در این حکم هادی قابل به 3 سال و 4 ماه زندان، خلع لباس روحانيت و 500 هزار تومان جريمه نقدي از طرف دادگاه ویژه روحانیت محکوم گردیده است. همانطور که قبلاً هم پیشبینی میشد تنها دلیل بازداشت هادی قابل، حضور یک روحانی سالم، مومن و متعهد در شورای رهبری حزب جبهه مشارکت بود. کاملاً قابل پیشبینی است که به احتمال فراوان حبس وی به جزای نقدی تبدیل خواهد شد و تنها موردی که در این حکم ثابت و غیرقابل تغییر خواهد بود خلع لباس این روحانی مومن و متعد است. پر واضح است که حضور این چنین روحانیای در شورای مرکزی حزب مشارکت مانند خاری در چشم بدخواهان تحزب گرایی و اصلاحات است. اما نکتهای که قابل کتمان نیست این است که حزب پر مهرهای مانند جبهه مشارکت که اکنون در آستانه دهمین سال فعالیت خود قرار دارد متکی به افراد نیست هر چند که افراد نیز نقش بیبدیلی را در حزب ایفا مینمایند. جبهه مشارکت حزبی است که از نزدیکترین یاران و وفاداران این انقلاب تشکیل شده و دارای هویت و شناسنامه روشن سیاسی است. نکته مهم اینجاست که آقایان بدانند برخورد با مشارکت و اصلاحطلبان با توجه به اقبال مردمی آنان، کاری نیست که به این سادگی ها امکان پذیر باشد و چنانچه از روی بیخردی نیز صورت پذیرد مانند آب دهانیست که سر بالاست و باعث ایجاد فضای بی اعتمادی در زمان اندک باقی مانده به انتخابات در سال اتحاد ملی خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:39 توسط |
|
|
رييس جمهور سابق كشورمان گفت: «آنچه خطرناك و باعث تاسف است اينكه گاهي براي پوشاندن واقعيتهاي تلخ و ضعفهاي موجود همه گذشته نفي و تخريب ميشود» به گزارش ايسنا _ منطقه خراسان و به نقل از روابط عمومي بنياد باران، حجتالسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي در جمع مديران گذشته استان خراسان رضوي در ادامه افزود: «غيرمنصفانه گذشته کوبيده ميشود و بد جلوه داده ميشود تا وضع کنوني که در آن هستيم در اين هياهو پوشيده بماند در حالي که نحوه اداره کشور در حال، بايد بررسي شود.» وي گفت:«بايد قدر سرمايههايمان را بدانيم حفظ سرمايهها مهم است، لطمه زدن به سرمايههاي اجتماعي از هدر دادن منابع مادي جامعه بدتر است و باعث ايجاد يك نوع بياعتمادي و ركود در راه بردن جامعه مي شود.» رييس بنياد باران تصريح كرد :« حفظ سرمايههاي اجتماعي بسيار مهم است البته آنها نيز طبقهبندي ميشوند. بعضيها در اصل انقلاب و نظام و بعضيها نيز بعد از انقلاب نقش داشتهاند كه همه در جاي خود محترم هستند. مسوولان كشور بايد متوجه اين امر باشند و نبايد بگذارند فضايي ايجاد شود كه سرمايهها لطمه ببينند؛ البته طبيعي است كه هر دولتي با عدهاي ميتواند كار كند، گرچه در اين زمينه نيز داراي افراط هستيم و اين امر در همه دورهها بوده است متاسفانه در ايران ثبات پيدا نكردهايم كه نيرو ها و سرمايههايمان را حفظ كنيم.» وي افزود: «سرمايهها نبايد تخريب شوند و به آنها توهين كرد، اگر چنين شود و كساني كه از نظر مسووليت و موقعيت بالاتري از نظر سلسله مراتب اداري و اجتماعي قرار گرفتند، يك كاري كنند كه غلط باشد، در مراتب پايينتر نيز گسترش مييابد. به هر صورتي بايد سعي كرد كه سياستها در جهت مصلحت كشور تصميمگيري شود و بايد سرمايههاي اجتماعي را حفظ كرد.» خاتمي در ادامه گفت: «ما هميشه در "حال " زندگي ميكنيم. اين حال نه جداي از گذشته است و نه بريده از آينده بلكه نقطه اتصال ميان گذشته و آينده است. اگر بخواهيم حال را ارزيابي كنيم بدون ارزيابي گذشته و بدون اينكه ببينيم حال از كجا آمده است دچار اشتباه ميشويم. نبايد حال را از ظرف تدريجي خود جدا كنيم و برداشت انتزاعي از آن داشته باشيم.» وي افزود:« انسان موجودي تاريخي است و مسائل مربوط به آن هم تاريخي است. همواره نگاه كردن به گذشته و نقد آن لازم است. بايد از گذشته و تاريخ عبرت گرفت يعني آموختني كه براي وضعيت بهتر پل ميشود. براي ساختن حال حتما بايد به گذشته نگاه كرد به همين دليل همواره بايد گذشته از جمله هشت سال دولت اصلاحات را نقد كرد.» خاتمي تصريح كرد:« نقد به معناي ايراد گرفتن تنها نيست بلكه به معناي ديدن ضعفها و قوتها و ارزيابي جامع و صحيح نسبت به آنهاست. متاسفانه در ايران وقتي ميگوييم نقد يعني دعوا كردن با آن چيزي كه مورد نقد است و نفي كردن آن. متاسفانه در حوزه فرهنگ و ادبيات هم نقد نداريم، نقد ادبي و هنري دستاوردهاي بسيار بزرگ در فرهنگ غرب است و منشا تحولات و پويايي بسيار وسيع در عرصه ادب و فرهنگ ميشود، ولي ما هنوز در ايران نقد ادبي و هنري و اجتماعي درست نداريم يا اينكه كم داريم.» وي در ادامه گفت:« به هر حال بايد براي عبور و گذر از حال به وضع بهتر، نقد كنيم ولي آنچه خطرناك و باعث تاسف است اينكه گاهي براي پوشاندن واقعيتهاي تلخ و ضعفهاي موجود همه گذشته نفي و تخريب ميشود. غيرمنصفانه گذشته كوبيده ميشود و بد جلوه داده مي شود تا وضع كنوني كه در آن هستيم در اين هياهو پوشيده بماند درحالي كه نحوه اداره كشور در حال بايد بررسي شود، البته نبايد بي انصافي كرد و نبايد فقط نقطههاي ضعف را ببينيم بلكه بايد نقطههاي قوت را هم ديد.» خاتمي گفت:« بايد در قضايا اخلاق و ادب انساني و انصاف منطق رعايت كنيم، ولي نقد كردن حق همه خيرخواهان و منشا اصلاح و بهبود امور است . حق داريم اين پرسشها را بپرسيم و در جامعه مطرح كنيم آيا وضع اقتصادي كشور بهتر شده است؟ آيا اتكاي به نفت نه در ادعا بلكه واقعا كمتر شده است يا بيشتر؟ آيا شعارهايي كه داده شده است تحقق يافته است؟ آيا تهديدها نسبت به كشور و نظام كمتر شده است؟ نبايد بگذاريم كساني بيانصافانه همه گذشته را نفي كنند براي اينكه وضع موجود ناديده انگاشته شود.» رييس جمهور سابق كشورمان اظهار داشت: « بايد وضعيت فعلي را با رعايت اخلاق اسلامي نقد كنيم و براي پرسشهاي اساسي خود پاسخ بگيريم، البته كارهاي خوبي هم اگر هست بايد ديده و گفته شود و نه اينكه فقط ضعفها زير ذرهبين قرار گيرد. نقد باعث اصلاح امور است و از لحاظ فردي و اجتماعي تواضع ميآورد و اين تواضع براي كساني كه در قدرت هستند ضروري است تا دچار سوء تفاهم نشوند.» سيد محمد خاتمي افزود: « نقد تضعيف نيست، بلكه تخريب تضعيف است. نابود كردن همه سرمايههاي اجتماعي و حاصل بزرگ انقلاب اسلامي خطرناك است. به هر حال بايد وضع موجود را نقد كرد و براي اصلاح و بهبود آن برنامه و راه حل داشت و آن را به مردم و جامعه عرضه كرد. به خصوص اين امر در هنگام انتخابات مهم است زيرا هر انتخابي مقطع قرار گرفتن در آستانه يك وضع جديد است.» براساس گزارش روابط عمومي بنياد باران، رييس بنياد باران تاكيد كرد: بايد كارهايي را كه در عرصههاي سياسي، اقتصادي، علمي و فرهنگي ميكنيم در نظر داشته باشيم و فرض كنيم كه همين الآن در پيشگاه الهي ايستادهايم و بايد جواب دهيم. چه كار كنيم كه رضايت خدا را داشته باشيم. اگر ملاك جلب رضايت خدا باشد خداوند هم عنايت ميكند و راههاي خوب را پيش روي انسان ميگذارد و خدمت و خير آن به مردم ميرسد. خاتمي افزود: «بايد به مردم كمك كرد. اين مردم بسيار خوب هستند و بايد به آنها خدمت كرد بايد در نظر داشته باشيم كه ما هر چه داريم از مردم است و هرچه به دست آوريم نيز براي مردم است. شما متعلق به جرياني صاحبنظر، سليقه و فكر هستيد. بايد سعي كنيم برنامهاي براي خدمتگزاري به مردم تدوين كنيم تا اگر زمينهاي فراهم شد، آنها را براي رضايت خدا و خير به مردم پياده كنيم.» وي تصريح كرد:« بايد به انتخابات به عنوان يك پروژه نگاه كنيم. بايد دلها را به يكديگر نزديك كنيم، اختلاف سليقه سر جاي خود ولي بايد سر اصول با يكديگر باشيم. همه با هم در كنار همديگر باشيم تا انشاالله شاهد شكلگيري مجلس قوي و دلسوز براي انقلاب و نظام و مردم باشيم.» خاتمي از آيتالله واعظ طبسي نماينده ولي فقيه در خراسان و توليت آستان قدس رضوي به عنوان يكي از نيروهاي ارزنده انقلاب با سابقه روشن ياد كرد و گفت :«همه نيروها بايد با ايشان ارتباط داشته باشند و از وجود وي استفاده كنند.» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 16:43 توسط |
|
|
يك ادعاي باور نكردني درباره صدام حسين رهبر عجيب و غريب عراق: يكي از معشوقه هاي هيتلر در تاريخ 20 آوريل 1937 صدام را به دنيا آورد! مخبران نازي با گسيل به بيمارستان، صدام را به تكريت بردند. اين ادعاها در كتابي با عنوان “فرزند رايش” كه دو روز قبل در امريكا روانه بازار كتاب شد مطرح شده است. اين ادعا حتي تئوريسينهاي خبره را نيز در شوك فروبرد! در كتابي كه دو روز قبل در آمريكا روانه بازار شد ادعا مي شود صدام فرزند نامشروع هيتلر است. طبق ادعاي كتاب “فرزند رايش” در سال 1936 يكي از معشوقه هاي جوان هيتلر حامله شد. از اين ماجرا حتي هيتلر نيز بي خبر بود، سرويس مخفي آلمان از بيم آنكه اين نوزاد براي فوهرر دردسرساز شود دختر جوان را براي زايمان به بيروت منتقل كرد. در همان زمان، مأمور سرويس اطلاعاتي آلمان، “رينهارد هوفمان” در بغداد در حال مذاكره با يك جوان عرب به نام “خيرالله تولفا” بود. هوفمان با پرداخت مبلغ قابل توجهي پول به تولفا، از او مي خواهد نوزادي را كه در آوريل متولد خواهد شد به يك خانواده مطمئن و مناسب بسپارد. توفلا نيز براي نگهداري از كودك، خواهرش صبحا را كه وي نيز در آوريل بچه دار مي شد پيشنهاد داد. معشوقه هيتلر، صدام را در 20 آوريل 1937 به دنيا آورد. هفت روز بعد، هنگامي كه صبحا را درد زايمان گرفته بود، مأموران مخفي نازي وارد بيمارستان بيروت شدند و به زور، نوزاد (صدام) را از آغوش مادرش جدا كردند. در همان شب، مأموران طفل را مخفيانه به تكريت برده و در زاغه ي خانواده فقير توفلا گذاشتند. در همان اثنا، خيرالله در حال برنامه ريزي بود كه كسي متوجه نشود خواهرش فرزند زن ديگري را به عنوان فرزند خود مي خواند . در اين بين يك اتفاق عجيب افتاد؛ فرزند صبحا مرده به دنيا آمد و صبحا نيز بخاطر خونريزي شديد بيهوش شده بود. خيرالله از اين فرصت استفاده كرد و فرزند هيتلر را به جاي فرزند خواهرش گذاشت. نوزاد مرده را هم مأموران مخفي آلماني از ميان بردند. صدام هنگامي كه بزرگ شد مدعي شد كه نام پدرش حسين الماجد است و پدرش قبل از تولدش، آنها را ترك كرده است . دايي صدام، خيرالله كه سمپات نازي ها بود و ديدگاهي افراطي درباره مليت عرب داشت در سال 1941 به نيروهاي “راشد علي” كه عليه انگليسي ها قيام كرده بودند پيوست و به همين دليل مدت 6 سال را در زندان گذراند. وي به عنوان رئيس دولت صدام و همچنين مدتي نيز به عنوان شهردار بغداد ايفاي نقش كرده بود. كتابي مناقشه برانگيز در كتاب ” فرزند رايش” ادعا مي شود كه دو ديكتاتور تاريخ، صدام و هيتلر با هم ارتباط خوني دارند و صدام فرزند نامشروع هيتلر و معشوقه اش است. در اين كتاب ادعا مي شود مأموران مخفي نازي از تمام اين جريانات اطلاع دارند. آلمان نازي ارتباط گرمي با رهبران عراق داشت. آدولف هيتلر در سال 1932 به پادشاه عراق يك مرسدس هديه كرده بود. اين هم برخي از دلايلي كه احتمال بالا را تقويت مي كند. صدام بارها گفته بود كه پدرش را نمي شناسد. وي به عنوان يك فرزند بي پدر توسط دائي اش بزرگ شده بود. ارتباط دايي وي با نازي ها مدتها قبل اثبات شده بود. صدام و هيتلر به لحاظ ظاهري بسيار شبيه هم هستند. چگونه يك فرزند يتيم در خاورميانه مي تواند بدون كمك از كشورهاي قوي اي مثل آلمان به يك ديكتاتور تبديل شود؟ صدام حسين در تمام طول عمر خود از سوي آژانس هاي آلماني محافظت مي شد. هنگام تحريم عراق از سوي سازمان ملل، شركت هاي آلماني در عراق فعال بودند. مهندس آلماني “كارل برند اسر” پناهگاه صدام را ساخته بود. پدر بزرگ اين شخص همان كسي بود كه پناهگاه هيتلر را ساخته بود. پي نوشت: به نظر مي آيد نويسنده فوق، با توجه به جالب توجه بودن اين موضوع به داستان پردازي و خيال پرداخته است. به هرحال، متن فوق ترجمه اي بود از روزنامه تركي زبان حريت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 16:39 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
اخبار ويژه گزارشهاي تحليلي سياسي اجتماعي عكس سايت قديم صفحه ويژه خاتمي |
|
RSS
|
|